■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
میزگرد   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


ميزگرد

بنیان خانواده و سلامت روان، راهکارهای ارتقاء آن - قسمت سوم

تاریخ ایجاد   1388 جمعه 23 مرداد     بازگشت

شهر بهشت؛

قسمت سوم

با حضور آقايان سيد كمال‌الدين حسيني، حمید اصغري‌پور، نعمتي، سليمان‌پور، رمضان‌پور و سركار خانم رحمتي 

ما در سلسله بحث های گذشته بنیان خانواده و سلامت روان، موضوع را از سبک های ازدواج شروع کردیم , و گفتیم چه شیوه هایی، وجود دارد و هر یک از آنها را آسیب شناسی کردیم  و ملاک های آمادگی برای ازدواج  را مطرح کردیم.

امروز که سومین جلسه میزگرد بنیان خانواده است در مورد چند محور زیر بحث خواهیم کرد:

 1- مراسم خواستگاری, اشکال رایج و آسیب شناسی آن
 2- ویژگی ها، مسائل و مشکلات احتمالی دوران عقد
 3- روابط همسران و آسیب شناسی آن

در این جلسه همانند جلسات قبل در خدمت اساتید محترم آقایان نعمتی, اصغری پور, سلیمان پور و حجت الاسلام  رمضان پور از فعالان سازمان تبلیغات اسلامی در زمینه نوجوانان و جوانان هستیم که همگی میهمانان محترم از مشاورین با تجربه شهر مشهد هستند.

در اینجا از آقای سلیمان پور خواهش می کنم راجع به مراسم خواستگاری و مسائل مربوط به آن و اینکه چه مشکلاتی را می تواند برای بعد به وجود بیاورد؟ اینکه جوانان در مراسم خواستگاری باید به چه چیزهایی دقت کنند؟ دیدگاههایشان را بفرمایند.

 

آقای سلیمان پور: خواستگاری از مراسم بسیار بسیار مهم قبل از ازدواج است. در مراسم خواستگاری به فرد گفته می شود که سعی کنید, دو چشم دارید چهار تای دیگر قرض کنید تا همه چیز را بهتر ببینید. همه چیز را به درستی بررسی کنید, عجولانه تصمیم گیری نکنید, و همه جزئیات را بررسی کنید. در این قسمت ما می توانیم مراسم خواستگاری را به این گونه بیان کنیم که چه مراحلی داشته باشد ؟ و در جلسات اول و یا دوم چه مسائلی مطرح شود؟ و یا اینکه به صورت کلی بیان کنیم و بگوییم که شرایط خواستگاری در مجموع چه فاکتورهایی باید وجود داشته باشد. که من آن را کلی بررسی کرده ام که برخی از این موارد را اشاره می کنم.

- برای جلسه های خواستگاری، خانواده پسر حتماً ذکر کنند که چند نفر هستند, و دقیقاً چه ساعتی می آیند, و با چه کسانی می آیند.

- حتماً بزرگ تر ها به این مجالس بروند. و ضمن اینکه نباید عده زیادی برای خواستگاری بروند.

- حتی خانواده دختر هم عنوان کنند که در این مراسم چه کسانی حضور دارند.

- به نظر من حتی دختر می تواند ملاک های ازدواجش را به خانواده بگوید تا اگر خواستگاری با این شرایط بود به مراحل خواستگاری رسمی و ... برسد, در غیر این صورت خانواده دختر می توانند همان اول نپذیرند و می توانند این ملاک ها را به صورت تلفنی چک کنند و بعد اجازه دهند که خانواده پسر برای خواستگاری بیایند.

- علاقه و محبت کمی بین دختر و پسر وجود داشته باشد, یا حتی اگر این علاقه وجود ندارد حداقل تنفر هم نباشد. چراکه بر اساس این باور غلط که متأسفانه بین مردم شایع است نمی توان گفت بعد از ازدواج به هم علاقه مند می شوند. یا اگر زیر یک سقف بروند به هم علاقه مند می شوند و ... چون ممکن است این علاقه هرگز به وجود نیاید. پس نباید در مراسم خواستگاری این تنفر وجود داشته باشد.

- در جلسه اول که دختر و پسر هم را می بینند معمولاً کلیات مطرح می شود, که باید در آن هر دو طرف خود را معرفی کنند. و از نظر سن, محیط اجتماعی, شغل،  اطلاعاتی به طرف مقابل بدهند, به نظر من برای جلسه اول همین حد اطلاعات کافی است, در حدی که دو طرف فقط یکدیگر را ببینند. در این جلسه یک سری ابهاماتی برای دختر و پسر ایجاد می شود که باید آنها را یادداشت کنند و بر اساس این ابهامات و پاسخ های آنها جلسه دوم شکل می گیرد.

- آنچه که به نظر من خیلی مهم است خواستگاری حتماً در خانه انجام شود, در خیابان, مجالس روضه, عروسی و ... , خواستگاری انجام نشود.

- وقتی خواستگاری در خانه انجام شود, فضای خانه می تواند اطلاعات زیادی به خانواده پسر بدهد, اینکه این خانواده از نظر اعتقادی, مذهبی, ارزشی و اقتصادی تقریباً در چه جایگاهی هستند.

- برخی باور دارند که در جلسات دوم و سوم خواستگاری خانواده ها حتی المقدور از صبح تا شب در کنار هم باشند. در این صورت خانواده ها می توانند اطلاعات ریزتری را از ارتباط بین افراد خانواده طرف مقابل, نوع برخوردها, نوع غذا خوردن, آداب و معاشرت و ... را بفهمند. که در مراسم رسمی درک چنین چیزهایی میسر نیست.

- به دختر ها و پسرها توصیه می کنیم که اگر قرار است که در جلسات بعدی بیشتر هم را بشناسند, این جلسات حتماً به صورت بالغ بالغ باشد.

در اینجا لازم است که توضیحات کامل تری بدهم. وقتی می گوییم که این جلسات باید بالغ بالغ باشد, یعنی احساسات و عواطف در آن جایگاهی نداشته باشد. مثل دو خانم و آقایی که با هم معمولی صحبت می کنند با هم همین گونه صحبت کنند. نباید از ابتدا طرفین احساسات خود را درگیر کنند, چون ممکن است بعد از چند جلسه متوجه شوند که به درد هم نمی خورند در صورتی که رابطه عاطفی ایجاد شده است و دو طرف دیگر نمی توانند به هم فکر نکنند, و چون ملاک هایشان با هم سازگار نیست دچار مشکلات زیادی می شوند. ما معتقدیم که دختر و پسر باید به فکر این باشند که در این جلسات روابط استارت عاطفی نخورد, و خیلی بالغانه با مسأله برخورد کنند. مثلاً یکدیگر را به اسم کوچک صدا نزنند, از الفاظی که هیجان آور است مثل جان, عزیزم و ... استفاده نکنند.

- در خواستگاری دو طرف بتوانند ادعاهای هم را چک کنند. مثلاً اگر طرف مقابل می گوید که من اهل مطالعه هستم, از او بپرسد که فلان کتاب را خوانده است یا خیر؟ که واقعاً این گونه هست یا خیر؟

- در مرحله بعد دو طرف باید ملاک های خود را برای ازدواج مطرح کنند. ما حتی پیشنهاد می دهیم که انتظارات و ملاک های خود را یادداشت کنند و به طرف مقابل بگویند که چه انتظاراتی از او دارند, چه ملاک هایی برای برایشان مهم است.

- در جلسات خواستگاری توصیه می شود, که دو خانواده از هم تشکر کنند, حتی اگر خانواده داماد گُل می برند خانواده عروس این گل را درجایی خوب بگذارند که به خانواده داماد توهین نشود.

- توصیه می شود که حتی شیرینی که برای مراسم گرفته می شود خشک باشد و تر نباشد, چون خوردن آن سخت تر است و ممکن است برای افراد در جلسه اول مشکل باشد.

- میوه ای را انتخاب کنند که راحت خورده شود.

در این جا برای خود من سوالی مطرح است و آن اینکه , آیا می توان این مجوز را داد که دختر و پسر قبل از مراسم خواستگاری با هم چند جلسه صحبت کنند, یا پیش مشاور بروند و بعد خانواده ها را در جریان بگذارند یا خیر؟

 

آقای اصغری پور: یکی از ایراداتی که فرزندان و گاهی والدین به این نوع از خواستگاری سنتی می گیرند و سعی دارند از این طریق توجیهی برای ازدواج های مدرن و ارتباط های دختر و پسر قبل از ازدواج پیدا کنند, نقاب ها و ماسک هایی است که افراد در فضای بسته و کلیشه ای خواستگاری می زنند. و این واقعیتی اجتناب ناپذیر است, که این جلسات شاید به طور واقعی نتواند ما را به اطلاعات صحیح میان خانواده ها نزدیک کند. بنابراین واقعیت این است که اگر ما به دنبال تبلیغ خواستگاری به عنوان یک آداب و رسوم پذیرفته شده هستیم باید آن را به سمتی پیش ببریم که اطلاعات واقعی به ما بدهد و تا حدی اطمینان لازم را برای ما ایجاد کند.

در مورد نکاتی که استاد سلیمان پور فرمودند من هم چند نکته را اضافه می کنم.

- ما باید این مساله را در میان خانواده ها جا بیاندازیم که خواستگاری یک فرآیند است. یک مراسم مقطعی نیست. خانواده ها معتقدند که در جلسات دوم و حداکثر سوم جواب قطعی را از فرزندان بشنوند.

به نظر من خواستگاری از همان زمانی شروع می شود که هر پسر و دختری آمادگی ازدواج را در خودشان می بینند. و به طور جدی به فکر ازدواج می افتند, و تا زمانی که دو طرف به پاسخ قطعی برای یک مورد نرسیده اند خواستگاری ادامه دارد. حال آنکه طول این جلسات, تعداد جلسات, نوع مراودات و تعاملات, شکل به دست آوردن اطلاعات و ابزار آن بستگی به شرایطی دارد که در خانواده ها حاکم است. بنابراین ما باید این قضیه جا بیفتد که ایرادی ندارد مراسم خواستگاری طولانی و تعداد جلسات زیاد باشد و یا حتی با تعداد جلسات زیاد دو طرف یکدیگر را نپسندند و جواب منفی بدهند. و حتی اگر ماه ها خواستگاری طول می کشد, و نهایتاً جواب منفی بود مشکلی به وجود نیاید. ما باید به عنوان روانشناس این فرهنگ را به وجود بیاوریم که این گونه اتفاقات, خواستگاری های طولانی و ... و در نهایت جواب منفی افت یا بی احترامی خصوصاً برای خانواده دختر تلقی نمی شود.

اگر جامعه ما در این فرهنگ سازی موفق باشد, خود باعث می شود که ما موفقیت های بعدی زیادی کسب می کنیم. آمارها نشان می دهد که در اکثر ازدواج های ناموفق رگه هایی از تصمیم عجولانه و شتاب زده دیده می شود. بسیاری از این افراد بر این باورند که ما زود تصمیم گرفتیم و بسیاری از مسائلی که می توانستیم در همان زمان بفهمیم به خاطر محدودیت های زمانی از دست داده و عجولانه تصمیم گرفتیم.

- افراد باید برای ازدواجشان طرحی تهیه کنند, و از طریق آن باید بدانند که به دنبال چه کسی هستند؟ برای کسب اطلاعات بهتر باید از چه ابزارهایی استفاده کنند و به چه راه حل هایی نیازمند هستند؟ چه نوع سوالاتی را باید مطرح کنم؟

فرد باید تمام این موارد و خواسته ها و ... را به صورت مکتوب درآورد که اولاً در جلسه خواستگاری به خاطر هیجانات و استرس ها و عدم تمرکز دچار فراموشی لحظه ای نشود و ثانیاً اینکه دقیقاً بداند که چه چیزهایی می خواهد تا بتواند آنها را به درستی به طرف مقابل ارائه دهد. این کار بسیار مفید و مهم است. ضمن اینکه افراد نباید این یادداشت ها را به حساب ناتوانی ذهن, یا فراموشی بگذارند و نباید از این مسائل خجالت بکشند بلکه به عکس باید با اعتماد به نفس این کار را انجام دهند.

- به نظر من خانواده ها باید بلافاصله بعد از جلسه خواستگاری, نکته های مهمی که از خانواده مقابل درک کرده اند را یادداشت کنند. و ببینند که جمع این نوشته ها به آنها چه چیزی را می دهد که در جلسات بعدی به دنبال آن باشند. این کار باعث می شود که خانواده ها و جوانان هدفمند پیش بروند.

- شناخت ما باید شناخت کاملی باشد, خانواده ها نباید به ابزار سوال و جواب های مرسوم و معمول اکتفا کنند, به نظر من مشاهده, دقت نظر و توجه،  نقش مهمتری در شناخت دارد. افراد علاوه بر اینکه پاسخ سوالات خود را می گیرند باید به نحوه پاسخگویی, شکل ابراز عقیده, حالات حرف زدن،  چه با اعضای خانواده و چه با طرف مقابل توجه داشته باشند.

- باید خانواده ها به دختر و پسر آموزش دهند که مشاهده گر دقیقی باشند که یک ابزار خوب برای  شناخت است.

- بهتر است که در اولین جلسه خواستگاری حتماً پسر را با خود ببرند. به این دلیل که ممکن است که در بسیاری از خواستگاری ها در جلسه اول, کل قضیه منتفی شده و جلسات بعدی منحل شود. و بهتر این است که پسر، به عنوان محور قضیه با خانواده همراه شود.

- خانواده ها باید بدانند که پاسخ های بلی به معنی این است که این جلسه پاسخ بلی بوده است اما معلوم نیست که جلسه بعدی هم بلی باشد یا نه.

- بهتر است پس از مقدمات اولیه، امکان ملاقات دختر و پسر در محیطی غیر از خانه نیز با اطلاع خانوده فراهم گرددیعنی در محیط هایی که به طور طبیعی افراد راحت تر بوده و نقاب های افراد برداشته می شود.

البته ناگفته نماند این امر در صورتی امکان پذیر است که خانواده گام های اول را به درستی برداشته اند, و به پاسخ مثبت نزدیک شده اند. این دیدارها باید تحت نظارت والدین صورت بپذیرد . این اتفاق کمک می کند که دو طرف یکدیگر را در فضای اجتماعی نیز محک بزنند. شاید دلیل این حرف که می گویند ازدواج یک هندوانه سربسته است همین باشد که افراد نمی توانند در یک اتاق بسته و کلیشه ای همه تعاملات یکدیگر را محک بزنند, نمی توانند همه رفتارها و تعاملات یکدیگر را ببینند و بشناسند. بنابراین باید اجازه داد که این فضا شکسته شود.

 

حجت الاسلام رمضان پور: مسائلی که مطرح شد همگی مربوط به شیوه های معمول و مورد قبول ازدواج بود. در حالی که امروزه  این شیوه ها دیگر خیلی مورد قبول جوانان نیست. امروز چت, تلفن, خیابان, اینترنت یا دانشگاه باعث بسیاری از ازدواج های نادرست و بدون شناخت می شوند. در واقع اگر آشنایی دختر و پسر به صورت غیر متعارف آن شکل گرفت باید والدین سعی کنند که آنرا وارد کانال صحیح بکنند.

مراحل اول خواستگاری که خانم ها اغلب برای دیدن خانواده دختر و خود او می روند, کار تأیید شده ای است چراکه با برگزاری این جلسه مقداری حال و هوای هر دو خانواده به دست می آید و افراد می دانند که تقریباً با چه خانواده ای روبرو هستند. گاهی اوقات در همان آشنایی اجمالی اولیه، خانواده ها درک می کنند که به درد یکدیگر نمی خورند. چراکه اسلام در این خصوص می فرماید دو خانواده باید هم کُف هم باشند و باید تناسب بین دو خانواده از نظر تحصیلات, فرهنگی, اقتصادی و ... وجود داشته باشد.

در جلسات خواستگاری باید صداقت وجود داشته باشد, گاهی اوقات خانواده ها ممکن است ویژگی های خاص دختر یا پسر خود را نظیر بیماریها, طلاق, ازدواج های ناموفق و ... را از خانواده مقابل بپوشانند. و بعد از عقد این مسأله رو می شود که باعث بروز مشکلات زیادی می شود که منجر به اختلاف می شود.

 

آقای اصغری پور: به اعتقاد من خیلی از نکاتی که محرمانه تلقی می شود, لزومی ندارد اولین جلسات مطرح شود. شاید همان جلسه اول قضیه به هم بخورد دیگر ادامه نداشته باشد. اما اگر تصمیمات در حال جدی شدن بود, باید این مسائل عنوان شود.

 اما مساله صداقت در خواستگاری بسیار مهم است, ما باید بدانیم که چگونه می توان افراد را مجاب کرد که صداقت از عدم صداقت بهتر است؟ گاهی این تصور به وجود می آید که اگر در ازدواج ایرادی را که دارم پنهان کنم این به نفع من است, در حالی که اشتباه است و نوعی خطای شناختی محسوب می شود. ما باید به افراد آموزش بدهیم که پنهان کردن معایب یا موارد خاص زندگی نه تنها به نفع نیست بلکه به ضرر آنها است. همانگونه که قبلاً تعریف شد خوشبختی در جریان ازدواج امری دو جانبه و دوقلو است دختر و پسر یا هر دو با هم خوشبخت می شوند یا نمی شوند. پنهان کردن مسائل مهم قبل از ازدواج باعث چند آسیب جدی می شود:

1- اگر مساله پنهان شده،  بعد از ازدواج روشن شود, دیگر همسرش با او رفتار سابق را نخواهد داشت. و اعتمادش را از دست می دهد. در نتیجه رفتار خوبی با همسرش نخواهد داشت چه بسا منجر به مشاجرات طولانی بین زن و شوهر شود. پس این پنهان کاری منجر به برنده شدن یک نفر نمی شود , معمولاً در این گونه اتفاقات زن و شوهر دیگر اعتماد سابق را به هم ندارند و با کوچک ترین مسائل به هم شک می کنند. بنابراین ما می بینیم که اگر فرد خواسته است تا با این پنهان کاری به خوشبختی برسد, در این کار موفق نبوده است.

2-  آسیب دوم این است که اگر من از ابتدا،  همان مسأله جدی را با شریک زندگی ام در میان می گذاشتم, همسرم به من کمک می کرد که با آن مسأله راحت تر کنار بیایم. و خود او کمک جدی در حل این مساله می کرد.

3- خانواده ها و جوانان باید بدانند که قرار نیست که با کسی ازدواج کنند که هیچ ایرادی ندارد. در واقع افراد متشکل از صفات خوب و بد هستند, وقتی من به طرف مقابلم هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی ام را بگویم, یقیناً انتظار او هم در آینده از من معقولانه تر خواهد بود, تا اینکه من فقط همه نکات مثبت خودم را به او بگویم, در این صورت او انتظار خیلی زیادی از من خواهد داشت.

 

آقای نعمتی: بله واقعاً چنین مسائلی جای سوال دارد. به اعتقاد من در مورد مسائل خیلی مهم مثل ازدواج قبلی یا دوستی های جدی قبلی باید گفته بشود. ما باید به جوانان آموزش بدهیم که در این خصوص خیلی نباید از هم سوال کنند, و بخواهند که جزئیات این مسائل را بدانند. اطلاع مجمل و کلی از سوابق یکدیگر خوب است ولی توصیه نمی کنم که افراد سعی کنند از جزئیات زندگی هم باخبر شود.

 

حاج آقای رمضان پور: جوانان باید بر روی سوالاتی که از یکدیگر می پرسند, دقت کافی داشته باشند و پاسخ های آنها را نیز با دقت گوش بدهند و به روی آنها فکر کنند. در نهایت با این پاسخ ها که به صورت مکتوب درآمده با یک روانشناس و یا یک کارشناس مشورت کرده و نظر او را در این باره جویا شوند.

به نظر من، در جلسه اول بهتر است پسر همراه خانواده نباشد, چراکه در درجه اول باید خانواده ها هم را بپسندند و ضمن اینکه ممکن است دو فرد به هم وابسته شوند. ضمن اینکه هیچ اشکالی هم ندارد اگر خانواده ای مُسر است که در همان جلسه اول پسر را با خود ببرد, اما بهتر است ابتدا دو خانواده با هم آشنا شوند و بعد در مرحله بعد دو طرف یکدیگر را ببیند.

 

آقای حسینی: البته واقع مطلب این است که در جلسه ای که کاملاً رسمی است و افرادی هم در آن حضور دارند, احتمال اینکه این ارتباط عاطفی برقرار شود بسیار کم است.

 

آقای نعمتی: در این مورد تجربه به من نشان داده است که جوانان مُسرانه معقتدند که این کار بسیار توهین آمیز است, و چرا باید زمانی که من ازدواج کنم شما همسر مرا انتخاب کنید. و گاهی هم ممکن است که لجبازی کنند و بگویند که من به این طریق ازدواج نمی کنم.

من در اینجا لازم می دانم که چند نکته را اضافه کنم. ازدواج به صورت فرآیندی رخ دهد که البته ممکن است این پروسه شاید ساعت ها و روزها به طول بیانجامد که دوستان به آن اشاره کردند. من معتقدم که اگر قرار است که اعضای دو خانواده ساعت ها در کنار هم باشند اشکالی ندارد که قسمتی از این ساعات افراد تحت فشارهای آداب و رسومی باشد, مثل برداشتن شیرینی و یا میوه ای که خیلی راحت نیست. چه بسا این شرایط به افراد کمک کند تا در این شرایط خاص عکس العمل طرف مقابل را ببیند و راجع به آن قضاوت کند. مثلاً گاهی اوقات با اینکه خانواده داماد زیاد به منزل دختر می آیند اما خانواده دختر به منزل پسر نمی روند در صورتی که تأکید بر این است که خانواده عروس نیز، به منزل پسر بروند و از وضعیت زندگی آنها, و جزئیات زندگی آنها با خبر شوند. و حتماً لازم است که در این فرایند،  شام یا نهار هم باشد که در ساعات طولانی یک روز اتفاق بیافتد و خانواده ها بتوانند بهتر هم را ارزیابی کنند.

نکته بعدی این است که با اینکه همه تأکید می کنند که برای سوال ها و ملاک هایشان طرحی تهیه کنند و آن را به صورت مکتوب درآورند باز هم ممکن است عده ای این کار را جدی نگیرند و این کار را انجام ندهند.

اما در این فرایند دو آسیب جدی وجود دارد:

شاید یکی از اهداف این بحث ها این باشد که اگر یک باور غلط فرهنگی وجود دارد این باور اصلاح شود و ما در این کار پیش قدم باشیم.

1- با توجه به پیشنهاداتی که مبنی بر ارتباط دختر و پسر تا یک مدت کوتاه شد, ما باید به این مسأله فکر کنیم که آیا چنین فرهنگی در شهرهای کوچک که همه یکدیگر را می شناسند, یا در محلات و ... قابل اجراست؟ آیا خانواده دختر می توانند بپذیرند که دخترشان برای مدتی با کس دیگری در ارتباط باشد؟ آیا دیگران نمی گویند که دختر فلانی را با پسری دیدم؟ آیا خانواده دختر نمی گویند که روی دختر ما اسم گذاشته شده است؟ ما باید چنین روند هایی را تقویت کرده و مردم را تشویق به چنین ریسک هایی بکنیم و به آنها بیاموزیم که پیامدهای مثبت این کار از پیامدهای منفی آن بیشتر است.

2- دومین آسیب مربوط به بحث احساس است. اینکه عده ای معتقدند که زوجین بعد از ازدواج به هم علاقه مند خواهند شد, کاملاً اشتباه است. چراکه موارد بسیاری را دیده ام که چنین علاقه ای ایجاد نشده و مجبور به جدایی شده اند. و در این صورت یک ازدواج ناموفق در پرونده زندگی او درج شده است در صورتی که اگر همان ابتدا،  مقداری علاقه وجود داشت شاید کار به اینجا نمی کشید.

اما این احساس ضمن اینکه بسیار لازم است ممکن است خطرناک هم باشد. گاهی ممکن است احساس دو سویه باشد, یعنی هر دو یکدیگر را می خواهند اما این دو مورد،  مناسب برای ازدواج با هم نیستند. گاهی ممکن است که این احساس از طرف پسر باشد و گاهی هم از طرف دختر این علاقه و احساس وجود داشته باشد. در حالت اول ممکن است دو فرد به صورت منطقی با قضیه کنار بیایند و با هم ازدواج نکنند. این همان چیزی است که ما از جوانان انتظار داریم. گاهی هم ممکن است برعکس باشد یعنی افراد حاضر نباشند که از علاقه شان به یکدیگر بگذرند و علی رغم اینکه به درد هم نمی خورند باهم ازدواج کنند که ممکن است به طلاق منجر شود. در حالات بعدی هم ممکن است فرد دچار یک سوگ مختصری بشود که چون این سوگ گذرا است, خیلی بر فرد تأثیر نمی گذارد.

 

آقای حسینی: من بحث دوستان را جمع بندی می کنم, آقای نعمتی شرایط موجود در ازدواج را مورد بررسی قرار دادند و مسائلی چون حضور خانواده عروس در منزل داماد را مطرح کردند. آقای سلیمانی پور هم گفتند که یا باید شریط کلی خواستگاری بحث شود و یا مراحل مراسم خواستگاری مورد کنکاش قرار گیرد, که شرایط کلی را به طور کامل شرح دادند. آقای اصغری پور تأکید کردند که ما باید بیشتر بر روی بحث فرآیندی بودن ازدواج تبلیغ کنیم. و باید فرهنگ سازی شود که ازدواج نباید سریع و دو یا سه هفته ای انجام شود. دیگر اینکه ما باید این مسائل را در جامعه جا بیاندازیم که ایرادی ندارد اگر یک مراسم خواستگاری ده جلسه طول کشید اما در نهایت جواب منفی بود. مورد بعدی بحث آماده کردن سوالات و مکتوب کردن آنها بود که بحث کاملاً به جا و درستی است. من اضافه می کنم که امروزه یکی از ویژگیهای  انسان موفق در قرن 21 مستند و مکتوب بودن اقدامات و برنامه های انسان است, اما این امر هنوز در جامعه ما جانیفتاده است. و شاید حتی اگر کارشناسی در تلوزیون صحبت کند و برگه ای هم در دست داشته باشد مردم تصور کنند که او خیلی به لحاظ بار علمی مورد اعتماد نیست در حالی که این کار نشات گرفته از ذهن منسجم و نظام فکری اوست. همچنین آقای اصغری پور اشاره کردند که باید افراد مشاهده گران دقیقی باشند که نکته بسیار مهمی بود. و آقای رمضان پور هم بحث صداقت را به عنوان یکی از بحث های مهم خواستگاری مطرح کردند.

من می خواهم به این مساله از دیدگاه اجتماعی نگاه کنم, بدین صورت که شاید دلیل اینکه ما صداقت را خیلی جدی نمی گیریم این است که باور نداریم که یک دگرگونی فرهنگی در جامعه ما رخ داده است. باور این دگرگونی فرهنگی که نسل جدید در هر برهه ای از ازدواج, اگر احساس کنند که به درد هم نمی خورند قطعاً طلاق خواهند گرفت. در صورتی که در گذشته این گونه نبوده و زوجین هم را تحمل می کردند و معتقد بودند که باید در هر شرایطی با هم زندگی کنند. لذا صداقت می توانست در گذشته وجود نداشته باشد و ازدواج شکل بگیرد و دو طرف به صورت طلاق روانی با هم زندگی کنند, اما جوانان نسل جدید تحمل طلاق روانی را ندارند و به طلاق قانونی روی می آورند. لذا ما باید به مردم این آموزش را بدهیم که اگر آدمها احساس کنند که به آنها خیانت شده و یا ضرری به آنها رسیده است, تلاش خواهند کرد که هر چه سریع تر جلوی این ضرر را بگیرند. پس بهتر است که حقیقت را همان ابتدا با طرف مقابل در میان بگذارند. در واقع ما باید به طور جدی خانواده ها و جوانان را آگاه کنیم که اگر ازدواجی رخ دهد و یکی از طرفین، بعد از ازدواج متوجه برخی از مخفی کاری ها و ... شود قطعاً ضررهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.

یکی از بحثها که مردم دنبال پاسخ آن هستند و در جلسه قبل فرصت پرداختن به آن ایجاد نشد موضوع ازدواج فامیلی است که از آقای نعمتی تقاضا داریم به اختصار مزایا و معایب احتمالی آنرا بیان فرمایند.

 

آقای نعمتی: یکی از سوالاتی که امروزه جوانان مطرح می کنند این است که آیا ازدواج فامیلی خوب است یا خیر؟ در در مورد ازدواج با خویشاوند برخی به شدت معتقدند که دارای محاسن زیادی است, در حالی که دانشمندان این ازدواج ها،  خصوصاً ازدواج با فامیل نزدیک را نهی می کنند. و گاهی هم عده ای از ازدواج های با غریبه به شدت انتقاد می کنند. حقیقت این است که این نوع ازدواج ها هر کدام دارای محاسن و معایبی است. به نظر من اگر این مزایا و معایب گفته شود جوانان بهتر می توانند در این خصوص تصمیم گیری کنند.

ازدواج های فامیلی ( محاسن و معایب )

- در این نوع ازدواج ها بحث از جنس هم بودن و شناخت مطرح می شود.

- در این نوع ازدواج ها انتظارات توهمی ازدواج که این مردها، یا این زنها بعدها عوض می شوند ... کمتر اتفاق می افتد. چون خانواده ها هم را می شناسند.

- در ازدواج های خویشاوندی مراقبت از ازدواج بیشتر است و خانواده ها بیشتر سعی می کنند که ساپورت های مالی و عاطفی و روحی پررنگ تری( گاهی حتی برای اینکه از فامیل خود کم نیاورند ) داشته باشند.

- اما ازدواج های فامیلی به لحاظ مشکلات ژنتیکی بعدی به شدت نهی می شوند.

- در ازدواج های خویشاوندی ممکن است سوابق ذهنی ای که افراد از کودکی هم دارند, بعداً در ازدواج اثر منفی بگذارد. منظور این است که چون دو طرف با هم بزرگ شده اند شاید بعدها روزی را که همسرش لباس های مناسبی نداشته, یا ظاهر مرتبی نداشته به عنوان چوب حقارت استفاده کند. این سابقه ذهنی باعث می شود که افراد شاید آن احترامی را که برای فرد غریبه که از گذشته او هیچ تصویری ندارند, نگذارند که می تواند آسیب زا باشد.

 

آقای اصغری پور: این موضوع بسیار گسترده است و نیازمند این است که جلسه ای جداگانه برای آن برگزار شود. در مجموع بسیار دشوار است که بخواهیم حکمی صادر کنیم که ازدواج خویشاوندی بهتر است یا ازدواج با غریبه. آمارهایی داریم که نشان می دهد ازدواج خویشاوندی بهتر است و باز آمارهایی هم داریم که نشان می دهد ازدواج با غریبه بهتر است.

به نظر من بهتر است دو نفر که قرار است با هم ازدواج کنند ابتدا روی سایر ملاک هایشان فکر کنند, و آنها را با هم در میان بگذارند و ملاک آخرشان صحبت درباره ازدواج فامیلی و یا غیر فامیلی باشد.

من در مقایسه ای که میان مراجعان خودم داشته ام , با دو مشکل مشترک میان دو زوج فامیل و دو زوج غریبه انجام داده ام به این نتیجه رسیده ام که این مشکل در زوج فامیل حادتر است. و آن این است که گاهی افراد فامیل بیشتر به مشکلات زوجین دامن می زنند, چون سطح توقعات و انتظارات آنها بیشتر است این مسأله در ازدواج های غریبه کمتر از ازدواج های آشنا است.

آسیب دوم رازداری است. در ازدواج های فامیلی رازداری کمتر اتفاق می افتد. یعنی زمانی که مقداری از اطلاعات زناشویی به بیرون درز می کند, با توجه به اینکه افراد فامیل همانند زنجیر به هم متصل هستند گاهی از طریق بزرگان به همه اجزاء فامیل انتقال پیدا می کند. که گاهی منجر می شود که دردهای کهنه فامیلی بیدار می شود و به یک معضل بزرگ تبدیل می شود. 

به نظر من باید در مورد  ازدواج های خویشاوندی به شدت احتیاط به خرج داد. ضمن اینکه اگر زوجی نتوانند در کنار هم زندگی کنند شاید بتوانند راحت از هم جدا شوند ولی در ازدواج های فامیلی اینگونه نیست اگر دو نفر نتوانند با هم زندگی کنند به خاطر مصلحت های فامیلی مجبور به ادامه زندگی هستند و یا گاهی با جدایی این دو،  جدایی بین فامیل هم به وجود می آید.

 

آقای حسینی: بحث بعدی مسائل دوران عقد است؟ اینکه در حال حاضر در دوران عقد چه مسائلی وجود دارد؟ چه چالش هایی پیش رو است و یا رعایت چه نکاتی در این دوران می توان زمینه تداوم یک ازدواج موفق را فراهم آورد؟

 

آقای سلیمان پور: به نظر من مسائل دوران عقد را می توان در دو گروه بررسی نمود. یکی همان شرایط عقد است و یکی آسیب شناسی و مشکلات دوران عقد. که من به آنها به صورت فهرست وار اشاره می کنم:

- ما در دوران خواستگاری می گفتیم که کاملاً دو طرف باید چشم هایشان را باز کنند و همه چیز را به خوبی و درستی مشاهده کنند. در خواستگاری است که فرد می تواند هر چه قدر که می خواهد فرد را به چالش بکشد, و از او سوال کند و ... اما در دوران عقد دیگر زمان بررسی و به چالش کشیدن نیست, ما به جوانان می گوییم که در این دوران باید چشمان خود را ببندد و یا حداکثر نیمه باز بگذارند, در این دوران دیگر نباید برخی از مسائل پیش کشیده شود, کنجکاوی های بیش از اندازه صورت گیرد. این دوره دیگر جای چراها و سوال پرسش های مکرر نیست, این چراها مربوط به دوران خواستگاری است. این دوره یک دوره کارورزی است که فرد در آن آموزش می بیند که مشکلات را بررسی کند و به دنبال راه کارهای مناسب آن نیز باشد, در این دوران زوجین باید قدرت حل مساله کسب کنند.

- به نظر من دوران عقد نباید بیشتر از دوسال و کمتر از سه ماه باشد. که بیش از دوسال و کمتر از سه ماه ممکن است آسیب زا باشد.

- یکی از نکات مهم این است که عقد و عروسی نباید با هم انجام شود. بهتر است که بین این دو فاصله باشد.

- دوران عقد زمانی است که دخترها می توانند خود را برای زندگی مستقل آماده کنند, و اگر هنر خاصی را مد نظر دارند بیاموزند. در این زمان پسرها هم می توانند برخی از مهارت های همسرداری را در خود تقویت کنند, مثلاً اگر قبلاً با دوستانش بیرون می رفته در این دوران باید بیاموزد که کمتر برای دوستانش وقت صرف کند و بیشتر برای همسرش وقت بگذارد. ضمن اینکه بیاموزد که چگونه می تواند مدیریت مالی بهتری داشته باشد.

- دوران عقد, دورانی است که در آن دختر و پسر انرژی روانی زیادی را ذخیره می کنند تا این انرژی روانی را برای زندگی آینده شان به کار ببندند. این انرژی را با عشق ورزیدن و تکنیک های دیگر دوران عقد می توانند کسب کنند.

- در این دوران دیدارهایی که دختر و پسر با هم دارند باید مدیریت شود, در این دوران پسر نمی تواند هر زمانی که خواست به منزل دختر برود. هر دو با هم توافق کنند که در هفته پسر چه روزی به منزل دختر می آید. دختر چه روزهایی به منزل پسر برود .که این مسائل برای خانواده ها بسیار مهم است.

- در دیدارهایی که با هم دارند حتماً بزرگتر ها و حتی بچه ها نیز مد نظر دختر یا پسر باشند, به گونه ای نباشد که وقتی به هم رسیدند, بی توجه به بزرگ تر ها به یک اتاق بروند. در این صورت بزرگترها احساس می کنند که به آنها بی احترامی شده است.

- طرفین زمینه را به گونه ای فراهم نکنند که در آن نکات منفی خانواده ها یا اعضای خانواده مطرح شود. به عبارتی طرفین خیلی وارد جزئیات خانواده های یکدیگر نشوند.

- در این برهه، خیلی در دوران گذشته یکدیگر،  کنجکاوی نکنند و یا حتی به دوران گذشته طرف مقابل کاری نداشته باشند.

- در این دوران طرفین صداقت داشته باشند.

- خیلی زیاد حرف های نامربوط و تکراری نزنند.

- صحبت های هدفمند داشته باشند.در خصوص زندگی آینده با هم صحبت های مهم داشته باشند .

- با هم قهر نکنند.

- دیگران را به رخ هم نکشند و کسی را با همسرشان مقایسه نکنند.

- یک نکته مهم این است که در این دوران به شدت مراقب بارداری باشند.

- به یکدیگر اعتماد داشته باشند, که این کار باعث می شود که زن و شوهر نسبت به هم سوء زن نداشته باشند.

- در این دوران باید خود محوری را حذف کنند و متوجه باشند که طرف مقابل را در تصمیم گیری ها شرکت دهند. ضمن اینکه باید هر دو نفر تغییر کنند, و انتظار نداشته باشند که فقط طرف مقابل تغییر کند و مطابق میل او رفتار نماید.

- در این دوران نباید غیبت های زن و شوهر خیلی طولانی باشد و اگر پسری قصد دارد همسرش را به منزل خودشان ببرد نباید غیبت دختر در خانه مادرش بیش از چند روز باشد این اتفاق منجر به بی اعتمادی خانواده دختر به داماد می شود و این کار را بی احترامی می دانند پس این دیدارها باید دارای مدیریت باشد.

- وقتی در کنار هم هستند سکوت هایشان خیلی طولانی نشود.

- اگر می خواهند از هم انتقاد کنند, شیوه این انتقاد درست باشد, و از کلمات, من فکر می کنم ..., بهتر است... , من احساس می کنم ... , باشد که فرد احساس نکند که به شخصیت او حمله شده است.

- در نهایت باید افراد خیلی مراقب ازدواج های ناموفق باشند, حتی اگر همان زمان خواستگاری احساس خوبی ندارند ازدواج نکنند, یا به اجبار تن به ازدواج ندهند. جوانان دقت داشته باشند که دلیل ازدواجشان به خاطر فرار از جو خانواده نباشد, به خاطر درمان بیماری های روحی و جسمی نباشد, به خاطر ترحم و دلسوزی انجام نشود, به خاطر صرف باورهای غلط نباشد مثلاً مواردی که فرد می گوید چون همسرم سادات بود من با او ازدواج کردم, به خاطر ثروت, علم, یا موقعیت اجتماعی طرف مقابل ازدواج نکنند. به خاطر اینکه فقط خانواده خوبی دارد ازدواج نکنند. و به خاطر لجبازی با خانواده نباشد, به خاطر اینکه در کودکی کسی را به اسم کسی کرده اند ازدواج صورت نگیرد.

- در این دوران دختر فکر نکند که همسرش حتماً باید مثل پدرش باشد, و پسر فکر کند که خانم باید مثل مادرش باشد, بنابراین انتظاراتی که از مادرشان یا از پدرشان داشته اند نباید از همسرشان داشته باشند.

 

آقای نعمتی: نامزدی، به نظر من دوران واقعی و مفید زندگی است که نباید حداقل در جامعه ما حذف شود. این دوره یک دوره بینابینی زندگی در خانواده پدر و زندگی با همسر است. حدفاصل این دو دوره را دوران عقد می گوییم. دورانی که زن و مرد از خانواده اصلی جدا شده و وارد خانواده جدید می شوند. که اگر این امر یک باره اتفاق بیافتند ممکن است دو طرف دچار سردرگمی در نقش ها و ناهمگونی در ارزش ها شوند, بنابراین دوران عقد باید به رسمیت شناخته شود. به نظر من این دوران نباید خیلی طولانی یا خیلی کوتاه باشد.

ضمن اینکه این دوران, یک دوران آزمایشی زندگی زناشویی نیز هست. یعنی دو نفر در این دوره زن و شوهر بودن واقعی خود را آزمایش می کنند و اینکه آیا واقعاً می توانند یک زن و شوهر واقعی باشند یا خیر؟ و خانواده ای را تشکیل دهند که فقط قانون آنها را به هم متصل نکرده باشد و پیوند های عاطفی باهم داشته باشند. و این خانواده بتواند پاسخگوی نیازهای نسل بعد هم باشد. اگر در پایان این دوره این آزمایش موفق بود با هم زندگی می کنند در غیر این صورت قطعاً طلاق خواهند گرفت. این آزمون و خطا, آزمایش و تجربه ای واقعی است که افراد نباید فکر کنند که اگر به زندگی خودشان بروند همه چیز خوب خواهد شد. یا در مراحل بعدی با بچه دار شدن خوب می شود, که در این حالت، متأسفانه این نوزادان هستند که قربانی ندانم کاری های پدر و مادرها می شوند.

- در این دوره علاوه بر اینکه مدیریت زمان با هم بودن بسیار مهم است اما تأکید می کنم که دو نفر باید به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. یعنی کمیّت با هم بودن کافی باشد. یعنی نباید آنقدر کم در کنار هم باشند که تصوری از زندگی در کنار هم را نداشته باشند.  و به اندازه کافی ارتباط روحی, روانی, جسمی و عاطفی در کنار هم داشته باشند.

- یکی از مسائلی که نسبتاً در این دوران شایع است , تحمل مشکلات جدی اخلاقی, روحی و ... طرف مقابل است. در این دوران دیده شده که یا زن و یا مرد با اینکه می داند که همسرش بدبین است, یا دچار وسواس بوده, یا در تصمیم گیری ها او را شریک نمی کند, با این حال این وضع را تحمل می کند. که دختران در این زمینه بیشتر از مردان سکوت می کنند چراکه معتقدند که اگر چیزی بگویند پدر و مادر می فهمند, سر و صدا به پا می شود, به عبارتی می خواهد صورت خود را با سیل سرخ نگاه دارد. و خود را موظف می داند که در هر شرایطی مراقب این ارتباط باشد. من این سکوت را خیلی مناسب نمی دانم و معتقدم که به شرایط آزمایشی دوران زندگی به شدت آسیب می زند. در این دوران هم زن و هم مرد باید به حقوق طبیعی خودشان اسرار داشته باشند. مثلاً یک خانم باید اسرار داشته باشد که همسرش به او اطمینان داشته باشد, اسرار داشته باشد که خودش بتواند اگر لازم بود برای منزل خرید انجام دهد, یا اجازه داشته باشد که گاهی با پدر و مادرش به مهمانی برود. ضمن اینکه مردها باید بیاموزند که نباید همسرشان را وادار کنند که تو نباید به خانه فلان فامیل بروی چون آنها پسر بزرگ دارند, یا هر چه که لازم بود خودم می خرم .

 

آقای سلیمان پور: به نظر من باید حاج آقای رمضان پور به این مسأله از نظر شرعی پاسخ دهند, چرا که گاهی اوقات مردان به همسرانشان می گویند که زن حتماً باید به حرف مرد گوش کند, بدون اجازه او بیرون نرود, بدون اجازه او حرف نزد و ... , در شرع هم گفته شده که الرجال قوامون علی النساء بنابراین تو باید به همه حرف های من گوش کنی. در واقع برخی از مردان برای توجیه استبدادشان این بحث شرع را پیش می کشند.

 

آقای نعمتی: البته به نظر من حتی اگر فردی خیلی هم متشرع باشد با همسرش مشکلی پیدا نمی کند مگر اینکه به لحاظ روانی دچار مشکل باشد.

از موارد دیگری که باید در دوران عقد رعایت شود.

- اگر گفته می شود که خواستگاری فرایندی طولانی باشد برای این است که همین مسائل مشخص شود, اما گاهی این گونه مسائل به علت اینکه افراد نقش بازی می کنند تا یکدیگر را تصاحب کنند و جاذبه های دیگری نیز به این مساله دامن می زند, مشخص نمی شود. و خود را در دوران عقد نمایان می کند. به همین دلیل است که من معتقدم باید طرفین در دوران عقد اسرار داشته باشند تا از حقوق همسری مناسبی برخوردار باشند, چون اگر چنین شرایطی در دوران عقد وجود دارد بنابراین در بقیه دوران زندگی نیز وجود خواهد داشت, چراکه این رفتارها جزئی از شخصیت فرد شده است.

- برای مثال مردی که ماشین می خرد, خانه اش را می فروشد و ... اما به همسرش اطلاعی نمی دهد. گاهی برخی از مردها فکر می کنند که افت دارد که به همسرشان اتفاقات روزمره, درآمد روزانه و ... را بگویند. و من به خانمها می گویم که اگر مردی در دوران عقد چنین صفتی دارد نمی توان انتظار داشت که در طول زندگی این اخلاق را نداشته باشد چون فرد با این اخلاق بزرگ شده آن موقع است که زن باید عمری خود را حقیر و کوچک بداند که در زندگی نقشی نداشته و ندارد. و اگر هم تصمیم به جدایی بگیرد زمانی است که فرزندان نیز قربانی این اتفاق می شوند.

- از جمله مسائل دیگر دوران عقد تعیین حدود وظایف خصوصی زناشویی دو طرف است. در دوران عقد معمولاً ارتباط کامل زناشویی صورت نمی گیرد و زن و شوهرها باید مراقب این مسأله باشند.

- زن و شوهرها در این دوران برای بچه دار شدن در آینده تصمیم گیری کنند, آنچه که روانپزشکان تجویز می کنند این است که زن و شوهر تا 5 سال بعد از خانه داری بچه دار نشوند, تا به طور کامل مشخص شود که آیا این زوج به عنوان یک خانواده شناخته می شوند یا خیر؟ بستر مناسبی برای خوشبختی خودشان وجود دارد که شخص دیگری را به این خانواده دعوت کنند؟

 

آقای اصغری پور:

در خصوص مسائل دوران عقد بهتر است ابتدا از میزان طول دوران عقد صحبت شود.

- عموماً خانواده ها روی زمان دوران عقد توافق قطعی نمی کنند, و اتمام آن را هر زمان که پسر آمادگی مراسم عروسی را داشت و دختر نیز آماده بود اعلام می کنند. به نظر من در مراسم خواستگاری هر چه قراردادهای میان طرفین مبهم تر و تاریک تر باشد احتمال آسیب ها و مشکلات بیشتر خواهد شد, بنابراین ما اعتقاد داریم که قرار داد ها در این دوران روشن و شفاف باشد.

- به نظر من طول دوران عقد بهتر است کمتر از سه ماه و سقف آن بیشتر از یک سال نباشد. به دو دلیل و آن اینکه:

1- میانگین سن ازدواج در کشور بالا رفته است, وقتی میانگین ازدواج بالا رفته است یعنی به همان میزان فرصتی که این دو زوج بخواهند تشکیل زندگی مستقل بدهند کمتر است, بنابراین باید میزان دوران عقد کمتر باشد.

2- اگر دوران عقد طولانی شود, زحمت خانواده ها بیشتر می شود به عبارت دیگر افراد دچار سردرگمی و گیجی نقش ها می شوند. گاهاً دیده شده که مشکلات زن و شوهر در زندگی به بحران های دوره عقد و مشکلات آن زمان باز می گردد که در زمان خود حل نشده و بعد با تبعاتی وارد زندگی زن و مرد شده است.

- از دیگر مسائل دوران عقد خطاهای شناختی در این دوران است که به برخی از آنها اشاره می کنم:

3- معمولاً در میان مردم و خانواده ها گفته می شود که دوران عقد یکی از شیرین ترین و زیباترین دروان زندگی است. به اعتقاد من شاید به واسطه برخی از عوامل یکی از بهترین دوره های زندگی زن و مرد باشد اما اینکه ما انتظار داشته باشیم چون وارد این دوران شده ایم, وارد زیباترین دوران زندگی شده ایم پس در این دوره هیچ مشکلی, هیچ نگرانی و بحرانی وجود نداشته باشد, خود این مسأله توان و طاقت ما را برای مواجه شدن با مشکلات کاهش می دهد, یعنی ما انتظار نداریم که با هیچ چیز غیر عادی مواجه بشویم. باید بگویم که این دوره شاید یکی از زیباترین دوره های زندگی باشد اما در عین حال یکی از دشوارترین و پر استرس ترین دوره های زندگی است. این مساله مثل کسی است که به تازگی گواهینامه رانندگی گرفته است. اما هنوز تجربه ندارد بنابراین چنین فردی باید بسیار با احتیاط تر از کسی که بارها رانندگی کرده است براند. این دوران هم دورانی است که فرد مهارت چندانی ندارد بنابراین باید آهسته و با احتیاط گام بردارد.

4- یکی از خطاهای دیگر این است که گاهی یکی از زوجین معتقد است که اگر همسرم مرا دوست دارد, پس باید فقط در کنار من باشد. فقط باید به حرف های من گوش بدهد, نباید با خانواده اش جایی برود. و وقتی می بیند که من به خویشان و اعضای خانواده ام علاقه دارم اعتراض می کند. در صورتی من حق دارم که انسان های دیگر را دوست داشته باشم و در کنار آنها زندگی کنم.در صورتی که تو به عنوان همسر من نقش مهمی داری ولی بقیه هم در زندگی من سهمی دارند. که این خطای شناختی اگر وجود دارد باید اصلاح شود.

5- خطای دیگر این است که, همسرم باید مانند من فکر و عمل کند! به هیچ وجه این طور نیست خصوصاً در دروان عقد، خیلی کمتر از دیگر دوران زندگی این اتفاق می افتد چون هنوز تازه با من ارتباط برقرار کرده و به سرعت قابل تغییر نیست. و شاید در مراحل بعدی زندگی این تغییر بعد از گذشت زمان البته در بخش هایی از بعد شخصیتی فرد رخ دهد و در سایر ابعاد افراد ثابت باقی بمانند.

6- یکی از مطالب بسیار مهم این است که زن و شوهر در این دوران مواظب باشند که خیلی رویایی با هم رفتار نکنند. البته طبیعت این دوران است که هر دو طرف مقداری رویایی باهم رفتار کنند. زن و مرد با هم به گونه ای رفتار کنند که بعدها نیز بتوانند آن رفتار را ادامه بدهند. مثلاً در این دوران ممکن است پسر خود را به هر شکلی موظف کند که همسرش را هر روز به دانشگاه یا محل کارش برساند, چنین رفتاری باعث می شود که این انتظار برای خانم به وجود بیاید که همسرش باید همیشه او را به محل کار و یا دانشگاه برساند. اما همان پسر بعد از ازدواج چنین کاری را به دلیل اینکه همسرش همیشه کنار اوست و دیگر نیازی نیست تا او را به بهانه رساندن ببیند بنابراین دیگر این کار را ادامه نمی دهد, و این کار باعث کدورت بین زن و شوهر می شود و زن فکر می کند که همسرش دیگر برای او اهمیتی قائل نیست. گاهی هم در اوایل ازدواج چون دو طرف هنوز با هم رودربایستی دارند, ممکن است پسر این کار را بکند اما بعد از ازدواج که دیگر دو نفر یکی می شوند و خجالتی هم نیست پسر دیگر همسرش را به محل کار نرساند. بنابراین زوجین باید به گونه ای با هم رفتار کنند که بتوانند همیشه آن را تکرار کنند. در واقع این اتفاق هم جزء خطاهای شناختی است من انتظار دارم که همسرم همه کار برایم بکند, در غیر این صورت یعنی به من علاقه ای ندارد.

7- همسرم باید هر روز به من زنگ بزند و احوال مرا بپرسد. در صورتی که این انتظار غلطی است,. در دوران عقد اگر مردی هر روز با همسرش تماس می گیرد و با او صحبت می کند به این دلیل است که نمی تواند هر روز همسرش را ببیند, اما بعد از ازدواج دیگر دو طرف نگرانی از بابت دیدار هم ندارند بنابراین به طور طبیعی این گونه تماس ها هم کمتر خواهد شد. اگر زوجین این خطاهای شناختی را حل نکنند این تفاوت ها در دوران عقد و در زندگی مستقل هزینه های سنگین روحی, و روانی برای دو طرف به همراه خواهد داشت.

8- زوجین به رازداری عادت کنند. برخی از زن و شوهر ها عادت دارند که همه چیز را ( از سیر تا پیاز) برای خانواده تعریف کنند. البته ناگفته نماند که خانواده ها نیز از زوجین انتظار دارند که فرزندشان همه چیز را برای آنها تعریف کنند. خانواده ها با این انتظار اولاً زوجین را بد عادت می کنند که باید همه ماجرای زندگی را برای آنها بگویند و قطعاً وقتی هم مستقل شدند باید چنین کاری را حتی دقیق تر از قبل انجام دهند. ثانیاً زمانی که زوجین اتفاقات را تعریف می کنند خانواده ها آن را تحلیل می کنند این تفسیرها و تحلیل ها ممکن است گاهی منجر به راهنمایی های غلط شود, و شاید بعد ها، همین رازها از روی ناآگاهی بر علیه زوجین استفاده شود. بنابراین زن و شوهر باید رازدار خوبی برای هم باشند. اگر هم زوجین مایل اند که با خانواده راجع به همسرشان صحبت کنند باید این کار با مدیریت اتفاق بیفتد, باید بدانند که چه چیزهایی گفته شود و چه چیزهایی حذف شود چگونه و با چه لحنی گفته شود؟

9- زوجین توجه کنند که همه زندگی گذشته  خود را بی محابا برای همسرشان تعریف نکنند. این مساله دقیقاً عکس خطای قبل است, در اینجا باید دو طرف علاوه بر اینکه گفته های خود را در خانواده کنترل می کنند, گفته های خودشان را نیز درکنار هم کنترل کنند.

- البته در دوران عقد خطاهای شناختی دیگری نیز وجود دارد که به ذکر برخی از آنها اکتفا کردیم و زوجین باید سعی کنند که این خطاها را حل کنند.

10- روشن نبودن برخی  ملاک های دوره عقد، نیز می تواند مشکلاتی را به بار آورد که به برخی از آنها اشاره می کنم:

- همانطور که قبلاً گفته شد, خانواده ها باید بر روی یک سری از مسائل قبلاً با هم به توافق برسند.

- گاهی اوقات در ازدواج هایی که دختر دانشجو است برخی خانواده ها انتظار دارند که بعد از ازدواج پسر مخارج تحصیل دختر را بپردازد. بنابراین باید سر این گونه مسائل به توافق برسند. به نظر من اگر برای خانوادها این مسائل مهم است باید آن را قبل از اینکه مشکلی پیش بیاید حل کنند.

- خانواده ها با هم در مورد رسوم و آداب خاص زندگی  خانوادگی با هم توافق داشته باشند, مثلاً رسوم خاص در اعیاد, شب چله و هدایای خاص در مراسم های مختلف و ... این مساله نباید تا جایی پیش برود که خانواده ها از رسم هم باخبر نباشند و همین امر باعث کدورت میان آنها شود.

- به نظر من دختر و پسر در دوران عقد باید به عنوان یک تسهیل گر و واسطه بین خانواده خودشان و همسرشان عمل کنند. چون این فرد شناخت خوبی از خانواده اش دارد و مدل زندگی اش را می شناسد, از طرف دیگر رابطه نزدیک تری با همسرش دارد و بهتر او را می شناسد, بنابراین برای اینکه بتواند بین ارزشها و آداب و رسوم خانواده و همسرش ارتباط خوبی برقرار کند باید تسهیل گر خوبی باشد. گاهی اوقات من می بینم قالب های ذهنی فرهنگی که در خصوص مادرزن, مادرشوهر و ... وجود دارد, خود زوجین ناخواسته به آن دامن می زنند.

- زوجین باید سعی کنند در این دوره مهارت های روابط خصوصی زناشویی را کسب کنند, با توجه به اینکه در ساختار جامعه ما به اندازه کافی در مدارس, دانشگاه ها و سایر مراکز روابط صحیح زناشویی آموزش داده نمی شوند, والدین باید در این زمینه به فرزندان کمک کنند.

- توصیه ما این است که دختر و پسر آموزش ببینند که زیبایی این دوره در این است که روابط زناشویی در این دوره به طور کامل برقرار نشود. یعنی برای مستقل شدن بماند, که در این امر دو نکته وجود دارد:

11- اگر در دوران عقد زن و شوهر دیگر نتوانستند با هم به زندگی ادامه بدهند و فهمیدند که به درد هم نمی خورند, خانواده ها معتقدند که اگر رابطه کامل زناشویی اتفاق افتاده است پس این دو زوج باید به هر نحوی با هم زندگی کنند, اما اگر رابطه کامل زناشویی اتفاق نیفتاده است می توانند از هم جدا شوند. این امر به عنوان یکی از عناصر مهم فرهنگی جامعه ما مقتدرانه وجود دارد.

12- زیبایی تشکیل زندگی مستقل این است که برخی از جاذبه های روابط زناشویی باقی مانده باشد. که باید دو طرف به این مساله آگاه باشند.

 

حاج آقای رمضان پور: در خصوص سوالی که پرسیده شد, در این خصوص که در شرع اگر مرد هر کاری کرد می تواند همسرش را در جریان نگذارد؟

در شرع گفته شده است زن و شوهر شریک زندگی هم هستند, در واقع ازدواج پروژه ای است که سود و یا زیان آن متوجه هر دو طرف است. بر اساس همین اصل هر دو طرف کارهایی که به این زندگی مشترک مربوط است با مشورت هم انجام بدهند. و جواب سوال این است که در شرع باید دو طرف حتماً در همه کارها از هم مشورت بگیرند و یکدیگر را از موضوع با خبر کنند. البته ناگفته نماند که گاهی اوقات لزومی ندارد که زن یا مرد از همه مسائل از جمله مسائل کوچک و پیش پا افتاده در حال جریان با خبر باشند, بنابراین هیچ کدام نباید از این مساله سوء برداشت کنند.

نکته بعدی, هدف از دوران عقد است. اینکه هدف دوران عقد چیست ؟ و چه کارهایی باید در این دوران انجام داد؟ در این مورد یک سری از قراردادهای عرفی است که این قراردادها باید رعایت شود. مثلاً اینکه روابط خصوصی زناشویی باید تا چه حد باشد . شاید در جلسات خواستگاری و حتی دوران عقد از آن صحبتی به میان نیاید اما خانواده و زوجین بر حدود این روابط واقف هستند.

به نظر من هدف اصلی از دوران عقد این است که در این دوران زوجین سعی می کنند خود را برای زندگی مشترک آماده کنند. چون هم دختر و هم پسر نمی توانند ناگهانی وارد یک دوره جدید زندگی بشوند که این دوره با تمام زندگی آنها متفاوت است. در این دوره فرد با مسئولیت های جدید و سنگینی آشنا می شود که تا به حال از آنها تجربه ای نداشته است, لذا دوران عقد می تواند افراد را تا حد زیادی برای این مسئولیت ها آماده کند. یکی از محاسن این دوران این است که زوجین در این دوران بیشتر با خصوصیات اخلاقی هم آشنا می شوند و در این دوران است که می توانند مشکلات اخلاقی یکدیگر را شناسایی کرده و در جهت رفع آن تلاش کنند. شاید گاهی اوقات این مشکلات رفتاری و اخلاقی تا حدی پیش برود که زوجین دیگر نتوانند با هم سازگاری داشته باشند و تصمیم به جدایی بگیرند. اما به طور کلی نباید هدف از دوران عقد این باشد که زوجین یکدیگر را در معرض آزمایش های اخلاقی و رفتاری قرار دهند و اگر طرف مقابل از این آزمایش موفق بیرون آمد به زندگی با او ادامه دهند, در غیر این صورت از او طلاق بگیرند. هدف اصلی در واقع آماده شدن برای زندگی است, شناسایی رفتارها و اخلاق ها و تصمیم گیری در خصوص اینکه این رفتار در آینده احتیاج به چه نوع عکس العملی دارد. در واقع زوجین باید در مراسم خواستگاری به این نتیجه برسند که آیا می توانند در کنار هم زندگی کنند یا خیر, نه اینکه در دوران عقد در این مورد تصمیم گیری کنند.

در این دوران دو آسیب ممکن است وجود داشته باشد.

- عقد مخفی که ممکن است مشکلات زیادی به وجود آورد. ما با این سبک عقد مخالف هستیم و معتقدیم که اگر فاصله عقد مخفی تا عقد رسمی زیاد باشد, ممکن است مشکلات زیادی را به همراه داشته باشد. خانواده ها ابتدا عقد ضمنی یا به قول معروف، محرمیت را در حرم یا در منزل می خوانند و بعد از گذشت مدتی عقد رسمی می کنند. در صورتی که این دو باید همزمان با هم شکل بگیرد. اگر خانواده ها اسرار دارند که این عقد حتماً در حرم صورت بگیرد باید حتماً برای عقد محضری هم اقدام نمایند. 

- یکی از آسیب های دیگر در این زمینه شفاف بودن روابط دو طرف است, روابط به گونه ای نباشد که چیزهایی را از هم مخفی کنند.

 

آقای اصغری پور: یکی از آسیب های جدی در مورد عقد مخفی این است ممکن است پسر یا دختر بعد از عقد مخفی تا زمان عقد رسمی ناگهان همه چیز را به هم بزند, و بگوید که تصمیمش عوض شده است, در این صورت است که مشاجرات طولانی, میان خانواده ها و حتی دختر و پسر صورت می گیرد. و در این حالت ممکن است گفته شود، هنوز که چیزی نشده و خانواده ها هم نمی توانند کاری بکنند چراکه هنوز این ازدواج در جایی به ثبت نرسیده است. و بیشتر برای دختر و خانواده دختر ترس از ازدواج و ... به وجود می آید.

 

آقای سلیمان پور: ببخشید حاج آقای رمضان پور, یکی از مشکلات موجود برداشت غلط از مذهب است. که حتی خود روحانیت هم هنوز در این مساله مردد هستند که آیا در جامعه امروز می توان این مسأله را عنوان کرد. مثلاً اینکه گفته می شود زن نباید بدون اجازه مرد آب بخورد, زن نباید بدون اجازه شوهر بیرون برود, زن نباید بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود, مرد حق دارد اگر زن به حرف او گوش نکرد فلان کارها را انجام دهد. شاید این مساله برای مردهای جامعه ما حق بزرگی قائل شده است و اگر زنی هم به این وضعیت اعتراض کند خواهد شنید که به تو هیچ ربطی ندارد, دیدی که فلان روحانی هم گفت که زن باید به حرف مردش گوش کند, و اگر نکند مرد حق دارد با او بد رفتاری کند. در واقع مردها از این طریق می خواهند بدرفتار های خود را توجیه کنند. تمام حقوق زن را به همین بهانه ها زیر پا می گذارند. که پشتوانه آن مسائل مذهبی است, مردها توجیه می کنند که زن بر اساس شرع و مذهب ناقص العقل است. برای این مسائل چه پاسخی وجود دارد؟

 

حاج آقای رمضان پور: به نظر من روایاتی که مبنی بر این است که زن ناقص العقل است, یا رازهایتان را به زنان نگویید, خیلی روایات قوی و متقنی نیست. ممکن است که این روایات جعلی یا ضعیف باشد. مساله دیگر این است که این روایات توجیه دارد یعنی باید روی روایت فکر کرد که آیا ظاهر روایت درست است یا باید به باطن آن توجه کرد اینکه باطن این روایت چیست؟

 در خصوص روایاتی که اختیاراتی به مرد داده است و محدودیت هایی برای زنان ایجاد کرده است این اختیارات و محدودیت ها به نفع کانون خانواده است. در اسلام اگر اختیاراتی به مرد داده است در عوض توقعاتی به زن داده است. مثل بحث نفقه و مهریه زن, یا اینکه وظیفه زن خانه داری و بچه داری نیست. وظیفه زن فقط شوهرداری است مرد باید برای فرزندان پرستار بگیرد, برای کارهای منزل مستخدم بگیرد و زن می تواند در خانه هیچ کاری انجام ندهد ضمن اینکه نفقه و مهریه دارد. یعنی اگر اسلام اختیاراتی به مرد داده است در عوض به زن هم امتیازاتی داده است که می تواند در خانه کار نکند, حتی برای شیردادن فرزندش از شوهرش پول بگیرد. اما عرف جامعه ما به گونه ای است که زنان برای خانواده ایثار می کنند و کارهای منزل را انجام می دهند. و این ما مردها هستیم که از اسلام آنچه که به نفع ما بوده است را جدا کرده و از آن استفاده می کنیم. در واقع اسلام پازلی است که در کنار هم معنی می دهد. در مقابل توقعاتی که مرد از زن دارد, زن هم توقعاتی از مرد دارد.

 

آقای حسینی: من تا اینجای بحث را جمع بندی می کنم. آقای سلیمانی پور دوران عقد را به دو بخش مسائل دوران عقد و آسیب شناسی آن تقسیم کردند. و آن را دوره کارورزی زوجین دانسته و بحث بازه زمانی را مطرح کردند. آقای نعمتی بحث ضرورت وجود دوران عقد را بررسی کردند و اینکه این دوران، دورانی بینابینی است. آقای اصغری پور بحث خطاهای شناختی را مطرح کردند, که بسیار جالب بود, که یک سری Stereotype یا قالب های ذهنی پیش ساخته در جامعه وجود دارد که ممکن است هم در دروان نامزدی و هم در زندگی زناشویی مشکل ساز باشد. ایشان همچنین تأکید کردند که دو خانواده باید قراردادهای روشن و واضحی را در خصوص مسائل مختلف دوران عقد با هم داشته باشند. بحث رازداری و تسهیل گر خوبی بودن بین خانواده و همسر را مطرح کردند که بحث های بسیار کاملی بود . حاج آقای رمضان پور هم بحث هدف از دوران عقد را مطرح کردند و تأکید کردند که خانواده ها نباید بگذارند بین عقد مخفی و عقد رسمی فاصله وجود داشته باشد, البته این مساله شاید بیشتر درشهر مشهد رواج داشته باشد. و در دیگر شهر ها به این شکل نباشد. در شهر مشهد خانواده ها به علت حرمت حرم امام رضا ( ع) دوست دارند که این پیوند در حرم انجام شود,اما باید سعی کنند که عقد رسمی هم همزمان با عقد مخفی بوده و یا فاصله کمی داشته باشد.  

بحث بعدی روابط همسران است, که در این روابط می خواهیم بدانیم که روابط همسران امروزه دارای چه ابعادی است, در این ابعاد چه آسیب هایی وجود دارد؟ و چه نکاتی است که آنها را می توان به عنوان راهکارهای ساده در اختیار خانواده ها گذاشت تا از آسیب های احتمالی زندگی خانوادگی کاست؟

 

آقای  اصغری پور: زمانی که ما صحبت از رابطه می کنیم می گوییم اولین چیزی که باید همسران از آن بهره مند شود مهارتهای ارتباطی است. مهارت های ارتباطی موثر و رابطه میان فردی همسران.

به نظر می رسد که با توجه به اینکه زندگی ها امروزه پیچیده تر شده است اما مهارت ها و آگاهی های ارتباطی زن و شوهرها، آن طور که باید افزایش پیدا نکرده است. یکی از مسائلی که وجود دارد این است که امروزه فرم و شکل زندگی ها به سمت فاصله گرفتن زن و شوهر از هم پیش می رود. که شاید یکی ازعلل آن، اشتغال زیاد مردان, اشتغال زنان باشد. این فاصله ها در برخی موارد روابط را دچار معضلات و مشکلاتی می کند. که به چند مورد آن اشاره می کنم:

- به اعتقاد من در روابط همسران مهارت های ارتباطی که گاهی خیلی ساده به نظر می رسد, مثل چگونه با هم صحبت کردن, چگونه به حرفهای هم گوش دادن , همدلی کردن, چگونه از هم انتقاد کردن و ... اینها چیزهایی است که علاوه بر مردم عادی گاهی، حتی افراد تحصیل کرده هم از آن برخوردار نیستند. و تصور می کنند که به این مهارتها اشراف دارند. بنابراین خود این مساله باعث بروز مشکلات می شود که طرفین باید این مهارت های ارتباطی را بیاموزند.

- با توجه به اینکه در هر دوره از زندگی مسائل و چالش های جدیدی به وجود می آید و این مسائل باید حل شود, من در بسیاری از زوجین دیده ام که آنها برای مسائل جدید وقت نمی گذارند گاهی از اوقات اگر زوجین از هم ناراحت هستند با هم ساعت ها صحبت می کنند اما اگر به نتیجه ای نرسند این مساله را همان طور حل نشده باقی می گذراند. به عبارتی پرونده ای باز شده و حل نشده باقی مانده است و در مسائل بعدی که ممکن است برای هر زن و شوهری به وجود بیاید, از پرونده های قبلی حل نشده استفاده می کنند تا یکدیگر را تخریب کنند. انباشته شدن این پرونده ها قطعاً مشکلاتی را در تاریخچه زندگی ایجاد می کند که زمانی ممکن است همانند یک آتشفشان به مرحله خروش برسد.

- یکی از چیزهایی که در مسائل ارتباطی زوجین باید رعایت بشود, شناخت روانشناسی زن و مرد است. عموماً زن ها وقتی وارد زندگی می شوند مدل انتظارات زنانه ای دارند و باز مردها وقتی وارد زندگی می شوند مدل انتظارات مردانه ای دارند. فراموش می کنند که با یک جنس مخالف خودشان در حال زندگی هستند. اما واقعیت این است که علاوه بر تفاوت هایی که میان زن و مرد وجود دارد که همه به آن واقف هستند, تفاوتهای ظریفی در افکار, احساسات, ذهنیات و عاطفه زن و مرد وجود دارد که اگر اینها مورد توجه نباشد روابط به شکل خوبی برقرار نخواهد شد.

- یکی از نکات مهم این است که زن و شوهر به ساختار و فرهنگ زندگی یکدیگر احترام بگذارند. این همان مسأله ای است که در خیلی از روابط همسران رعایت نمی شود و زوجین را دچار مشکل می کند. همه ما می دانیم که تا زمان ازدواج شرایط زندگی با والدین به شخصیت ما فرم ویژه ای داده است که ما با همان شخصیت وارد زندگی زناشویی می شویم. اولاً که قسمتی از این تفاوت ها زیباست و باید بماند و قسمتی از این تفاوت ها هم باید در طول زمان و بسیار نرم و آهسته تغییر پیدا کند. البته این در شرایطی است که فرد فشاری احساس نکند چون اگر فرد فشاری احساس کند سریعاً گارد گرفته و مقاومت می کند. بنابراین در این روابط, زوجینی که به هم فشار می آورند تا فرد مقابل هر چه سریع تر تغییر پیدا کند , به نظر من دارای مشکلات بیشتری می شوند چون به فرهنگ و ساختار زندگی هم احترام نمی گذارند.

- ما می گوییم که در کل روابط همسران سه سبک کلی می تواند داشته باشد و هر خانوادهی یکی از این رویکردها را بکار می گیرد:

1- شیوه منفعلانه.

2- شیوه قدرتمندانه.

3- شیوه قاطعانه و جرأتمندانه است.

رفتار زوجین عموماً بین رفتار منفعلانه و یا قدرتمندانه است. هر دوی این رفتارها اشتباه است اما اگر گاهی ما به زوجین شفارش می کنیم که اگر می خواهید انتقادی به همسرتان داشته باشید خیلی تند این کار را انجام ندهید, فوراً در جواب ما می گویند باید چه کار کنیم بگوییم چشم! یعنی افراد یا رفتار منفعلانه دارند یا رفتار قدرتمندانه. آنها مهارت های مربوط به شکل دیگر رفتار را یاد نگرفته اند. و نمی دانند که تا چه حد می تواند موثر باشد. به عبارت دیگر زوجین رابطه را به صورت برنده بازنده آغاز می کنند, و فکر می کنند که اگر بتوانند حرف خود را به نوعی به او بقبولانند آدم موفقی هستند و گاهی برای اینکه به هدف خود برسند سعی می کنند از زور استفاده کنند. این افراد زندگی را همچون یک مبارزه تلقی می کنند و سعی می کنند در این مبارزه برنده بازی باشند. این زوجین به خاطر اینکه دنبال سلطه گری هستند زوجین ناموفقی هستند. در این گونه روابط طرف دیگر که یک بار مغلوب شده است تمام نیروهای خود را بسیج می کند تا بار دیگر و در یک موقعیت دیگر که شرایط برای تحت فشار قرار دادن طرف مقابل فراهم است, سعی کند که برنده این بازی باشد و این بار همسرش را مغلوب خود کند. ما باید سعی کنیم که رابطه برنده- برنده را در زندگی زوجین جا بیاندازیم.

زوجین باید سعی کنند که در زندگی نقاط حساس خودشان را بشناسند. یعنی اگر من حساسیت های خودم را بشناسم, رابطه بسیار بهتری را می توانم با همسرم برقرار کنم. چون در این صورت من چون نقاط حساس خودم را به خوبی می شناسم, برای همین به همسرم خورده نمی گیرم و در به وجود آمدن همه مشکلات او را مقصر نمی پندارم. و در مرحله بعدی فرد حساسیت های همسرش را نیز بشناسد.

 

آقای نعمتی: در اینجا من مواردی را تحت عنوان توصیه های مراقبتی برای زوجین, برای زنده نگه داشتن رایطه همسری رمانتیک آماده کرده ام که آنها را در هفت بند ارائه می کنم:

1- برای رابطه خود وقت صرف کنید, یعنی به صورت جدی برای شنیدن صحبت های یکدیگر وقت بگذارند.

2- به همسرتان بگویید که دوستش دارید.

3- به هنگام نیاز در دسترس همسرتان باشید.

4- از او حمایت عاطفی کنید و وقتی اندوهگین است وقت خود را صرف او کنید.

5- در صورت بروز مشکلات به شکل مفید و سودمند رابطه برقرار کنید, و از چهار دشمن رابطه رضایت بخش بپرهیزید. انتقاد, تحقیر , حالت تدافعی, سنگ اندازی و کارشکنی.

6- به جنبه های مهم زندگی همسر خود علاقه نشان دهید.

7- با همسرتان درد دل کنید و او را در عمیق ترین احساسات عاطفی خود سهیم کنید و بدین گونه یک ارتباط سودمند و عاطفی با وی برقرار کنید.

من مراجعی داشتم که خانم معتقد بود که همسرش او را دوست ندارد, در حالی که همسرش به او به شدت علاقه داشت, اما خانم معتقد بود این علاقه فقط به این دلیل که خانواده اش برای او کار پیدا کرده اند و برایش ماشین خریده اند است, خانم خودش را ابزاری برای موفقیت همسرش می دانست و احساس می کرد که اگر خانواده اش به همسرش کمک های شغلی و ... نمی کردند, همسرش او را دوست نداشت. این خانم دچار خطاهای شناختی شده و جالب اینجاست که خیلی نمی توانند با هم مفید و سومند صحبت کنند, و چیزی که فقط یک سوء تفاهم است که نمی توانند به خاطر فقدان ارتباط موثر حل کنند.

یکی از تکالیف بین زن و شوهر این است, روزانه حداقل یک ربع با هم صحبت کنند. اشکالی که این افراد دارند این است ارتباطی که باهم دارند یک سبک ارتباطی منفعلانه است. مرد به شدت تحت تأثیر خانواده اش است و زن هم احساس می کند که حق او در زندگی نادیده گرفته می شود. یا گاهی خانم می خواهد حرفش را به نوعی به همسرش بزند اما قادر نیست این کار را بکند, بنابراین این حرفها تلنبار می شود و تبدیل به عقده می شود.

 

آقای سلیمانی پور: من درروابط همسران هفت الگو را مطرح می کنم:

1- الگوی سلطه گر؛ الگویی که از طریق پرخاشگری هر دو سعی دارند حرف خود را به کرسی بنشانند.

2- الگوی مقابله ای؛ زن و شوهر همیشه با هم دعوا دارند و به دنبال پیدا کردن نقاط ضعف هم هستند, اشتباهات خودشان را نمی بینند و اشتباهات طرف مقابل را بسیار بزرگ می پندارند. که این افراد، خودشان متوجه ایرادهای رفتارشان نمی شوند, بلکه همسرشان این ایراد ها را یادآوری می کند.

3- الگوی کناره گیر منفعلانه است که به آن اشاره شد. این شکل همان طلاق روانی است و زوجین به رفتار هم کاری ندارند و فقط درکنار هم زندگی می کنند و هیچ وابستگی به هم ندارند. گاهی کسانی با همسرشان زندگی می کنند چون روی بازگشت به خانه پدر و مادرشان را ندارند.

4- الگوی زیستی, یعنی این دو باهم زندگی می کنند فقط برای اینکه نیازهای زیستی خود را تأمین کنند.

5- الگوی وابسته؛ که در این الگو افراد یا وابسته به خانواده طرف مقابل هستند یا وابسته به خانواده همسرشان هستند. که این وابستگی در وجه مالی و اقتصادی بسیار پررنگ تر است.

6- الگوی پذیرا و پویا؛ این الگو بهترین شکل رابطه میان زن و مرد است.

7- الگوی نامنسجم؛ که مربوط به خانواده از هم گسیخته و به هم ریخته است. در این خانواده روابط عاطفی میان اعضای خانواده ضعیف است.

ویژگی های الگوی پذیرا و پویا:

- زن و شوهر روانشناسی یکدیگر را بدانند, این مسأله بسیار مهم است.

- معنای واقعی عشق را بدانند و درک کنند که عشق واقعی، عشق بدون شرط است, نه اینکه من برای او این کار را کردم اما او در عوض کاری برای من نکرد. عشق مادر به فرزند عشق بدون شرط است.  مثلث عشق باید به این گونه تکمیل گردد:

1- به هم متعهد باشند ؛

2- صمیمی باشند؛

3- به نیازهای یکدیگر پاسخ بدهند.

- مهارت های بین فردی به خصوص مهارت های حل مسأله را حتماً داشته باشند.

- مواظب خطاهای شناختی به ویژه ذهن خوانی باشند که ذهن خوانی از مسائل بسیار مهمی است که منجر به مشاجرات زناشویی می شود. گاهی زوجین قبل از مشاجره می گویند من می دانستم که تو می خواستی چه کاری انجام دهی, این ذهن خوانی باعث بروز مشکلات می شود. افراد بر اساس ذهن خوانی فکر می کنند, و بعد برهمان اساس نیز عمل می کنند و بعدها متوجه اشتباه خود می شوند.

- تعمیم های مبالغه آمیز نداشته باشند, تو همیشه اینطور هستی .تو هیچ وقت خوب نمی شوی, هرگز به تو اعتماد نمی کنم.

- استدلال های حسی نداشته باشند. من احساس می کنم که او با کسی رابطه دارد, من حس می کنم که مرا دوست ندارد.

- باید و نباید های مطلق نداشته باشد. من فکر می کنم او باید این طور باشد, او نباید این طور رفتار کند. و مراقب این خطاهای شناختی باشد.

- نکته مهم این است که به درستی به هم پیام بدهند. زن و شوهرها هنوز یاد ندارند که به درستی به هم پیام بدهند و از هم انتقاد کنند. اگر از لباس هم خوششان نمی آید, مستقیم می گویند که این چه لباسی است که تو پوشیده ای. بهتر است که این گونه بیان شود که چقدر این لباس به تو می آید, چقدر رنگ قشنگی دارد, اما من فلان لباس تو را ترجیح می دهم. یا به نظر من اگر این را می پوشیدی بهتر بود.

- اصل رازداری , که زن و شوهر باید رازداران خوبی باشند که قبلاً به آن اشاره شد.

 

حاج آقای رمضان پور: در خصوص روابط زن و شوهر به نکاتی اشاره می کنم:

- زن و شوهر با هم با گوشه و کنایه و طعنه صحبت نکنند. سعی کنند شفاف و رو راست صحبت کنند.

- قبل از اینکه با همسرشان صحبت می کنند موضوع را با دیگران از جمله پدر و مادر و خواهر و برادر مطرح نکنند که بعدها همسرشان موضوع را از دیگران بشنوند. که بسیار مهم است.

- همسرشان را با دیگران مقایسه نکنند, و چشم شان را روی خوبی های همسرشان نبندند.

- لجاجت و یکدندگی باعث تیرگی و سرد شدن روابط بین زوجین می شود.

- گوش دادن موثر به سخنان همسر, وقتی که همسرمان در حال صحبت با ما است به صحبت های او دقیق گوش دهیم.

- در روایت سفارش شده که با دیگران خوشرو باشیم. و زمانی که این امر برای دیگران تأکید شده است قطعاً برای خانواده خودمان بسیار پررنگ تر و مهم تر خواهد بود. حضرت علی (ع) می فرمایند که : " حُسنُ الصَورَهِ اَولُ السَعادهِ , خوشرویی اولین گام در راه سعادت و خوشبختی است. "

- از به کار بردن کلمه طلاق هم شدیداً پرهیزکنند.

- باید در مقابل کارهایی که همسرمان انجام می دهد تشکر کنیم. در قرآن هم ذکر شده است که "مَن لَم یَشکُرِ المَخلوق لَم یَشکُرِ الخالق, کسی که از مخلوق خدا تشکر نکند انگار که از خدا تشکر کرده است. " این آیه مشخص می سازد که زبان تشکر چقدر می تواند محبت بین والدین را افزایش دهد.

- درک متقابل ؛ زن و شوهر انتظار نداشته باشند که طرف مقابل حتماً مثل آنها باشد و تفاوتهای هم را نادیده بگیرند.باید تفاوتها را پذیرفت.

 

آقای حسینی: من می خواهم به نکته مهمی اشاره کنم که همه دوستان به نوعی مطرح کردند و آن بحث روابط برنده-برنده است, که نمی توان آن را به راحتی در زندگی پیاده کرد. چون رسوبات فرهنگی مانع از آن می شود, در رسوبات فرهنگی گفته می شود که در ارتباطات،  فقط یک نفر برنده می شود. مثلاً شب ازدواج می گویند پای همسرشان را لگد کنند که گربه را دم حجله کشته باشند تا حرفآنها به کرسی بنشیند.از این حرف می توان این برداشت را کرد که در زندگی یکی برنده می شود و یکی بازنده. لذا در رسوبات فرهنگی ما نمی شود هر دو نفر باهم برنده باشد, در صورتی که علم روان شناسی اجتماعی این مسأله را مشخص کرده است که ارتباط زناشویی دوقلو است یعنی یا هردو برنده خواهند بود یا هردو بازنده.  لذا باید تبلیغات زیادی صورت بگیرد که در رابطه دو نفر می شود که هر دو نفر برنده باشند نه فقط یک نفر. این فضا فقط مختص زندگی زناشویی نیست, سرکلاس دانشجو فکر می کند که استاد برنده است, کارگر فکر می کند صاحبکار برنده است. مردم احساس می کنند مسئولین برنده هستند و آنها بازنده. در زندگی زناشویی نیز همین گونه تفکری حاکم است . چون افراد در فضایی رشد کرده اند که در آن بظاهر، یا پدر یا مادر برنده بوده اند, لذا نکته بسیار مهم است که باید بیشتر تبلیغ شود. که انشاالله با جلساتی که گذاشته می شود و توضیحاتی که روانشناسان محترم می دهند روابط برنده برنده در زندگی زناشویی به یک باور همگانی تبدیل شود.




برنامه هاي فرهنگ سراها

 

 

 



نظرسنجی

کدامیک از وظایف شهرداری است؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج