■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
میزگرد   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


ميزگرد

نقش و کارویژه رسانه‌های مکتوب

تاریخ ایجاد   1388 سه شنبه 6 مرداد     بازگشت

شهر بهشت؛
قسمت اول
آموزش، فرهنگ سازی و ترویج فرهنگ شهروندی سه مقوله به هم پیوسته در ارتباط با رسانه ها هستند. ویژه نگار شهر بهشت در چندین میزگرد پیاپی و در کنار آن مصاحبه ها، یادداشتها و مقالات تخصصی به نقش و جایگاه رسانه ها در ارتباط با افزایش مشارکت شهروندان در هزینه های شهر می پردازد. متن میزگرد پیش رو، قسمت اول از اولین میزگردی است که با زیرعنوان رسانه های مکتوب برگزار شده است. در این میزگرد تلاش شده است در جهت تبیین مقوله افزایش مشارکتهای شهروندان در هزینه های شهر و نقش و کارویژه های رسانه های مکتوب در این مبحث گامهایی برداشته شود.
سید جلال فیاضی، سردبیر و مدیر مسئول روزنامه شهرآرا؛ غلامرضا قلندریان، مدیر مسئول روزنامه قدس؛ و مهرداد ملایی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی سه میهمان این میزگرد بودند.
 
مجری-کارشناس: ضمن عرض خیر مقدم و خوش آمد به میهمانان عزیز، ابتدا موضوع بحث [نقش رسانه های مکتوب در افزایش مشارکت شهروندان در تامین هزینه های شهر] را با توجه به پروپوزالی که به اساتید محترم پیش از جلسه ارائه شده بود کمی باز می کنم. پنج محور اصلی این مبحث، طرح مساله[اصول و مبانی رسانه های مکتوب، بررسی ادبیات موضوع]، نقش و جایگاه رسانه های مکتوب در ارتباط شهروندان و مدیریت شهری[اطلاع رسانی، بازخوردگیری، نظرسنجی، فرهنگ سازی، مطالبه، ارائه آمار و اطلاعات، نقد منصفانه]، شیوه ها و ملزومات ارتباط دو سویه شهروندان و مدیریت شهری[شفاف سازی اطلاعات، نظرخواهی در تصمیمات کلان و خرد شهری، ایجاد نهادها و راهکارها برای افزایش و تنوع مشارکتهای مردمی، نظارت همگانی بر روند تصمیم گیری ها و اجرای پروژه های شهری]، نقد و تبیین وضعیت موجود و ارائه چشم انداز رسانه ای و نهایتا بررسی راهکارها و پیشنهادات، برنامه های تبلیغی و کاراکترهای رسانه ای جدید در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهر از طریق رسانه های مکتوب هستند.
این سلسله جلسات در حیطه مباحث مختلف دیگری ادامه پیدا خواهد کرد. در حوزه رسانه های دیجیتال، هنرهای دیجیتال و رسانه های صوتی - تصویری و در کنار این جلسه سعی می شود از مقالات، مصاحبه ها و کارشناسی هایی که لازم است مبحث را تکمیل کند استفاده می کنیم. در نتیجه خواهش می کنم از موضوع تخصصی رسانه های مکتوب، روزنامه ها و مطبوعات خارج نشویم و با توجه به طرح بحث موجود ابتدا درباره ویژگی ها و به نوعی مبانی رسانه های مکتوب سخن بگویید.
 
قلندریان: حرکتی که شروع شده در ارتباط با مباحث پیوسته ای که در قالب گفتگو و میزگرد انجام می شود به نظر من ثمره و حاصلش نتایج خوبی را هم می تواند برای سازمان فرهنگی شهرداری داشته باشد و هم مخاطب. طبیعتاً در ارتباط با نشریات ادواری باید اینطور گفت که،  پیوستگی و سلسله ای بودن نشریات ادواری یکی از ویژگیهایی است که برای هر نشریه می شود در نظر گرفت. از دیگر ویژگیهای مهم نشریات گستره موضوعی است که براساس آن مجوز گرفته اند. مثلا نشریه ای با عنوان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ورزشی در دایره و چرخه همان مداری که برای آنان تعریف شده کارهای خبری، گزارشی، تکمیلی و مصاحبه های لازم را انجام بدهند. همچنین نشریه یکی از ویژگیها و ممیزهایش باید این باشد که جامعه مخاطب خودش را باید در آغاز تعریف بکند تا براساس یک نقشه راهبرد بتواند این مفاهیم، پیامها و القائاتی که معنادار هم هست و مفهوم هست در بازه های زمانی تبدیل به  دیتاهایی بکند و در اختیار مخاطب خودش  قرار دهد که ارتقای بنیه علمی ، فکری و سطح دانش و سواد، جامعه مخاطب را به این وسیله بالا ببرد.
 به نظر من نشریه یکی از محصولاتی است که می تواند در کنار سایر مبانی آموزش و حوزه های آموزش اعم از خانواده، مدارس، دبیرستان، دانشگاه، و حوزه های مختلف علم و اندیشه می توانند مکمل اینها باشد. با توجه به اینکه این رسانه یک نفش دو سویه و دو طرفه بین مردم و حاکمیت هم ایجاد می کند، می تواند این پیام ها و این نیازها را از طریق مردم و توسط مردم از طریق بازخوردهایی که می گیرد به مسئولین برساند و متقابلاً می تواند آن نگاه و دیدگاه حاکمیت و مسئولین را به مردم برساند و یک فضای آرامش بخشی را در حوزه های مختلف برای جامعه در بازه های زمانی خاص ایجاد بکند.
 
فیاضی: گرچه این میزگرد از سوی سازمان فرهنگی شهرداری برگزاری می شود اما از آنجا که مکان میزگرد در شهر آراست، من وظیفه دارم به عنوان میزبان این نشست خدمت آقای قلندریان و آقای ملایی خیر مقدم عرض می کنم. در حوزه رسانه با توجه به اهمیتی که نقش مدیریت افکار عمومی در طی دهه های اخیر پیدا کرده، ما تنوع رسانه ای زیادی در جامعه داریم. رسانه های دیداری، شنیداری، مکتوب و همین طور رسانه های مجازی حداقل ـ باید دید که کارکرد هر کدام از اینها در حوزه فرهنگ سازی چیست.
فرهنگ سازی که منجر به مشارکت شود، فرهنگ سازی که منجر به حرکت اجتماعی شود، فرهنگ سازی هایی از این قبیل نقش اینها را ما باید ببینیم چیست. من فکر می کنم رسانه های دیداری و شنیداری نقش جریان فرهنگ را در جامعه ایجاد می کند. ولی اگر تنها همین رسانه های دیداری و شنیداری این نقش را ایفا کند این جریان فرهنگ همچنان در سطح ادامه پیدا خواهد کرد.
برای مثال موج های رفتاری و هنجارها یا ناهنجاری های رفتاری که یک فیلم تلویزیونی با یک برنامه رادیویی در جامعه ایجاد می کند، اینها همیشه در واقع موج های زود پاست. خیلی زود از سطح جامعه رخت بر می بندد و نهادینه نمی شود. تبدیل به رفتار نمی شود.  به طور مثال آقای مهران مدیری در برنامه های طنز خودش گاهی وقتها موج هایی را در جامعه ایجاد می کند. مثلا این موج ها یک ماه دو ماه ، و سه ماه در رفتارهای مردم هست؛ بعد محو می شود.  چرا؟ چون نقش رسانه دیداری و شنیداری در واقع یک نقش موج سازی در سطح است.
نقش رسانه مکتوب در واقع عمق بخشیدن به هنجارها و رفتارها و فرهنگ هااست. فرهنگ در رسانه مکتوب به عمق خودش می رسد و نهادینه می شود. به خاطر همین هم هست که علی رقم گسترش ماهواره ها، شبکه های رادیو تلویزیون حتی شبکه های مجازی شما می بینید، نقش رسانه مکتوب و نقش روزنامه ها کمرنگ نشده است.
حدود ده سال پیش بعضی زمزمه می کردند که با آمدن اینترنت با گسترش ماهواره ها و رادیو و تلویزیون مردم هر لحظه هر کانال که بخواهند می توانند استفاده کنند.  دیگر چه نیازی به روزنامه است. چه نیازی به مجله است چه نیازی به نشریه مکتوب است؟ اینها دوران عمرشان تمام شد. اما اینطور نیست. نقش اینها هر روز بیشتر می شود. زیرا رسانه های مکتوب هستند که فرهنگ و هنجارها و ناهنجاریها را در جامعه نهادینه می کنند و عمق می بخشند.
 من می خواهم نتیجه بگیرم که نقش رسانه های مکتوب در فضای فرهنگی از جمله مشارکت، نقش عمق بخشیدن و نهادینه کردن است و اگر ما بخواهیم این مشارکت در واقع در جامعه نهاینه شود. ناگزیریم که برویم به سمت رسانه های مکتوب و تنها به رسانه های دیداری و شنیداری اکتفا نکنیم چون در این صورت نخواهیم توانست یک مشارکت نهادینه ، عمیق، آگاهانه، و داوطلبانه مبتنی بر شعور و آگاهی لازم را داشته باشیم: بلکه مشارکتهای احساسی، کوتاه مدت و در سطح اتفاق خواهد افتاد. من در واقع این نقش اساسی را برای نشریات رسانه های مکتوب قائل هستم.
 
ملاّیی: تشکر می کنم و خوشحالم از اینکه در جمع اساتید و بزرگواران هستم. به نظر من سوال اصلی اینجاست که رسانه های مکتوب در ارتباط با شهروندان چه مولفه هایی باید داشته باشند تا شهروندان بتوانند ارتباط بیشتری با مدیریت شهری داشته باشند.  اشاره خوبی داشتند؛ در مورد عمق بخشیدن صحبت کردند.  البته من می خواهم انتقادی از این جلسه بکنم . مکتوب می تواند مکتوب سنتی باشد، می تواند مکتوب مدرن باشد. یعنی شما رسانه مکتوب را در سطح روزنامه مطرح کردید. اگر منظورتان روزنامه باشد. می توان گفت رسانه های چاپی. رسانه مکتوب نقشش در جامعه ای که مردم سالار است و مردم نقش اصلی را در اداره حکومت دارند تعاملی است که می توانند رسانه های مکتوب میان مسئولین و مردم برقرار کنند. به ویژه در حوزه شهری اگر ما بخواهیم مفهوم شهروندان را بررسی کنیم که این مفهوم شهروند که در موردش صحبت داریم چی هست و چه چیزهای جدیدی را می توان در موردش مطرح کرد.
شهروندان این حق و وظیفه را دارند که با رسانه ها و از طریق رسانه ها با مسئولین رابطه برقرار کنند و وظیفه شان هم این است که در تصمیمات مشارکت داشته باشند و رسانه های مکتوب پلی باشند میان مسئولین و مردم. شهروند اصطلاحاً چیزی فراتر از مردم و خلق و توده است. شهروند می تواند انتقال دانش و مهارت هایی باشد که با ماهیت و شیوه اداری جامعه مردم سالار همخوانی دارد.
شهروندی هم یک رابطه است،  و هم یک موقعیت. رابطه به این معنا که رابطه اش مثل رابطه ملت - دولت (شهر ـ شهروند) است. که البته خیلی از کارشناسان سیاسی معتقدند که دوره آنها تمام شده و ما وارد عصر جدیدی شدیم. شهروندی همیشه می تواند یک موقعیت باشد. وقتی موقعیت است هم حق ایجاد می کند و هم وظیفه.
نمونه خوبی که برای رسانه های مکتوب می توانیم ارائه کنیم که انگیزه بخش شهروندان برای مشارکت است روزنامه همشهری است که در تهران، شهروندان تهرانی فارغ از هر گرایشی که دارند این رسانه را به عنوان یک پل بین خودشان و مسئولین شهری پذیرفته اند. مسئولین تهرانی گزارش کارهایشان را در این روزنامه ارائه می دهند و باز خورد تصمیمات خودشان و مشکلات مردم هم در همین روزنامه ارائه می شود. حتی نیازمندهای اقتصادی که به صورت جزوه ای در ضمیمه روزنامه منتشر می شود.
 
قلندریان: من معتقدم که مشکلی که وجود دارد و این پیوند را مقداری بین شهروند و کسی که در حال تهیه روزنامه است یا بین شهروند و شهرداری تشدید کرده است این است که در شهروندان حس تعلق نسبت به آن رسانه مکتوب یا رسانه دیواری ـ شنیداری، وجود ندارد. خیلی از شهروندان ما الآن رسانه های دیداری ـ شنیداری ما را گوش نمی کنند و نمی بینند. روی می آورند به رسانه های خارجی. بعضی ها علاقه ای به خواندن رسانه های مکتوب ندارند. اگر در روی کیوسکی هم روزنامه ها را می بینند، کانّه قهرند و نگاه نمی کنند. بعضی از شهروندان با شهرداری ارتباط برقرار نمی کنند. فکر می کنم یکی از علت هایش این است که آن ایجاد تعلق خاطر برایشان نشده است.
حال مولفه های ایجاد تعلق خاطر چیست و چرا نشده است؟ اول اینکه از نظر شهروندان استفاده بهینه و کامل نمی شود. ممکن است که ما شنونده فعالی باشیم نسبت به شهروندان و مخاطبین خودمان ولی این شنونده فعال زمانی معنی پیدا می کند که دیدگاهها و نظرات او منعکس شود و جایی به کار بسته شود. یعنی استفاده عینی از دیدگاهها و نقطه نظرات شهروندان.
به نظر من درجه اعتماد و اطمینان کامل نسبت به این فرآیند شهروندی ایجاد نشده است. ما باید سعی کنیم سطح دغدغه مردم را نسبت به مسائل مبتلابهی  که در جامعه وجود دارد بالاتر ببریم. این سطح دغدغه بالا بردن منوط به استفاده عینی از دیدگاهها و نظرات مختلف است.
 به عنوان مثال در شهرداری اتفاقات زیادی می افتد که بعضاً خلق الساعه است. شهروند صبح که از خواب بیدار می شود با پدیده ای مواجه می شود که هیچ پس زمینه ذهنی  ندارد. تعویض نام خیابانها، تغییر رفت و روب شهر، ایجاد سامانه جدید برای ترافیک و چیزهایی از این قبیل زیاد است. به نظر من مردم، تصمیم ساز خوبی برای برنامه های راهبردی ، کلان و حتی برنامه های کوچکی که شهرداری دارد باشند.
پس در درجه اول برداشت من این است که ما این حس تعلق را باید اول ایجاد کنیم. شهرداری یا یک رسانه  نباید نقش پدر را برای خانواده داشته باشد. یعنی نباید نقش عمودی داشته باشد. امروز به لحاظ اجتماعی هر فردی دیدگاه مستقلی در خانواده اجتماع دارد و باید به آن دیدگاهها احترام گذاشت و این تعلق را در شهروندان ایجاد کرد.
نکته دوم در این حوزه به نظر من ذینفع بودن است. آیا ما برای شهروند خودمان شرایطی ایجاد کردیم که از این فضاها او هم ذینفع باشد. به عنوان مثال شهروندان در خصوص مسائل منزل خودشان دقت و تامل قابل توجهی دارند. حتی ممکن است هرازگاهی کسی را بگیرند  که منزل را تمیز و تنظیف بکند.  به دلیل اینکه آنها ذینفع هستند به این موضوع . این ساختمان و منزل را با پول و مایملک خودشان خریداری کرده اند. حال همین شهروند نسبت به وظایف شهر بی توجه است. چرا؟ چون احساس تعلق ندارد. ذینفعی را در خودش احساس نکرده به نظر من اطلاع رسانی در این حوزه شهرداری کم صورت گرفته.
 یعنی شهرداری باید این را منعکس بکند برای شهروندان، که شهروند عزیز، این رفت و روب شهر، تمیزی  شهر، مبلمان شهری، تمام امکانات و اتوبوس و حمل و نقل و همه، با پول شماست که این ها خریداری شده و نظم و نسق پیدا کرده است و اداره می شود. همان مالیات و عوارضی که شما می دهید. یعنی در واقع این را منعکس بکند که شهروندان مشتریان یا مشترکین اصلی شهر هستند و آن حس مشارکت را ایجاد کند. مثل سهم مشارکتی که دو نفر با هم پول می گذارند و با هم سرمایه گذاری می کنند. این انگاره باید در شهروند ایجاد شود تا آن حس تعلق در آن نهادینه و تقویت شود و یک مقدار بیشتر نسبت بر حفظ و صیانت از اموال عمومی و مشارکت در هزینه های شهری دغدغه داشته باشد.
 
فیاضی: ما اگر بخواهیم مشارکت داوطلبانه مردم را در اداره شهر و به طور مشخص درباره آنچه که شما گفتید یعنی تامین هزینه های شهر را داشته باشیم بایستی ببینیم که اصولاً در چه زمانی شهروند حاضر است برای یک کاری هزینه بکند و رسانه با شناخت این مساله برود به سمت اینکه این احساس را برای این عزم داوطلبانه و این مشارکت داوطلبانه ایجاد بکند. مثال خیلی خوبی آقای قلندریان زدند. گفتند که وقتی یک کسی خانه ای را می سازد چون خانه را خودش ساخته و در شکل گیری خانه و تصمیم گیری این خانه نقش داشته، از خانه خوب نگهداری می کند، تکمیل و تجهیزش می کند، احساس تعلق دارد.
نکته اولی که وجود دارد این است که ما بایستی به شهروند بباورانیم این شهر خانه خودش است. خودش ساخته است. با پول خودش و با امکانات خودش ساخته شده است. این باور هنوز در شهروندان ما وجود ندارد. یعنی هیچ شهروندی خانه بزرگش را شهرش نمی بیند. در عین اینکه شعار، "شهر ما، خانه ما" زیاد داده شده اما در نهاد شهروندان جای نگرفته است. رسانه و دستگاه شهرداری بایستی این احساس را در مردم ایجاد بکنند که مالک شهرند.
اگر مالک خانه یا شهرند، در مورد تغییرات باید خود شهروندان در تصمیم بگیرند. حالا به نکته دومی که آقای قلندریان اشاره کردند می پردازم که نقش شهروندان در تصیم سازی در این خانه بزرگ چیست؟ در سیاست های اداره شهر در برنامه ها و فعالیت ها چیست؟
گام اول این است که رسانه و دستگاه شهرداری احساس مالکیت را برای مردم ایجاد کند. احساس مالکیت به معنای این که مردم خودشان را مالک شهر بدانند.
راه حل این است که در نظام تصمیم سازی به شهروندان نقش بدهیم. رسانه می تواند این نقش را ایفا کند. یعنی با پیوند بین مردم و مسئولان و مدیریت شهری در تصمیمات مدیریت شهری نقش ایفا کند. مدیران شهری، بایستی با استفاده از ابزار رسانه و با آشنایی با دیدگاههای مردم سیاست های خودشان و برنامه های خودشان را به جای اینکه پشت دربهای بسته انجام بدهند، در معرض عموم و با استفاده از تصمیمات مردم شهر انجام بدهند.
بنابراین نقش بعدی رسانه این است که نقش مردم را در نظام تصمیم سازی پررنگ می کند. لازمه آن هم این است که هم مردم رسانه را باور کنند که حلقه واسط بین آنها و مدیریت شهری است وهم مدیریت شهری رسانه مکتوب را جدی بگیرد و از نقطه نظرات مردم در سیاست گذاری خودش استفاده کند.
 مردم احساس کنند در این خانه بزرگ ، نقش تعیین کننده در تصمیم سازی ها دارند ، اتفاقاتی که در شهر می افتد و در آن ها نظر مردم نیست،  لزوما اتفاقات بدی نیست؛ سیاست های بدی نیست. برنامه های بدی نیست بلکه سیاست، برنامه ها وفعالیت هایی است که مردم در تصمیم سازی آن نقش نداشتند. حتی اگر سیاست، برنامه یا فعالیتی بد باشد امّا مردم در آن نقش داشته باشند باز مردم از آن حمایت می کنند. چون خودشان درتصمیم سازی نقش داشتند.
بنابراین تصمیم سازی در مدیریت شهری نقش بعدی است و نقش بعدی رسانه این است که دقیقاً روشن کند که در هر یک از مسائل شهری مردم و شهروند به طور مشخص چه نقشی دارند. حالا اگر این اتفاقات افتاده یعنی مردم احساس مالکیت کردند، در تصمیم سازی مدیریت شهری ایفای نقش کردند و نقش خودشان را در اداره شهر دانستند، یعنی آن حقوق و تکالیف شهروندی خودشان را دانستند و بهش عمل کردند، اگر چنین پروسه ای اتفاق افتاد در این منظومه شهروند راحت خواهد پذیرفت که باید هزینه جایی که در آن زندگی می کند و مالک آن است و جایی که در اداره و تصمیم گیری آن نقش دارد و دارد نقش ایفا می کند بپردازد.
آن موقع شهر ما خانه ما مصداق پیدا می کند. آن موقع رسانه نقشی را که ایفا می کند این است که بتواند این سه مولفه را یعنی مولفه احساس تعلق و مالکیت به شهر،  ایجاد نقش برای تصمیم سازی و مدیریت شهر و تبیین نقش شهروند در اداره شهر را انجام بدهد.
لزومی ندارد که رسانه مستقیماً بگوید بیا پول شهر را بده. چون  به طور طبیعی وقتی این سه مولفه در ذهنشان نهادینه شد در اداره شهر حضور پیدا می کنند. یک مساله دیگر باقی می ماند که از این منظور جداست و رسانه در آن نقش اساسی ایفا می کند، در واقع توزیع ساختار اداره شهر است. در طول سالهای متمادی در کشور ما شهرداری ها یک دستگاه دولتی بوده اند. از دولت پول می گرفتند و در شهر، هزینه می کردند، حدود25 سال پیش، سال 63 در کشور تصمیم گرفته شد که شهرداری ها، یک دستگاه دولتی نباشند . خودشان از مردم در آمد کسب کنند و هزینه کنند. البته این ساختار اشکالاتی دارد. در همه جای دنیا وقتی شهرداری ها را مستقل می کنند، نظاماتی برای کسب درآمدهای مستقل پایدار پیش بینی می کنند. در همین سال 63 مجلس وقتی لایحه خودکفایی شهرداری ها را تصویب کرده ، دولت را موظف کرده است ظرف 6 ماه لایحه درآمدهای شهرداری، را به مجلس ببرد. آن 6 ماه 25 سال شده و هنوز نرفته است. در واقع شهرداری ها دارای یک نظام درآمد پایدار نیستند. به همین دلیل است که شما می بینید بخشی از در آمدهای شهرداری به ساخت و ساز و جرایم ساختمانی بستگی دارد.  در دنیا اینگونه نیست و معمولاً یک نظام در آمد پایداری بدون شهرداری ها در نظر گرفته اند.
مثلاً 50% مالیات مربوط به ارزش افزوده مربوط به شهرداری هاست.
در ایران اولاً مالیات بر ارزش افزوده حدود 2 سال است که  شروع شده است که آن هم جمع شده و متوقف شد. به هر حال اتفاقاتی که افتاده است این است که شهرداری ها تبدیل به نهادی مردمی شده اند که در آمد آنها از مردم اخذ می شود. اما هنوز در ذهن مردم شهرداری ها یک نهاد دولتی هستند. مردم فکر می کنند شهرداری ها از دولت پول می گیرند و هزینه می کنند. رسانه ها و مدیریت شهری باید برای مردم جا بیاندازند که شهرداری ها 25 سال است که در کشور ما دیگر نهاد دولتی نیستند.
هزینه اداره شهر را خود مردم تامین می کنند . این هم بحث چهارم خارج از آن منظومه است. دیگر گذشته است زمانی که شهرداری ها یک نهاد دولتی محسوب می شوند و باید مردمی بودن این نهادها به مردم اطلاع رسانی شود.
ادامه دارد ...



برنامه هاي فرهنگ سراها

 

 

 



نظرسنجی

کدامیک از وظایف شهرداری است؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج