این روزها دو واژه را زیاد می شنویم: شهر و زیباسازی. اما به راستی تعریف شهرچیست؟
چه تصویری از آینده شهرمان داریم و یا می خواهیم داشته باشیم ؟ مکانی که عده ای کنار هم زندگی می کنند؟ خیابان هایی برای عبور و مرور؟ میادینی برای دورزدن؟ یا برای نصب داربست؟
شهرها محل زندگی مجموعه ای از آدم ها با نیازها علایق و سلیقه های مختلف است. هدف مطلوب شهرهای امروز ایجاد محیطی خلاق برای مردمی است که در آن زندگی می کنند. یک خانه بزرگ که هیچ کس حق ندارد سلیقه شخصی و یا هر سازمانی اش را برآن حاکم کند. درچنین حالتی است که می توان زمینه مشارکت همگانی مردم را در کلیه فعالیتهای برنامه ریزی شده از سوی مدیریت شهری فراهم آورد. باید بپذیریم که هرگونه بی نظمی که هر یک از مدیران و ادارات شهر به وجود می آوردند یا باعث آن باشند توسط مردم و به شیوه دیگری تکرار می شود. شاید بتوان این موضوع را با ذکر سؤالاتی شفاف تر کرد.
چگونه می توان از مسافران انتظار داشت نظافت و پاکیزگی شهرمان را حفظ کنند در حاکی که از بدو ورود به شهر، نازیبا ترین تصاویر را بر هر تابلو میدانی می بینند، آیا به ایجاد سد معبر توسط بزرگترین ادارات شهر و استفاده قسمتی از خیابانها به پارکینگ اختصاصی آن ادارات اندیشیده اید؟ آیا در یک شهر آشفته و بدون مدیریت واحد شهری می توان مشاغل مزاحم و پر سرو صدا را بدون هیچ مقاومتی از سوی صاحبان این مشاغل به حاشیه شهر منتقل کرد؟ آیا به علاقه مردم شهرمان به استفاده شخصی از اتومبیل فکر کرده اید؟ ریشه اصلی بحران ترافیک کجاست؟
امروزه خیابان به جای تبدیل شدن به مکانی برای تعامل و دم و عابران، به راهروئی برای حرکت ماشین ها و تعاملات تجاری تبدیل شده است؟ سردرگمی ودم در لابه لای پروژه های عظیم و تلاش آنان برای تطبیق خود با آن فضای شهری، نتیجه ای جز نارضایتی ندارد، به عبارتی دیگر افت کیفیت فضاهای شهری باعث از بین رفتن حس تعلق و بی رنگ شدن عملکرد این فضاها می شود.
با گذشت زمان و ادامه چنین ناهنجاریهایی، شهروندان نسبت به پیام های اجتماعی واکنشی نشان نمی دهد و خیابان های شهر از رفت و آمد خانواده ها و عبور و مرور واقعی شهر نشینی خالی می شود و مردم هنگامی به خیابان می آیند که می خواهند از نقطه ای به نقطه دیگر بروند و یا نیازی فیزیکی را برطرف کنند.
باید بپذیریم که شهر خوب شهری با آلودگی ها و اغتشاشات بصری نیست و شهرداری می بایست جهت برقرای نظم محیطی و ارتقاء کیفیت محیط شهری بکوشد. این مهم جز با رفع نازیبایی ها، بهبود فضاهای شهری مناسب و ایجاد ضوابط و مقررات شهری میسر نخواهد شد و مطمئناً چهره شهر با رفع نازیبائی ها اصلاح و با رعایت قوانین و مقررات شکل واقعی خود را باز می یابد و از طرفی دیگر نیازهای فیزیکی و روانی شهروندان با ایجاد و گسترش فضاهای شهری و به کارگیری مبلمان شهری مناسب برطرف می گردد. چرا که مبلمان شهری یکی از اصلی ترین ابزار ارتباطی شهروند با شهر است ابزای که علاوه بر رفع نیاز روانی شهروند، خاطره می سازد و احساس رضایت ایجاد می کند. همانگونه که هیچ یک از ما زشتی و ناهنجاری محیط خانه را تحمل نمی کنیم در قبال حفظ زیبایی شهرمان مسئول هستیم.