اشاره
همزمان با شكل گيري و ظهور زندگي شهر نشيني ، قوانيني براي آسايش ، رفاه و امنيت شهروندان تدوين شد. از جمله اساسي ترين و آشكارترين اين قوانين شهروندي مي توان به احترام به حقوق ديگران ،وقت شناسي ، عدم ايجاد مزاحمت ، حفظ محيط زيست ، ايجاد محله سالم ، پيشگيري از هرگونه آلودگي اعم از محيطي و صوتي ، مشاركت در اداره امور شهر و جلوگيري از تخريب اموال عمومي اشاره كرد.
با اين حال هم اكنون تخريب اموال عمومي و از بين بردن آنها در بيشتر جوامع و شهرهاي بزرگ دنيا به چشم ميخورد. ونداليسم ها يا همان تخريب گرايان در همه جا حضور دارند . آثار به جا مانده از اين افراد را ميتوانيم به راحتي بر روي كيوسك هاي تلفن های شهري، پارك ها ،اتوبوس ها و غيره مشاهده نمائيم .
شناخت بيشتر اين پديده و بررسي ويژگي هاي تخريب گرايان را در نشستي با غلامرضا بابايي به عنوان تنها محققي كه تحليل جامعه شناختي تخريب اموال عمومي را به عنوان طرح خود برگزيده است، و همچنين سعيده زياري كارشناس ارشد جامعه شناسي و كارشناس شوراي راهبردي مطالعات اجتماعي شهرداري مشهد مطرح كرديم :
قوم و قبيله ونداليسم ها:
ونداليسم يك مفهوم وارداتي است كه منشا آن از لغت وندال گرفته شده است. وندال ها قومي بودند كه در كشور آلمان امروزي در قرن 5 ميلادي مي زيستند . ويژگي بارز اين قوم اين بود كه همواره همسايگان خود را مورد غارت قرار مي دادند و در اين غارت ها چيزي به يغما نمي بردند ،بلكه فقط اموال آنها را تخريب مي كردند . امروزه اموال عمومي به اموالي اطلاق مي شود كه متعلق به عموم جامعه است و همه در حفظ و نگهداري از آن سهيم هستند.
اما اگر بخواهيم تعريفی مفهومي از ونداليسم ارائه كنيم، مي توانيم به رفتارهايي اشاره كنيم كه به صورت آگاهانه ، مكرر و كاملا ارادي انجام مي شوند و منجر به تخريب اموال عمومي و به هم ريختگي نظم شهرها مي شوند. تخريب گل ها، چمن ها و نوشتن يادگاري بر روي صندلي ها و درخت ها، شكستن شيشه لامپ هاي برق، پاره كردن صندلي اتوبوس ها، تخريب وسائل بهداشتي ، شعارنويسي بر روي ديوارها و ... برخي از مصاديق تخريب اموال عمومي به شمار ميآيند.
بر طبق نتايجي كه از تحقيق بررسي جامعه شناختي رفتارهاي نابهنجار در شهر مشهد كسب شد، درمشهد بيشترين تخريب اموال عمومي از محل راه رفتن بر روي چمن ها حاصل شده است. نكته جال اينجاست كه بر طبق گفته شهروندان پرسش شونده ،از نظر آنان راه رفتن بر روي چمن نابهنجاري تلقي نمي شود و امري كاملا عادي است.
اگر بخواهيم به صورت دقيق و علمي هزينه هايي كه از محل تخريب اموال عمومي متوجه شهرداري مي شود را بررسي كنيم، به مبلغي سرسام آور و گزاف خواهيم رسيد كه بخش قابل توجهي از بودجه را صرف خواهد نمود .
تشويق به تخريب
رفتار ونداليستي در بيشتر مواقع در جمع و گروه همسالان انجام مي شود . موضوع تخريب اموال عمومي را نمي توانيم به يك سن يا قشر خاصي نسبت دهيم . اين در حالي است كه تبعات و آثار آن تمامي جامعه را در بر مي گيرد . يك فرد تخريب گر بيش از ساير افراد جامعه احساس منفي نسبت به وضعيت خود دارد . به عنوان مثال وقتي فرد تخريب گر با يك تلفن عمومي خراب روبرو مي شود بسيار عصباني شده و سعي در تخريب آن مي كند.
بر طبق نتايج تحقيق ، تخريب گرايان همواره احساس ناكامي كرده و تصور مي كنند در حق آنان اجحاف شده است. لذا واكنش هاي تندي از اين دست از خود بروز مي دهند .
تشويق به تخريب معمولا در بين گروه جوانان و نوجوانان بروز مي كند . در اماكن ورزشي غالبا تخريب ها اجتماعي و در جمع بوده و حتي در برخي موارد موجب افتخار تخريب كننده نيز مي گردد. در مورد وسائل عمومي تخريب ها به صورت دسته جمعي صورت مي گيرد و ممكن است حالت تفريح و سرگرمي داشته باشد.
بر طبق نتايج تحقيق بيشترين رفتار تخريبي كه از سوي شهروندان مشهدي مشاهده شده بود ، راه رفتن روي چمن بود كه 65 درصد افراد به ميزان زياد آن را مشاهده كرده بودند . كمترين ميزان تخريب نيز در مجسممه ها و تابلوهاي پارك ها مشاهده شده بود.
اما زماني كه اين سوال پرسيده شد كه آيا شما هم بر روي چمن ها راه مي رويد ؟ تنها 20 درصد افراد جواب مثبت داده بودند و اين نشان مي دهد انسان ها همواره خودشان را بهتر از آنچه در واقع هستند نشان مي دهند .
78 درصد افراد پرسش شونده گذاشتن آشغال بدون نايلون را نابهنجاري مي دانند و 55 درصد اين رفتار را مشاهده كرده بودند در حالي كه تنها 7 درصد افراد اين عمل را مرتكب مي شوند.
از نظر پرسش شونده ها افرادي كه تمايل به تخريب دارند عمدتا به دليل تخليه عقده هاي رواني و دروني خود مرتكب اين اعمال مي شوند . 18 درصد افراد هم تفنن و لذت بردن ، ناكامي و اجحاف و مورد تائيد قرار گرفتن را عنوان كرده بودند. نتايج تحقيق نشان داد كه در اكثر موارد تخريب از سوي مردان و پسران و در رده سني نوجوانان كمتر از 18 سال مشاهده شده است.
3 پيشنهاد
اكنون زمان آن رسيده است تا آموزش هاي لازم را جهت حفظ و نگداري از امكانات و اموال عمومي به شهروندان ارائه كنيم . نگرش شهروندان بايد به اموال عمومي و امكانات موجود در جهت حفظ و نگهداري از آنان تغيير كند. همچنين بايد شهروندان به نظارت و كنترل رفتارهاي نابهنجار و مخرب تشويق شوند و توليد نظارت همگاني صورت گيرد.
آگاهي مردم
تخريب اموال عمومي پايان نمي پذيرد مگر اينكه مردم و شهروندان اين آگاهي را پيدا كنند كه نسبت به شهر و محل زندگي خودشان و هزينه اي كه به عنوان عوارض براي نگهداري و حفظ آنان پرداخت مي كنند ، مسئول باشند.
اين امر ميسر نمي شود جز اينكه اطلاع رساني دقيق انجام شود كه عوارض شهرنشيني چه مقدار براي فضاي سبز ، چه مبلغي براي آسفالت و ... هزينه مي شود. اين امر شايد در برهه اي از زمان براي شهرداري ها هزينه بر باشد ، اما نتايج آن را در سال هاي آينده به وضوح مي توانيم مشاهده كنيم . سيستم تربيتي زماني كه از خانواده آغاز شود ، اطلاع رساني بر روي نسل جديد نيز به خودي خود صورت مي پذيرد.
بر طبق الگوي توسعه فرهنگي بايد ابتدا باور افراد را عوض كنيم تا بتوانيم نتايج بزرگي برداشت كنيم . در حال حاضر هزينه گزافي دائما صرف نگهداري و ترميم اموال عمومي مي شود اما فرهنگ سازي اتفاق نمي افتد.
همكاري ارگان ها
يكي از نقايصي كه در سيستم كشور ما وجود دارد ، ناهمگوني بين ادارات و سازمان ها است . در حال حاضر دانشگاه ها بايد مساله شناسي كنند و با پيدا كردن نياز ها آنان را به مديران اجرايي منتقل كنند . لازمه اين امر ارتباط وسيع و گسترده بين دانشگاه ها و شهرداري ها مي باشد . اما در حال حاضر دانشگاه ها راه خودشان را مي روند و شهرداري و ارگان هاي ديگر نيز راه خودشان را . در دانشگاه تمامي رشته هايي كه مورد نياز شهرداي است تربيت مي شوند اما در فضايي كه متصل به شهر نيستند و زماني كه دانشجو در دنياي واقعي قرار مي گيرد ،با محيط كاملا ناآشنا و نا مانوس روبرو می شود .
يكي از دلايل كه شهرداري هنوز برنامه ريزي اصولي نكرده است ،اين است كه احساس نياز نكرده است.
فرهنگ سازي براي مديران
براي تحقيقاتي كه انجام مي شود بايد پيوست اجتماعي وجود داشته باشد و مديران از نتايجي كه حاصل مي شود استفاده كنند.شوراي راهبردي مطالعات اجتماعي نيز با همين هدف شكل گرفت . هم اكنون چكيده طرح هاي اجتماعي به صورت سلسله گزارشات در اختيار مديران قرار مي گيرد تا با شناخت بهتر، تهديدها تبديل به فرصت شوند . در قالب اين شورا مباني علمي موضوعات و مسائل اجتماعي ، عملياتي و به روز مي شود و نتايج آن در سمينارها و نشست هاي مختلف به برنامه ريزان شهري منتقل مي گردد . اين امر گاهي براي فرهنگ سازي مديران است كه از اين طريق به آنان تلنگري مي زنيم و تهديدهاي شهر را براي آنان بزرگ مي كنيم . به بياني ديگر محقق با شناسايي مساله در ، انتظارات مردم را شناسايي مي كند و در شوراي راهبردي آن را به چالش مي كشد.
حرف آخر
تا زماني كه پيشنهادها و طرح ها عملياتي و اجرايي نشوند و مديران به اهميت امر پژوهش پي نبرند، نمي توانيم وضعيت موجود را تغير دهيم . مردم نيز بايد مبلغي كه ازعوارض خودشان براي آباداني شهر هزينه مي شود را لمس كنند تا ديد بهتري نسبت به شهرداري پيدا كرده و احساس مسئوليت بيشتري داشته باشند. به بياني بهتر جامعه پذيري بايد بين شهروندان يك شهر نهادينه شود و با يك نظارت همگاني در جامعه ،آسيب ها ی اجتماعي هر روز كمتر در شهرها مشاهده شود.