■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
میزگرد   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


ميزگرد

هويت شهري و راهكارهاي تقويت آن

تاریخ ایجاد   1387 شنبه 24 اسفند     بازگشت

 

میزگرد هویت شهری و راهکارهای تقویت آن
سید کمال الدین حسینی: با توجه به اينکه مجموعه مدیریت شهرداری به این نتیجه رسیده است که شاید دیگر فعالیت کارکنان شهرداری به تنهایی برای اداره یک شهر کافی نیست و کلانشهرها آنقدر بزرگ شده اند که به کار گرفتن قدرت و اندیشه مردم نیز ضروری به نظر می رسد.لذا مدیریت ترویج فرهنگ عمومي ، جهت تقويت همکاري مردم اقدامات گسترده اي را شروع کرده است
لذاسازمان فرهنگی_ تفریحی شهرداری مشهد در راستای ترویج و ارتقاء فرهنگ شهروندی درصدد برآمده است که اقداماتی را از قبیل تدوین کتب ، آموزش آيين شهروندي (برگزاری کلاسهای آموزشی) ، برپایی جشنها، بزرگداشت مراسم و اعیاد مذهبی برگزار کند.
به منظور ایجاد پیوند بین عمل وعلم، ، مجموعه سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری و علی الخصوص مدیریت ترویج فرهنگ شهروندی، اقدام به برگزاری میزگردهایی در این زمینه نموده است.
هدف از برگزاری این میزگردها، ارائه مباحث مختلف شهری خصوصاًدر زمینه فرهنگ شهروندی، بصورت علمی- کاربردی بوده است،تا فاصله بين علم وعمل کاهش یابد.به همین منظور نیز خروجی هایی برای این میزگردها مد نظر قرار گرفته است تا نتایج آن در دسترس عموم- هم شهروندان و هم تصمیم گیرندگان و مدیران شهری- قرار بگیرد تا مورد بهره برداري قرار گرفته و موجب ارتقاء فرهنگ شهروندي گردد.
مشارکت اجتماعی، هویت شهری، وندالیسم، بنیان خانواده و ... در شهر، از جمله موضوعاتی است که برای طرح شدن در این میزدگردها انتخاب شده اند و پیش از این نیز به مبحث مشارکت اجتماعی با حضور اساتید گرانقدر دانشگاه پرداخته شده است.
و اما در این میزگرد، برای واکاوی بحث هویت شهری از اساتید ارجمند، جناب آقای دکتر عارف زاده استاد دانشگاه و دارای مدرک دکترای جغرافیا وبرنامه ریزی شهری و جناب آقای دکتر نوغانی،دارنده ی مدرک دکترای جامعه شناسی و عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی و همچنین آقای مدرسی،کارشناسی ارشد پژوهشگری اجتماعی که در واحد افکار سنجی شهرداری مشهد شاغلند، دعوت کرده ایم.
سه سوال کلی برای طرح در این جلسه ( اولین جلسه بحث هویت شهری ) در نظر گرفته شده است که ابتدا مطرح می کنم و سپس از اساتید بزرگوار درخواست می کنم که نظرات و دیدگاههای خودشان را راجع به آنها بیان بفرمایند:
1-         هویت چیست؟ معنا و مفهوم هویت توضیح داده شود؟
2-         ابعاد و انواع هویت ها کدامند؟ و جایگاه هویت شهری در میان آنها چیست؟
3-         الگوهای موجود هویت بخشی کدام است و چگونه می توان از آنها استفاده کرد؟
ضمن اینکه مروری هم خواهیم داشت بر مصادیق و اقداماتی که در دیگر جوامع شهری رخ می دهد و شایسته الگوبرداری هستند.
نهایتاً هم به بررسی عوامل تهدید کننده و تقویت کننده هویت شهری در شهر مذهبی مشهد خواهیم پرداخت.
بنابراین از آقای دکتر عارف زاده معنی و مفهوم هویت را جویا می شویم و از ایشان می خواهیم که دیدگاهشان را در این زمینه بیان بفرمایند.
دکتر عارف زاده:
در بحث جامعه شناسی و برنامه ریزی شهری، سه جامعه زیستی قابل تعریف است. جامعه عشایری، جامعه روستایی و جامعه شهری.
اینکه در دانشگاههای سطح جهان رشته ای تحت عنوان جامعه شناسی و برنامه ریزی شهری بوجود آمده است،حاکی از اهمیت جایگاه شهر و جامعه و فرهنگ شهروندی می باشد. حتی در کشور خودمان در چند گرایش مربوط به این زمینه در مقطع دکترا،دارای دانشجو هستیم.
از نظر برنامه ریزان و جامعه شناسان، شهر به عنوان یک موجود زنده شناخته می شود. مشهد دارای یک سیستم ورودی و خروجی می باشد.
درست مثل یک انسان که برای استمرار بقاء نیازمند یک سری ملزومات است. شهر موجودی است دارای تحول و از آن به عنوان یک مکان نام برده می شود. شهر به مثابه یک ظرف است که بنا بر اقتضائات مختلف، مظروفهای متفاوتی را در خود جای می دهد که انسانها مهمترین آنها هستند. حال این انسانها وجوه تشابه و افتراق فراوانی دارند که در جای خود به آنها خواهیم پرداخت. به تعبیری شهر را می توان خروجی افکار ، تمایلات و تعاملات اقتصادی و اجتماعی شهروندان دانست.
در فرایند تشکیل شهر، سه مرحله را در نظر می گیریم که عبارتند از برنامه ریزی شهری، طراحی شهری و نهایتا معماری شهری. خوشبختانه در سالهای اخیر تعاملاتی که بین فعالین در عرصه جغرافیا و برنامه ریزی شهری از یک سو و صاحب نظران عرصه جامعه شناسی و دیگر علوم از سوی دیگر بوجود آمده، باعث شده است که معماری شهرها از حالت تک بعدی خارج شده و به سمت پویایی حرکت کند. به این منظور مطالعات جدی و گسترده ای هم پیرامون ظرف و مشخصات آن یعنی شهر ، مظروف و ویژگیهای آن یعنی شهروندان صورت گرفته است.
امروزه یک معمار و آبادگر، بدون در نظر گرفتن این مشخصات و بدون کمک گرفتن از علوم مختلف و آگاهی از مباحثی چون اقلیم شناسی، جمعیت شناسی، فرهنگ و خرده فرهنگهاو... نمی تواند نتایج مطلوبی از عملکرد و فعالیتش بدست آورد.
مسائل جغرافیایی را همیشه در زمان و مکان و نه جدای از هم مورد بررسی قرار می دهیم. اینکه بعضی اوقات افرادی لب به شکایت از بافت سنتی شهر می گشایند، نشان می دهد که این اصل را مد نظر ندارند و توجه نمی کنند که چنین بافتی در زمان خودش بهترین ساختار بوده است. بسیاری از جوامع از جمله کشور ایران، بنابر دلایل خاص اقتصادی، اجتماعی و حکومتی شان در گذر از شهرسازی قدیم به شهرسازی مدرن امروزی، فرایند لازم و مورد نظر را که تضمین کننده یک شهر آرمانی باشد، مرحله به مرحله تجربه نکرده اند. افسار گسیختگی که امروزه در عرصه توسعه شهری و شهرسازی کشور وحتی شهر مشهد باعث شده است که گذر از سنت به مدرنیسم منطقی نبوده و مصنوعی باشد.
این روند،  فرصت و امکان فرهنگ سازی برای شهروندان را سلب می کند. به کار بردن برخی میان برها در مسیر شهرسازی باعث بوجود آمدن آسیب هایی می شود که یکی از آنها در مبحث هویت قابل شناسایی است. یعنی «آسیب به هویت.» در جغرافیای شهری با یک سری مفاهیم سرو کار داریم. از جمله مفهوم فضا.
 اهمیت هویت از آنجایی روشن می شود که هر فضایی دارای هویت باشد به عنوان یک مکان شناخته شده و رسمیت جغرافیایی پیدا می کند.
فضاهای طبیعی و اقلیمی از جمله فضاهایی هستند که هنگام تلفیق با هویت تشکیل مکان می دهند. به عبارت دیگر مکان به فضایی اطلاق می شود که هویت پیدا کرده است.
هویت شهری ما پیش از اسلام متشکل از عناصر سه گانه ای بود.ارگ یا کهندژ، شهرستان یا شارستان وربض یا حومه. پس از ظهور اسلام و پیدایش تحول عقیدتی در مردم که مظروف شهر هستند، هویت شهر دستخوش تغییراتی می شود و مسجد، بازار و مدرسه سه رکن اصلی و اساسی هر شهر می گردد.شما هنور هم شاهد هستید که در بسیاری از شهرها بافت قدیمی شان را حفظ کرده اند،این سه رکن پیش از هر چیز دیگری در فضای شهر خودنمایی می کنند و معمولاً به هم پیوسته نیز می باشند.
ما معتقد هستیم که هر شهری یک هسته اولیه دارد. هویت شهرها که همان شناسنامه شهر می باشد، از هسته اولیه آن آغاز می شود. مثلاً مشهد مقدس. پس از شهادت امام رضا(ع) و تدفین آن حضرت در کاخ حمید بن قحطبه، مشهد امروزی از این محل شکل گرفت. کم کم دوستداران امام (ع) می آیند و در اطراف قبر آن بزرگوار سکنی می گزینند. نوغان در قدیم جزئی از توس بوده است؛ یکی از ولایات توس قدیم. شما توجه داشته باشید که اکثر مشهدی های اصیل که اجدادشان اهل مشهد قدیم بوده اند، در انتهای فامیل شان کلمه توسی دارند. اینها همان افرادی هستند که از توس قدیم در همین شهر زیست می کرده اند. در ادامه عرایضم و در مبحث راهکارهای حفظ هویت شهری خواهم گفت که یکی از آن راهها، حفظ بافت سنتی شهر است. اگر قرار بود یک روز شناسنامه ای از مشهد ارائه دهیم، باید سند و مدرکی را در اختیار داشته باشیم، این سند همان بافت تاریخی است. ما الان با این بافت تاریخی چه می کنیم ؟ وپروژه های مختلف و بزرگ شهری با این بافت چه می کنند؟
 تحولات در بافت سنتی مشهد از سال 1300 به بعد آغاز می شود. تمام خیابانهای مشهد از سال 1300 ساخته می شوند. البته به جز بالا خیابان و پائین خیابان که به دستور شاه عباس صفوی و به شکل خیابان شانزالیزای پاریس ساخته شده است.
از سال 1300 است که خیابان کشی بر بافت سنتی شهر تحمیل می شود. البته هنوز رگه هایی از بافت سنتی گذشته در شهر وجود دارد. شما حد فاصل چهارراه عشرت آباد تا چهارراه خواجه ربیع را که ملاحظه بفرمائید کوچه پس کوچه هایی را می یابید که از داخل بافت سنتی می گذرند.
بنابراین برای هویت بخشی و هویت شناسی هر شهر باید به هسته اصلی هر شهر مراجعه کرد. بعد از آن بافت میانی شهر است که تلفیقی است از بافت سنتی و بافت مدرن و نهایتاً بافت مدرن ، که تقریباً از سال 1340 اعلام موجودیت کرد. دلیل آن هم روشن است. استفاده از خودرو نیاز به معابر و خیابان کشی خودروئی داشت که بوجود آورنده بافت جدید بودند. منتها نکته قابل توجه در این جا این است که، ایجاد گذرگاهها و شریانها با شناخت و آگاهی کافی و مناسب نسبت به بافت سنتی و جامعه شناسی شهروندان صورت نگرفت. در اصل، این خیابانها به شهر تحمیل شدند. از این که بگذریم، باید به عناصر شکل دهنده و مشخصات شکل گیری و شناخت هویت شهری توجه داشت.
و در پایان این بخش از عرایضم اضافه می کنم که از دید بنده و از منظر علم جغرافیای شهری هویت شهری موضوع بسیار مهمی است که با فضاهای مختلف جغرافیایی ترکیب می شود و مکان را ایجاد می کند. پس مکان ترکیبی است از هویت و فضا.
حسینی:
با تشکر از استاد عارف زاده، نظر جناب آقای دکتر نوغانی را در مورد معنا ومفهوم هویت جویا می شویم.
دکتر نوغانی:
هویت را اگر ترجمه کلمه انگلیسی Identity بدانیم که به زعم بنده صحیح هست، نهایتاً به این مفهوم خواهیم رسید که هویت مساوی است با شناسه. یعنی مفهومی که انسان با آن خودش را بشناسد و بشناساند. پس هویت نیازمند یک ما به ازای بیرونی است که نسبت به آن احساس شناخت بوجود می آید منتهی با توجه به گوناگونی پدیده ها و قابل دسته بندی بودن شان، انواع هویت ها بوجود می آیند. مثلاً تمامی ما یک نام خانوادگی داریم که نسبت به مجموعه خانواده ای که به آن تعلق داریم برایمان شناخت بوجود می آورد. پس نام خانوادگی ما، تبلوری است برای شناسایی هویت ما در آن واحد جمعی مشخصی که به آن تعلق داریم که در این جا موضوع خانواده بود. حال ممکن است که این واحد جمعی عوض شود. مثلاً ما اقوام را ملاک شناسایی قرار دهیم و یا محله را، شهر را و هر مفهوم قابل شناسائی دیگررا.
کُردی، مشهدی، ایرانی، آسیایی، کشورهای در حال توسعه و نهایتاً جامعه جهانی، نمونه ای از مجموعه های قابل تشخیص هستند که می توان هویتی را با آنها معرفی کرد.
از ویژگیهای مفهوم هویت، اتصال و انفصال است .در نتیجه ی هویت، یک وصل کنندگی و یک فصل کنندگی به وجود خواهد آمد؛ به عبارت دیگر هویت باعث ایجاد اتصال بین افرادی می شود که آنها را از دیگر افراد جدا می کند.
افرادی که به واسطه هویت شان حائز ویژگی خاصی هستند در یک مجموعه هویتی قابل جمع بوده و در صورت مغایرت ویژگی شان با افرادی از مجموعه دیگر، دارای انفصال هستند.
شما واژه امت اسلامی را در نظر بگیرید؛این مفهوم، ما را به تمامی مسلمانان وصل کرده و از غیر مسلمانان فصل می کند. با توجه به این نوع تعریف از هویت، کلمه هویت جهانی نیز محلی از اعراب نخواهد داشت. چون باید جهان و جمعیتی فراجهانی وجود داشته باشد تا چنین تعریفی را برای هویت جهانی قائل شویم.
پس برای تشکیل هویت می توانیم از سطوح بسیار خرد و کوچک تا سطوح بسیار بزرگ دست به تعریف مجموعه های هویتی بزنیم.
بنابراین شهر یکی از واحدهای جمعی هست که شناسایی هویت آن، یک مبحث بین رشته ای به حساب می آید، چرا که واحدهایی که مبنای شکل گیری هویت شهری می باشند،قابل مطالعه در رشته های مختلف هستند.
به عنوان مثال national identity به معنای هویت ملی، در علوم سیاسی موضوعیت پیدا می کند ،همینطور هویت خارجی و جناحی.
در روانشناسی، در علوم تربیتی، جغرافیا و... نیز با مفهوم هویت و تعاریف متناسب آن سر و کار داریم. در جامعه شناسی نیز به طور خاصی چون موضوع و ماده خام این علم، اجتماع و واحدهای اجتماعی است، جامعه شناسی «هویت» را فقط در پرتو محیط جمعی تعریف می کند. یعنی هر عنصری را وقتی جزئی از هویت می داند که شناسه آن جزئی از یک واحد اجتماعی باشد.
حتی اگر مکان برای ما اهمیت دارد، از این باب است که یک شناسه اجتماعی برایمان ایجاد می کند.
حتماًدر یک مفهوم ، برای هویت سیاسی نیز، جامعه شناسی نه از باب ترتیبات سیاسی و یک قلمرو سیاسی، که از باب تمایزات اجتماعی جامعه موجود ، در آن وارد عرصه می شود. چون قطعاً یک واحد جمعی را برای شناسائی هویت در نظر می گیریم، عنصر اصلی هویت تعامل خواهد بود. از منظر جامعه شناسی، بدون وجود داشتن عنصر «تعامل» هویت هرگز معنا پیدا نمی کند. در تعامل نیز دو عامل حتماً باید وجود داشته باشد:
1-          «احساس تعلق»
2-          «احساس تعهد»
به عبارت دیگر این دو عامل بوجود آورنده تعامل بوده و تعامل در کنار عناصر جمعی متناسب با هر مجموعه، هویت را شکل می دهد.
بنابراین اگر به عنوان مثال بنده با جنابعالی احساس تعلق و تعهد نسبت به موضوعی را داشته باشیم و این احساس برایمان بوجود آورنده تعامل باشد، نهایتاً به ایجاد یک شناسه اجتماعی منجر می شود که نامش را هویت اجتماعی می گذاریم. و هویت ها، مانند دوایر متحدالمرکزی هستند که از کوچکترین دایره (هویت خانوادگی )شروع شده و به بزرگترین دایره ها (هویت ملی و مذهبی) ختم می شوند. پاردو کس هویت نیز از همین جا نشات می گیرد که چه باید کرد؟ که این دوایر متحدالمرکز با هم تناقض نداشته باشند.
آقای مدرسی:
اساتید بزرگوار مفهوم هویت را به نحو شایسته ای واکاوی کردند. هویت را می توان پاسخی دانست به سوال «من کیستم؟!» یک انسان وقتی می گوید من کیستم، در اصل به دنبال هویت خویش رفته است. این سوال و پاسخ آن، مطمئناً در اجتماع شکل می گیرند. یک انسان در انزوا نمی تواند بپرسد که: «من کیستم». چون همانطور که آقای دکتر هم فرمودند؛ خودش را نمی تواند با کسی مقایسه کند تا به پاسخ برسد. در پاسخ به این سوال، فرد خودش را به نوعی، هم از دیگران جدا کرده و هم ارتباطی بین خود و گروهی از افراد دیگر برقرار می کند. پاسخ در برگیرنده جهات افتراق و پیوستگی «من» با گروهی از انسانها خواهد بود. از بودن با یک انسان می توان به تعریف «خود» دست زد. ما شناسه هایی داریم که فقط اختصاص به خودمان دارند. مثلاً نام و نام خانوادگی و شماره ملی من، بنده را از تمامی انسانهای کره خاکی متمایز می کند. یعنی اینها فقط اختصاص به من دارند. شماره ملی من نشان می دهد که ایرانی هستم، نام من بیانگر مسلمان بودنم است. تمام این موضوعات نشان می دهد که علاوه بر اینکه من در حال جدا کردن و تمایز دادن خویش از دیگران هستم، در حال ایجاد پیوند و تعلق به مجموعه های اجتماعی نیز می باشم. حال دنبال این هستیم که ببینیم برای مفهوم هویت، در عرصه شهر، چه اتفاقاتی می افتد.
اگر من در شهری زندگی کنم اما ندانم که به چه شهری متعلق هستم و با چه شهری می توانم خود را تعریف کنم، دچار مشکل خواهم شد.
اجازه بدهید برای توضیح مطلب اشاره کنم به اینکه هویت را از منظری می توان به دو نوع بیرونی و درونی تقسیم بندی کرد.
این موضوع بر می گردد به اینکه من، خویشتن را چگونه تعریف می کنم. محل تولد، محل زندگی، نام پدر و مادر، اینها هویت های بیرونی من هستند که من را تعریف می کنند، اما آیا الزاماً این مفاهیم از درونِ من، به من هویت می دهند؟ ممکن است که من علاقه ای به پدر و مادرم و محل تولد خود نداشته باشم. یعنی احساس جدایی با آنها داشته باشم. درست است که از بیرون من را جزئی از آن خانواده می شناسند، اما چون علاقه ای به آن مفاهیم ندارم، پس خود را وابسته به آنها نمی دانم و سعی می کنم با آنها تعاملی نداشته باشم. مثل انکار مشهدی بودن از سوی برخی افراد. این «بی هویتی از درون» و عدم تعلق به شناسه هایی که من را از بیرون به عنوان یک فرد مشخص معرفی می کند، باعث می شود که تعاملات من با آن شاخصه ها و پدیده های معرف، کاهش یافته و این کاهش تعامل است که در مبحث هویت شهری برایمان ایجاد مشکل می کند.آنگاه ما با شهروندانی مواجه می شویم که با وجود مشهدی بودن،دارای هویت مشهدی نیستند. علاقه ای به شهرشان ندارند. رفتار و کشش این افراد نشان می دهد این افراد جزء یک جامعه هویتی هستند، اما در درون آنها چنین هویتی شکل نگرفته است. در جریان جامعه پذیری فرد، هویت او نیز شکل می گیرد. در این فرایند ما یاد می گیریم که برای بدست آوردن یک هویت مطلوب شهری باید چه چیزی را دوست بداریم واز چه چیزی دوری بجوئیم. در طول زندگی نیز هویت ها را همراه می بریم و برای حفظ هویت هایمان در درونِ خویش تلاش می کنیم .
آقای حسینی:
ضمن تقدیر از بزرگواران به واسطه ارائه دیدگاههای علمی و عملی شان در مورد مفهوم هویت، بنده هم باید عرض کنم که هویت مفهومی است که مورد علاقه رشته های مختلف علوم بشری هست، رشته هایی چون فلسفه، روان شناسی، ادبیات، جامعه شناسی، مدیریت ، جغرافیا و ... .
جامعه شناسان در مورد موقعیت اجتماعی فرد، هویت را در ارتباط با ظرف زمان، مکان و فضا مورد بررسی قرار داده اند و همانطور که در فحوای سخن اساتید هم بیان شد، بحث کنش متقابل نمادین بود که از آن به عنوان موضوعی تعیین کننده یاد شد.
از دیدگاه روانشناسان که در آن از فرایندهای روانی مشخص که نقش درونی ساختن مفاهیم را در ساخته و پرداخته کردن هویت بازی می کنند یاد شده است .
در رویکرد پسا مدرن ها هم به بحث نظریه گفتمانی در شکل گیری هویت اشاره شده است.
 وقتی که دست به بررسی گزاره ها در کنش متقابل نمادین می زنیم، به این نتیجه می رسیم که مثلاً کنشگران در یک ساخت اجتماعی یکدیگر را به عنوان اشغال کنندگان جایگاهها به جا می آورند و نهایتاً خود را نام گذاری می کنند. به عبارت دیگر کنشگران به دنبال پایداری و یکپارچه سازی هویت خود هستند. کنشگران ترجیح می دهند هویتشان قرین احساسات مثبت باشد و نهایتاً هویت اشراف بر درک خاصی می باشد که هر فرد از خود دارد. حالا، با توجه به جمع بندی ای که از بحث هویت در نگاه اساتید حاضر بدست آمده باید نظر شخصی ام را عرض کنم که هویت را به گونه ای دیگر نیز می توان تعبیر کرد و آن اینکه هویت را می توان به دو گروه کلی تقسیم کرد:
1-         هویت فردی
2-         هویت جمعی
 در این تعریف هویت فردی شامل پاسخهای «من کیستم؟» هایی است که صفات و ویژگیهای یک فرد و شخص را می نمایاند. مثلاً : من آدم عصبانی ای هستم، من انسان خوش اخلاقی هستم، من انسان با انصافی هستم و ... و در مقابل هویت جمعی یا اجتماعی در جریان تعامل اجتماعی شکل می گیرد و انواع مختلفی را شامل می شود. مانند هویت خانوادگی، قومی و دینی
، که در اینجا می توان به صورت خاص هویت شهری را مورد بررسی قرار داد. نکته ای که اینجا کمک اساتید را می طلبد، این است که : ما با مفهوم هویت شهر و هویت شهری مواجه هستیم. برخی اوقات نیز در صحبتها خلط مبحث می شود. در روزنامه ها و رسانه نیز شاهد هستیم که «هویت شهر» را با «هویت شهری» مخلوط می کنیم. بنده از آقای دکتر عارف زاده درخواست می کنم که دیدگاه خودشان را در رابطه با تشابهات و تفاوتهای این دو مفهوم بیان کرده و به واکاوی موضوع بپردازند.
دکترعارف زاده :
تقسیم بندی خوبی است. هویت شهر در درجه اول باز می گردد به نمادهای فیزیکی که شهر متشکل ازآن است. مثلاً ساخت شهر، بافت شهر و شبکه معابر. اما در هویت شهری ما با رفتار انسانی مواجهیم؛ قابل ذکر است که ما در علم جغرافیای شهری با دو مفهوم شهرنشینی و شهرگرایی سرو کار داریم. در هویت شهر، ما با شهر نشین مواجهیم، یعنی کسی که صرفاً در ساختار شهر زندگی می کند. اما در هویت شهری با شهر گرا بودن افراد و انسانها ارتباط داریم یعنی می خواهیم بدانیم که ساکنین شهر تا چه اندازه متخلق به اخلاق و آداب شهرنشینی هستند. از دیدگاه جغرافیای شهری، تمام افرادی که در یک شهر زندگی می کنند، چه در حاشیه و چه در مرکز و سایر بافتهای شهر، شهرنشین هستند، اما باید دید که آیا تمام این افراد فرهنگ شهرنشینی دارند یا خیر؟ یعنی این افراد تا چه اندازه دارای شناسنامه و رفتار شهری هستند. یک شهروند، رفتار ترافیکی دارد، رفتار ساختمانی دارد و ... .
در بسیاری از کشورها افراد مثلاً به خودشان اجازه نمی دهند که تخلف کنند ولو اینکه در این رابطه خسارت ببینند.
بسیاری از مشکلاتی که ما امروزه در مدیریت شهرها با آن مواجهیم به تفاوت برداشت از همین دو مفهوم باز می گردد؛ که معمولاً نیز اشتباه است.
آنجایی که شهروندان هویت شهری خویش را نشناسند دست به تخلف می زنند و این مشکل آفرین است. بطور خلاصه هویت شهر ، به اجزاء و المانهای فیزیکی بر می گردد و هویت شهری ،بازتاب مکان (شهر) در رفتار شهروندان را شامل می شود.
دکترنوغانی:
در مبحث هویت شهری و هویت شهر ضمن تاییدفرمایشات آقای دکتر عارف زاده، عرض می کنم که این دو مفهوم با هم رابطه ای دیالکتیکی دارند و تکمیل کننده هم هستند. هویت شهر شامل عناصر و اجزایی می شود که به شهر خاصیت مکان بودن را می بخشند، پدیده ای که ماحصل آن تولید مکان است. شما آثار باستانی را در نظر بگیرید. مثلاً تخت جمشید، مسلماً الآن هیچ کنشگری در این محل زیست نمی کند و با آن محیط تعامل ندارد ولی این شهر تاریخی، با وجود استقلال از افراد دارای یک هویت تاریخی و مکانی بوده و دارای مولفه هایی است که تفکیک ایجاد می کند بین این اثر و آثار دیگر. شما وقتی دست به تعریف مشهد می زنید با شهروندان ساکن در آن کاری ندارید. مشهد اینگونه تعریف می شود که : شهریست در برگیرنده مرقد شریف امام رضا(ع)،  دارای فلان محلات، با سابقه تاریخی فلان سال و آب و هوایی خاص. اما وقتی صحبت از هویت شهری می شود، این شهروندان هستند که مبنای بحث و گفتگو قرار می گیرند و آنجاست که پای احساس تعلق آدم ها به شهر به میان می آید. در حالی که هویت شهر تفکیک شهر از شهری دیگر است براساس مولفه های تاریخی، فیزیکی و جغرافیایی و مستقل از انسانها.
وقتی ما به سراغ افراد داخل یک شهر یا کنشگران شهر می رویم و جویای احساس تعلق آنها به شهر می شویم، موضوع بحث هویت شهری خواهد بود. البته در اینجا مهم است که اگر انسانها به تنهایی احساس تعلق به یک شهر داشته باشند، برای شکل گیری هویت شهری کافی نیست. یک تعامل اجتماعی نیز در اینجا مهم خواهد بود. به کلام دیگر، اگر شهروندان به صورت منفک از هم نسبت به شهر احساس تعلق داشته باشند، هویت شهری شکل نگرفته است. شما تیم فوتبالی را در نظر بگیرید که تمامی بازیکنان آن، به دنبال موفق شدن و گل زدن باشند، مسلماً تا وقتی که تعاملی بین آنها شکل نگیرد موفقیت نیز بدست نمی آید.
اتفاقاً به تازگی در ادبیات شهری با کلمه ای تحت عنوان (عرق محلی) روبرو می شویم که با اندکی بررسی و نتیجه گیری می شود دریافت که منظور از این عبارت همان هویت شهری یا هویت محلی می باشد که به عنوان صفتی در انسانها معرفی می شود. در مقابل تجلی گاه هویت شهر انسانها نخواهند بود و یک شهر مثل تخت جمشید با اینکه قرنهاست خالی از سکنه می باشد، به عنوان یک مکان و یک شهر به رسمیت شناخته شده است. قابل عرض است که اگر میلیونها انسان در شهری زندگی کنند و هیچ احساس تعلقی نسبت به آن شهر نداشته باشند هویت شهری از بین می رود. نکته قابل توجه دیگر اینکه اگر تمام آثار فیزیکی یک شهر از بین برود، باز بخاطر وجود رد پا و آثار توصیفی آن شهر در ادبیات، تاریخ و مکتوبات، هویت آن شهر از بین نمی رود.
آقای مدرسی:
دیدگاه بنده در مورد مفهوم هویت شهر این است که بوجود آمدن چنین مفهومی به منظور ایجاد انفکاک بین هویت شهر و هویت روستاست. پس از به وجود آمدن شهرهای مدرن و در حقیقت جوامع مدنی تفاوتی بین هویت شهر و هویت روستا قائل شدیم.
شهرها به جهت نوع شهرسازی و ساختارها و طراحی خاصی که برایشان در نظر گرفته شد، هویتشان از روستا متفاوت شد. پس می توان گفت هویت شهر به مشخصه هایی اطلاق می شود که تمایز ایجاد می کند بین شهر و روستا. البته کارکرد دیگر این نوع هویت، تفکیک شهرها از یکدیگر نیز می باشد. این کلیت موضوع بود. در مقابل می توان نتیجه گرفت که مفهوم هویت شهری نیز منفک کننده خصوصیت ساکنان شهر از روستا می باشد. یک روستایی، یک عشایر کوچ نشین و یک شهروند دارای هویت های متفاوت هستند. هویتی که یک فرد شهری دارد با هویت یک روستایی متفاوت است. هویت شهری در اصل شناسه هایی از رفتار، علایق و آداب و رسوم و کرداری است که متمایز کننده افراد شهری از گروههایی است که در یک روستا زیست می کنند. بنابراین احساس می کنم که شکل گیری این هویت در زمان و گذر از جوامع سنتی به امروزی شکل گرفته و تعریف شده است.
در گذشته،نزدیک به 70% مردم جهان را جوامع روستایی می داده است است و 30%  شهری بودند وا مروزه این نسبت معکوس شده است، تغییر بوجود آمده در اصل تغییر در عدد نیست، بلکه تغییر آدمهایی است که هویتشان تغییر کرده و از حالت روستایی به حالت شهری در آمده اند. حال ممکن است به علت برخی شاخصه ها که در شهرهایی خاصی وجود دارد، برای آن شهرها، هویت های مشخص و مخصوص قائل شویم. مثلاً به واسطه اتفاقات اقلیمی، تاریخی و فرهنگی یک شهر، هویت یک شهر با شهر دیگر متفاوت خواهد بود و در هویت شهری نمود پیدا خواهد کرد.در نتیجه عرض می کنم که در هویت شهری اصل شهرنشینی مد نظر قرار گرفته است که جدا کننده افراد شهراست از روستانشینان و صاحبان زندگی ایلی و عشایری.
حسینی:
اجازه بدهید که قبل از مطرح کردن سوال بعدی، این نکته را به مجموعه فرمایشات اساتید اضافه کنم که رابطه متقابل و دیالکتیکی بین مفهوم هویت شهر و هویت شهری وجود دارد. تقویت هویت شهر به ارتقاء و تقویت هویت شهری منجر خواهد شد و از طرفی دیگر، اگر هویت شهری تقویت شود، شهروندان و انسانهای متخلق به هویت شهری در یادمان نگهداشتن و حفظ حافظه تاریخی شان اهتمام خواهند ورزید.
و اما دو سوال: اول اینکه چه ضرورتی دارد که ما هویت شهری خودمان را بشناسیم، علی الخصوص هویت شهری شهرمشهد و دوم اینکه عناصر سازنده و تقویت کننده هویت شهری برای مردم مشهد چه مواد و ملزوماتی می تواند داشته باشد؟
عارف زاده:
در پاسخ به این سوال باید یادآوری کنم که هویت شهر و هویت شهری مقولاتی به هم پیوسته اند که قابل تفکیک از هم نیستند.
بنابراین اگر برخی مشکلات عرصه شهری را ریشه یابی کنیم به این نتیجه می رسیم که دور شدن از هویت شهری موجد چنین مشکلاتی بوده است. وقتی از هویت شهری دور شویم، هویت شهر نیز به خطر می افتد. اعتقادات، فرهنگ، مسائل سیاسی و مسائل امنیتی اصلی ترین مواد تشکیل دهنده هویت شهری هستند. اگر این هویت شهری به نحو احسن درک شود، به تقویت هویت شهر کمک می کند.
مصداق صحبت بنده کوچه هائی به نام کوچه های قهر و آشتی در شهر شیراز است. این کوچه ها از لحاظ فرهنگی و اعتقادی دارای کارکردهایی هستند. یکی از آنها کارکرد اعتقادی بوده است. به این صورت که اگر دو شخص با هم قهر می کردند، بالاخره یک روزی و در یک زمانی گذرشان به صورت همزمان به این کوچه ها می افتاد و خود به خود با هم آشتی می کردند. سکوهایی در گذشته جلوی در خانه ها تعبیه می شود به خاطر اینکه اگر رهگذری عبور کرد بنشینید و خستگی اش را رفع کند. یا مثلاً در بسیاری از محلات قدیم سقاخانه هایی درست می کردند اینها نتایج تاثیر و تاثر متقابل هویت شهری و هویت شهر هستند.
امروزه به دلیل غفلت ورزیدن از عملکرد برخی اجزای هویت شهر در بافت سنتی، شاهد از بین رفتن بسیاری از نمادها، المان ها و شاخصه های هویت شهر هستیم و متاسفانه این در حالی است که در کشورهای اروپایی بافت سنتی و به تبع آن بسیاری از مشاغل و نمادها حفظ شده اند،آنهم شغلهایی که هنوز ایجاد درآمد می کند.
پس با توجه به عرایض بنده برای تقویت هویت شهری می بایست هویت شهر را تقویت و حفظ کنیم. المان ها، نقشه شهر، عملکرد و کارکرد شهر باید حفظ شوند تا تضمین کننده بقاء هویت شهری باشند.
از سوی دیگر فرهنگ ، اعتقادات و مسائل سیاسی می توانند به بقای هویت شهر کمک کنند.
نمونه بسیار خوبی از تاثیر و تاثر این دو هویت این است که شهرداری با سازندگان بنایی که در آن ایجاد پنجره، حریم خلوت وآرامش همسایه ها را نقض کند، برخورد می کند، یا پنجره را می پوشاند و یا می گوید یک مترو 70 سانتی متر باید ارتفاع پنجره از سطح طبقه باشد.این توجه به فرهنگ در ساخت هویت شهراست.
 در کشورهای اروپایی هم که به جای دیوار پرچین ساخته می شود چنین قاعده ای حکم فرماست.
ما در گذر از سنت به مدرنیسم میان بر زدیم و به بسیاری از علایق و باورها بی توجهی کردیم. همین بنای حاضر (فرهنگسرای بهشت) را در نظر بگیرید. ببینید چه خصوصیات کاربردی و مفیدی در معماری این بنا لحاظ شده است.
مولفه های اقلیمی تماماً در ساخت این بنا مورد ملاحظه قرار گرفته اند. در این ساختمان تا وقتی که خورشید غروب نکرده نیازی به روشن کردن چراغ نیست. تابستانها خنک و زمستانها گرم است. باید توجه داشته باشیم که بازگشت ها و فلاش بک ها همیشه بد نیستند.
بسیاری از مواقع ما نیاز داریم که به باورها و اندیشه های سابق بازگردیم. مثلاً معماری خانه های قدیمی به گونه ای بوده که اعضای خانواده در یک روز ممکن بود که چند مرتبه هم دیگر را ببینند، اما خانه های امروزی طوری ساخته شده که شاید پدر و پسر در طول شبانه روز از حال هم با خبر نشوند. به کلام دیگر باید مانند گذشته شهرها و خانه ها را با توجه به اقلیم، طبیعت، مسائل اقتصادی و حتی سیاسی بنا کنیم.
 بطور مثال، در یک مجتمع مسکونی، تمام سرویس های بهداشتی را به دلیل رو به قبله ساخته شدن، تبدیل به انباری کردند. این قضیه از ثمرات عدم توجه به هویت شهری و فرهنگ مردم است.
حسینی:
لطفاً اساتید گرامی در مورد مصادیق هویت شهری مشهد یها توضیح  بفرمائید.
عارف زاده:
شهرهای ما معمولاً هویت مکانی طولانی ندارند. شما پاریس و لندن را در نظر بگیرید، این شهرها از ابتدا پایتخت بوده اند،ما نمی توانیم بگوئیم که مکان متاثر از شرایط اقتصادی، اجتماعی و تاریخی نیست و با گذشته ارتباط ندارد. کشور ما، کشوری است چهارراهی و میان اقوام مختلف، پایتخت ایران همواره یک شهر خاصی نبوده و عناصر شکل دهنده هویت شهر دستخوش تغییراتی می شدند.
پیش از اسلام مشهد شامل ارگ، شارستان و ربض بوده و با ظهور اسلام، مسائل اقتصادی ، تحولات اجتماعی و اقتصادی روی سه عنصر تمرکز پیدا می کنند و تقریباً همه شهرهای اسلامی دارنده آن بوده اند؛ بازار یکی از آنهاست. مسجد و مدرسه هم دو عنصر دیگر که در مشهد نیز بازار سرشور، مسجد دودر و مدرسه پریزاد نمونه های آن هستند. متاسفانه در حالیکه کشورهای اروپایی بازارهایشان را حفظ کرده اند، در کشور ما این اتفاق نیفتاده است. در بسیاری از کشورها ، حفظ هویت شهری ، درآمد زائی ویژه ای ( در مبحث توریسم) دارد.
نوغانی:
هویت دو نوع انرژی دارد. انرژی عاطفی که همان احساس تعلق است و دیگری انرژی رفتاری، که تعهد را بوجود می آورد. مسلماً احساس تعلق نسبت به امری، در پی خود احساس تعهد را می آورد. وقتی از عرق ملی صحبت می شود، تنها درحوزه عواطف نیست که شاهد عرق هستیم، بلکه در حوزه رفتار هم شاهد آن هستیم. مثلاً اگر کشور فردی مورد حمله قرار بگیرد؛در قالب رفتار دفاعی از سوی انسان کنش نشان داده می شود.
بنابراین تهدیدها و فرصتهایی که در مورد هویت شهر می تواند رخ دهد، در انرژی عاطفی افراد و هم در انرژی رفتاری آنها تاثیر می گذارد. مثالی می زنم، ممکن است که با قدم زدن در یک فضای سنتی و قدیمی، احساسات عاطفی در وجود ما غلیان پیدا کرده و ما دست به نوشتن یک مقاله برای یک نشریه بزنیم.
و اما عناصر سازنده هویت شهری از منظر جامعه شناسی، عناصری هستند که هم انرژی عاطفی را تولید می کنند و هم انرژی رفتاری را، مثلاً زبان عنصر مهمی است. زبان،لهجه و نمادها عنصر سازنده مهمی در قضیه هویت شهری هستند. حتی نام هایی مانند کفشدار، چراغچی و ... می توانند تبلور و بازخوانی مشاغلی از گذشته مشهد باشند. اعتقادات دینی و نمادهای مذهبی هم از جمله فرصتهای هویت شهری هستند. مخصوصاً در مورد شهری مثل مشهد که با هویت شهری عجین شده اند.
و باز یکی از نکات جالب توجه در مورد مشهد، امتزاج هویت های ملی و قومی مختلف در یک مکان است. در حالیکه در بسیاری از شهرهای ایران چنین امتزاجی شکل نگرفته است. یک مشهدی هویت خودش را متعلق به گذشته تاریخی خودش و هم به اعتقادات دینی می داند.
به نظر بنده برای دست اندرکاران مدیریت شهر باید مهم باشد که در بحث مهندسی اجتماعی و فرهنگی که با چه مبانی منطقی و برنامه ریزی خاصی عمل کنند، که هویت های خرد و کلان در کنار هم به هویت ملی برسند.
اگر ما بگونه ای عمل کنیم که یکی از این هویت ها بر هویت دیگر غلبه کند و پارادوکس نظری ایجاد بشود، مثلاً هویت شهری آنقدر تقویت شود که هویت محلی را به مخاطره بیندازد، به جایی می رسیم که دیگر هویت محلی برای فرد مهم نیست و با توجه به نظریه دوایر متحدالمرکز در بحث هویت ها، هویت ملی است که در نهایت آسیب می بیند. متاسفانه الآن هرگز روی بحث هویت محلی کار نمی شود، در حالی که قدیم تر ها همه دارای هویت و عرق محلی بودند. همین هویت های محلی هستند که در مجموع هویت شهری را شکل می دهند. در علوم اجتماعی به این جمع، «چیدمان موزائیکی» اطلاق می شود.
به نظر من موضوعی که مطرح کردم یک پارادوکس جدی است که باید مورد اهتمام قرار بگیرد و در بحث ضرورت مطالعه و سامازندهی هویت شهری باید به گونه ای پارادوکس حل شود و یکی از این هویتها فدای دیگر نشود. هویت محلی را به حدی تقویت نکنیم که هویت شهری به خطر بیفتد. هویت شهری را نیز آنقدری پر رنگ نکنیم که هویت ملی از بین برود.
عارف زاده:
یکی از آسیبهای هویت شهری مشهد را تهدیدی می کند این است که در صداوسیمای محلی مان، با زبان و گویش کتابی و معیار صحبت می کنند. در سایر شهرها اینگونه نیست. تبریز، اهواز، اصفهان، اینها به لهجه و زبان خودشان تکلم می کنند.
نقد دیگر از بین رفتن مکانهای قدیمی و سنتی مشهد است. شهرداری باید فکری بکند در این زمینه و نمادهای بوجود آورنده و تقویت کننده هویت شهری را حفظ کند.
دکترنوغانی:
یکی از فعالیتهای خیلی مهم و موثری که به منظور تقویت هویت شهری می تواند توسط شهرداری صورت بگیرد این است که محلات و اماکن امروزی که در گذشته موقعیت خاصی بوده اند یا اتفاق مهمی در آن افتاده است، با نصب تابلو، به شهروندان و نسل امروز معرفی شود.
مثلاً در مشهد قدیم قلعه ای بوده به نام سمزقند، که امروز هم محله ای به این نام وجود دارد. چه خوب است که شهرداری با نصب تابلوئی، مشخصات قلعه قدیم سمزقند را در معرض دید شهرداری بگذارد تا هویت محله ای تقویت بشود. نمونه دیگرش این است که کوچه و زادگاه چهره های افتخار آفرین شهر به مردم معرفی شود. مثلاً زادگاه فلان ورزشکار یا فلان دانشمند. اجرای این طرح هزینه ای هم ندارد.
مدرسی:
من می خواهم برگردم به بحث گذشته ام در مورد مفهوم هویت شهری که عرض کردم در مقابل هویت روستایی و به منظور تمایز از هویت روستایی شکل گرفته است. اتفاقی که در جامعه ما رخ داده این است که هویت شهری را از هویت های دیگر جدا نکرده ایم.
هویت شهری با هویت مذهبی متفاوت است. با هویت قومی متفاوت است. هویت شهری یعنی، انسانی که می خواهد در یک شهر زندگی کند، باید دارای هویتی باشد که در اصل مجموعه ای از آداب است. حالا می شود که در کنار این هویت، به هویت قومی و مذهبی و اجتماعی هم توجه بکنیم. هویت شهری مشهد، یعنی آشنا شدن با اخلاق و آدابی که برای زندگی در این شهر به آنها نیاز داریم. قواعدی که باید برای انسان درونی سازی شود. چه چیزهایی را باید به این منظور یاد گرفت؟ چه اموری باید مورد توجه قرار گیرند؟ اگر انسانی بخواهد در روستا زندگی کند نیاز به پاسخ این سوالات ندارد. کسی که در روستا زندگی می کند، هویت خانوادگی، مذهبی و قومی خودش را دارد و برای زندگی در شهر باید علاوه بر آنها صاحب هویت شهری نیز بشود. ما وقتی که در شهرهایمان با مدرنیسم آشنا شدیم، بدلیل اینکه ما مدرنیسم را نیاورده بودیم و بر ما تحمیل شد، نتوانستیم خودمان را با آن همراه کنیم. در حقیقت این مدرنیسم هویت ما را به هم ریخت.
با توجه به اینکه ما به یکباره با این نهضت مواجه شدیم، نتوانستیم جنبه های مختلف و مورد نظرآن را در خودمان رشد بدهیم.
هنگام طراحی شهر مشهد، فرد طراح از مکانی خارج از این شهر آمده و چون نمی داند در این شهر چه می گذرد طرح موفقی را نمی تواند ارائه کند، چرا که فقط مشخصات و لوازم یک شهر را در طراحی اعمال کرده است.
شهرداری مشهد موظف است که شهروندان شهر را دارای هویت شهری بکند، یعنی باید به آنان بگوید به عنوان یک شهروند و شهرنشین چه آیتم هایی را باید در نظر داشته باشید.انسانهایی را در نظر بگیرید که در ماه محرم از یک ایستگاه صلواتی به عنوان تبرک یک لیوان چای می گیرند، این موضوع ریشه در هویت مذهبی دارد، ولی همین افراد بعد از نوشیدن چای، لیوانش را گوشه خیابان می اندازند و شهر پُر از زباله می شود.
اینجاست که می گوییم هویت شهری در چنین افرادی رشد نکرده است وگرنه این کار را نمی کردند. باید متولی هویت شهری را مشخص کرد، اما این متولی هم باید به هویتهای مذهبی آگاه باشد. کسی که در حوزه هویت شهری کار می کند، نمی تواند جدای از هویت مذهبی کار کند. فردی که برای مشهد دست به طراحی شهری می زند، نمی تواند چشم خودش را به روی حرم مطهر امام رضا(ع) ببندد.
هویت شهر مشهد و هویت شهری آن باید با مرکز مهمی چون حرم امام رضا(ع) منطبق باشد. ولی بایدهویت یک شهر باشد، نباید هویت روستا باشد. تعریف روستایی نباید داشته باشیم؛ و باز قابل عرض است که هویت ها در شهرهای مختلف نیز، متفاوت است. مثلاً شخصی که در شهرستان تربت حیدریه زندگی می کند، عناصری از هویت شهری را دارد، اما برای زندگی در مشهد باید با یک سری عناصر دیگر نیز آشنا شود. مثلاً ممکن است درآن شهرستان استفاده از اتومبیل شخصی چندان مهم نباشد، اما این فرد باید بداند که در شهری چون مشهد نمی تواند به راحتی از خودروی شخصی استفاده کند. در شهری چون مشهد، ما با افراد شهرنشین زیادی روبرو هستیم. اما لازمه شهرنشینی شهرگرایی هم هست که در برخی یا بسیاری افراد شکل نگرفته است. یعنی با یک شهروند ساکن شهر و شهرگرا مواجه نیستیم.
این­ها مسائلی است که تاکنون توجه چندانی به آن نشده، علیرغم اینکه مذهب و فعالیتهای مذهبی را دارا هستیم ولی شهرمان شهری قابل زندگی نیست. آرامش و آسایش نداریم.
ما با ناهنجاری های فراوانی در شهر مواجهیم که نه بخاطر غیرمذهبی بودن، که به خاطر غیرشهری بودن مان اتفاق افتاده است.
عارف زاده:
فرمایشات جناب آقای مدرسی صحیح است ولی یادمان باشد که ما در بحث مدیریت شهری هم کوتاهی داریم.
بطور مثال، مدیری را در رأس یکی از سازمانهای شهرداری به کار می گمارند که تخصص و رشته تحصیلی اش هرگزارتباطی به کاری که انجام می دهد ندارد. این کار در هیچ کجای دنیا معمول نیست.
تعارف را باید کنار بگذاریم. در شهرداری مشهد کار به متخصص سپرده نشده است. شما همین خیابانهای مشهد را عنایت بفرمائید.
مقایسه ای بین بلوار معلم و بولوار وکیل آباد داشته باشید و به زمان ساخت آن هم نگاه کنید. خیابان کوهسنگی را نگاه کنید. دو لاین پیاده رو دارد. وقتی صحبت از شهر گرایی می کنیم، یادمان باشد که قسمتی از این وظیفه به متولیان مدیریت شهر باز می گردد. ما همیشه صحبت از سلامتی شهروندان و پیاده روی و دوچرخه سواری می کنیم، اما در معماری خیابانهایی که توسط شهرداری ساخته شده است، چقدر این امکان را در اختیار شهروندان قرار داده ایم. تاریخ قضاوت خواهد کرد در مورد عمکرد ما! تاریخ با تعصبات دینی و ملی و اجتماعی کاری ندارد. خیابان ارگِ کنونی را در نظر بگیرید! ما هر چقدر هم در این خیابان عقب نشینی کنیم، به پلکان بنای بانک ملی آسیبی نمی رسد. بنده دوستی دارم که دارای مدرک دکترای جغرافیای برنامه ریزی شهری است و در شهر لندن مامور صدور پروانه ساختمان است.ما باید از بالا به پائین هرم برنامه ریزی شهری و تخصص مدیران نیز توجه کنیم.
ببینیم چقدر کار را به متخصص سپرده ایم. در انگلستان به ازای هر متر مربع زیر بنا، ایجاد یک متر فضای سبز اجباری است.
خانه ها با فضای سبز به هم مرتبط می شوند. در پاریس با ساختمان های تاریخی مواجه هستیم که حفظ شده اند، در استامبول دیواره های برج و باروهای قدیم شهر را بازسازی کرده و در صنعت توریسم از آن پول در می آورند و مردم برای خرید بلیت و بازدید صف می بندند.
ولی ما برای ساختمان های قدیمی چه کرده ایم؟ یک روز در چهارراه شهدا و کنار باغ نادری از جوانی پرسیدم آرامگاه نادرشاه کجاست؟ جواب داد کلات نادری!!
حسینی:
با تشکر از اساتید، یک دغدغه ای که بنده منتظر بودم از زبان آقای مدرسی بشنویم را به عرض می رسانم.
به غیر از اینکه ما می خواهیم هویت شهری را از هویت روستایی متمایز کنیم، دغدغه دیگر این است که هویت شهروندان مشهد با چه چالشهایی روبروست. تصور بفرمائید، خیلی از مسافران هستند که به مشهد می آیند و به خودشان اجازه می دهند که در صفِ اتوبوس نایستند. ولی همین افراد وقتی که به تهران می روند، در صف اتوبوس می ایستند. یکی از مشکلات مشهد، ادغام نشدگی مردم در این شهر است که به هویت شهری مربوط می شود. همین آمیختگی قومیتی شاید دلیلی باشد که مدیریت شهر را با مشکل جدی مواجه کرده است. از اساتید محترم تقاضا می کنم در این رابطه توضیحاتی ارائه نمایند.
مدرسی:
میان کلام تان جناب آقای حسینی باید عرض کنم که متاسفانه پایه( Base ) مشهد، شهری نیست. اصفهانی ها در شهرشان اصفهانی صحبت می کنند، یزدیها یزدی، تبریزی ها به ترکی، حتی وقتی نیشابوری ها و سبزواری ها به مشهد می آیند بازهم به لهجه و زبان خودشان تکلم می کنند ولی مشهدی ها چنین کاری را برنمی تابند. قدمت مدنیت در مشهد پایین است و مهاجرت در زمان کوتاه مزید بر علت شده است.
حسینی:
شهر مشهد واقعاً مظلوم واقع شده است. روزی خبرنگاری با بنده تماس گرفت و پرسید به نظر شما چرا کسبه شهر مشهد اینقدر بی انصافی می کنند؟
من در پاسخ گفتم شما از کجا می دانید این کسبه مشهدی هستند که چنین صفتی را به آنها نسبت می دهید ؟ ثانیا کدام مقایسه علمی صورت گرفته است که در شهر توریستی مشهد در مقایسه با سایر شهرهای توریستی بی انصافی کسبه تایید شده باشد؟
ثالثا در جامعه شناسی شهری یکی از ویژگیهایی که برای شهرهای توریستی و مسافرپذیر مطرح می شود، این است که هر کجا توریسم برود فرصت طلبی و افزایش قیمت تا حدودی طبیعی است.وبه هرحال در میان شهرهای ایران، مشهد، مستعداین ویژگی هست. متاسفانه آنقدری که تبلیغات منفی در مورد مشهد می شود؛ تبلیغ نکات مثبت را نداشته ایم.  نمونه اش تفاوت قیمت سوئیت و هتل در مشهد و شهرهای شمالی کشور است.
عارف زاده:
مشهد به واسطه نقش مذهبی ویژه ای که دارد، هویتش با همه شهرهای دیگر فرق داشته و یک خصوصیت ویژه دارد. براساس آمار و مطالعاتی که روی هرم سنی شهر مشهد انجام داده ایم
دیده ایم که در منطقه 8 شهر مشهد، بیشتر افراد مسن و سالخورده ساکن هستند. این موضوع نشاندهنده این مطلب است که بسیاری از افراد سالهای پایانی عمر را ترجیح می دهند در مجاورت حرم حضرت رضا (ع) باشند.
اما در شهر قم یا شهرهای مذهبی دیگر با چنین مطلبی روبرو نیستیم. منظور بنده از طرح موضوع این بود که در بحث برنامه ریزی شهری برای مشهد، جدای از اینکه مثل تمام شهرهای دیگر آیتم هایی باید در نظر گرفته شود، ویژگی خاص شهر مشهد(سالخوردگی) هم که یاد کردم، باید در برنامه ریزی لحاظ بشود.
حسینی:
خیلی ممنون، بحث دیگری که می خواهم عنوان کنم و نظر اساتید را در مورد آن جویا بشوم این است که برای شکل گیری هویت شهری، دو مدل مطرح شده است، یکی تکثرگرایی و دیگر همانند سازی.
صاحب نظرانی که خیلی افراطی به دنبال جلوگیری از بروز پارادوکس بین هویت های خُرد و هویت عام بودند، همانند سازی را برگزینند و از این طریق دنبال افزایش تجانس بودند و معتقدین به مدل دیگر، ضمن پذیرش تکثر گرایی دو زیر شاخه برای آن قائل شدند.
یکی تکثر گرایی مساوات طلبانه مثل آنچه در کشورهای بلژیک و سوئیس و کانادا حاکم است و دیگری تکثر گرایی نابرابر مثل آنچه در آفریقای جنوبی حاکم است.
 افرادی که به تکثر گرایی معتقدند، بر این باور هستند که اگر مهندسی فرهنگی و جامعه شناسی لازم صورت بگیرد، هویت کلان و ملی به مخاطره نخواهد افتاد.بطور مثال در کشور سوئیس چهار زبان رسمی وجود داشته و در عین حال انسجام و وحدت ملی نیز حکمفرماست، یا در کشور کانادا، وقتی تعداد دانش آموزانی با زبانی خاص به عدد چهار می رسد، برای دانشجویان مهاجر کلاسی به همان زبان تشکیل می دهند. در ظاهر ممکن است این امر به وجود آورنده تَشَتُت باشد. اما در واقع نشان می دهد که چه جامعه پیشرفته و مدرنی است که برای افراد احترام قائل است. واین امر موجب خشنودی مهاجرین از زندگی در آن کشور ، وبه تبع آن موجب احساس تعلق به آن کشور می شود.
در برخی شهرها حتی شهرداری ها اماکنی راساخته اند برای اینکه قومیتها و گروههای خاص به اجرای برنامه های فرهنگی وآئینی خاص خود بپردازند و مردم شهر شاهد آن برنامه ها باشند.
حالا برای جمع بندی جلسه لطفاً نظراتتان را در مورد مسئله ادغام نشدگی در شهر بیان کنید. مشکلی که تقریباً بیشتر در مشهد متداول هست.
شما عنایت بفرمائید یک اصفهانی یا یک تبریزی، وقتی به شهر تهران می رود ادعا می کند که تهرانی است، در حالی که از نوع تکلمش می توان فهمید اهل کجاست، اما برخی ازمردم مشهد، حتی در خود مشهد هم تعلق شان به مشهد را انکار می کنند و می گویند ما مشهدی نیستیم.
لطفاً در مورد این ادغام نشدگی توضیح دهید و ادامه صحبت را هم موکول کنیم به جلسه آینده.
عارف زاده:
تکثر گرایی از تبعات پست مدرنیسم و همانندگرایی از نتایج مدرنیسم است. به نظر بنده باید مدل تکثرگرایی سرلوحه قرار بگیرد. مثال می زنم. شما به حسینیه ها ، آداب قومیتهای مختلف در ماه محرم در حرم امام رضا(ع) و خیابانها توجه کنید. همه از نظم خاصی برخوردار هستند. چرا مدیریت این مراسم موفقیت آمیز است؟
می توان نتیجه گرفت که اگر تکثرگرایی به درستی انجام شود، الگوی مناسبی است و بنده به این مدل معتقدم. اگر تکثرگرایی اعمال شود خرده فرهنگها هم حفظ و تقویت می شوند؛ و باید قبول کنیم که زیر بنای حفظ هویت ملی و مبارزه با تهاجم فرهنگی ، حفظ همین خرده فرهنگ هاست. 
نوغانی:
یکی از نظریه های جامعه شناسی قائل به هر دو بحث ادغام و تفکیک توام با هم است. انسانها به دلیل تخصصهایی که دارند نهایتاً باید از هم جدا بشوند، اما با توجه به اینکه تخصصها در حیطه عمل وابسته به هم اند، در عین حال یک همبستگی هم بین آنها ایجاد می شود که دارای دوام و قوام خواهد بود.
در حوزه شهر نیز، همبستگی مکانیکی و همبستگی ارگانیکی بحث مهمی است. اگر همبستگی مکانیکی را بپذیریم خاص جوامع سنتی است که ما از آن گذر کرده ایم. تاکید همبستگی مکانیکی بر تشابه است.
به قول دورکیم، یکی از جامعه شناسان، افراد سر مشترک دارند. تفکیک بین تخصص و مهارت ایجاد نشده است.
پس می شود نوعی ادغام ایجاد کرد که در اصل ادغامی متناسب با ساختار سنتی است. یعنی نظام تقسیم کار مانند قدیم پیچیده نیست.
و اما اگر ساختار به سمت جامعه مدرن حرکت کند، سرهای انسانها از هم جدا شده اما دستان شان در دست هم است. یعنی جدا فکر و عمل می کنند، مهارتهای جداگانه دارند، ممکن است بسیاری از پنداشت هایشان را از عناصر فرهنگی مختلف بگیرند، ولی در عین حال به واسطه حضور در یک محیط شهری و فرهنگ مشترک، یک ادغام و انسجام اجتماعی را تولید می کنند.
در بحث نظام شهری به معنی سنتی، مسئله تمایز را ،ادغام و همبستگی مکانیکی حل کرده است، تاکید همبستگی مکانیکی بر تشابه بوده و تمایز در این حیطه معنا ندارد، اما در جامعه معاصر که تمایز ایجاد می شود مثلاً تمایزات بنده و جنابعالی در سبک زندگی و اعتقاد به انواع خانواده و ... ادغام شدگی بین من و شما هم دور از دسترس نبوده و ممکن است. به کلام دیگر در شهرها باید ترتیباتی ایجاد شود که انسانها ضمن تمایز با هم، احساس کنند که به یکدیگر نیاز دارند.
یعنی عملی شدن شعار شهر ما خانه ما، یعنی انسانها احساس کنند که اگر ادغام کنندگی و انسجام اعمال نشود (نظریه کنش عقلانی) منافع فردی هم هیچگاه تامین نمی شود. یعنی انسان برای تامین منافع فردی مجبور است به منافع جمعی نیز تن در دهد.
عارف زاده:
در پایان این مبحث اجازه بدهید یکی از مشکلات شهر مشهد به عنوان دومین کلانشهر مذهبی جهان را معرفی کنم و آن این است که مشهد دارای دو مادر است. مشهد مشکل مالکیت دارد. آستان قدس رضوی و تشکیلات دولتی دو مادر مشهد هستند و هر دو برای این شهر تصمیم می گیرند که جای طرح این موضوع در چنین جلسه ای نیست اما می طلبد که در جای خودش به صورت جدی به این موضوع پرداخته شود.که خود این تنوع مالکیتی شهر مشهد( ملکی ، آستانه ، اوقاف و....) مشکلات مدیریت شهری را بیشتر کرده است.



برنامه هاي فرهنگ سراها

 

 

 



نظرسنجی

کدامیک از وظایف شهرداری است؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج