■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
فرهنگ سراها   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


فرهنگ سراها

نگاهی به سریال های تلويزیون با موضوع آموزش شهروندی

تاریخ ایجاد   1388 جمعه 29 آبان     بازگشت

 
 
نگاهی به سریال های تلوزیون با موضوع آموزش شهروندی
   علی رزاقی بهار/منتقد سینما وتلوزیون/
 
اگر بخواهیم مجموعه های تلوزیونی یک سال گذشته تلوزیون را با نگاهی معطوف به آموزش فرهنگ شهروندی بررسی کنیم مواجه می شویم با حجم گسترده سریال هایی که هدفشان حداقل در پیش تولید آموزش رفتار مناسب شهروندی بوده اما این که چه از کار در آمده ودر یکی از شبکه های پنج گانه تقسیم شده بحث جدایی است که سعی می کنم در این جستار به آن بپردازم.
اگر بخواهیم حساب مجموعه های طنز را جدا کنیم باید بگوییم اکثر تولیدات فکاهی هدف اولیش خنداندن وسرگرم کردن مردم است در این میان رگه هایی هم از زندگی اجتماعی را آموزش می دهد. مثالش را می توانید در سریال زیر آسمان شهر پیدا کنید. اما رویکرد متفاوتی را می توان در کارهای کمیک امسال دید."مرد دو هزار چهره"در حقیقت آسیب شناسی از روابط اجتماعی بود که چندین شغل را هدف آموزش خود قرار داده بود. مذموم شمردن فال گیری ورمالی که در چند سال گذشته شیوع زیادی در جامعه شهری پیدا کرده است وباعث خرافه گرایی مدرن شده است،نقطه عطف این سریال بود.هرچند نیم نگاهی هم به روابط نا پاک فوتبال،حوزه نقد فیلم،وضعیت خلبانان وهواپیمایی و.. داشت اما مستقیما یکی از موضوعات شهروندی یعنی خرافه گرایی را با بیان طنز مذموم شمردکه با اهداف اولیه تولید کنندگانش تا حدودی سازگار بود.
"اشک ها ولبخنها" دومین اثر کمیکی بود که نگاهش نشان دادن بدترین آفت جامعه امروز ما بود که به راحتی می توانید آن را در ادارجات،بازار،مراکز خدماتی و... دید.گفتن از دروغ با این نگاه شاید تاکنون در تلوزیون ما نبوده وبرای همین هم بود که مدیران شبکه یک در ابتدا طرحی داشتند برای ساخت سریالی با موضوع دروغ اما متفاوت که اتفاقا هم این اتفاق افتاد .اما کمی دورتر از آنچه انتظار می رفت به جهت تفاوت فضای کارداستان پردازی مجموعه مورد استقبال قرار نگرفت.پخش هم زمان "مسافران"و"شمس العماره" که هر دودرطبقه بندی کارهای طنز قرار می گیرند قابل توجه بود."مسافران" تمام قد ماموریتش اصلاح بسیاری از روابط اشتباه شهروندی واجتماعی بود.واین را در گونه ای تخیلی با تعجب رفتارهای زمینی ها توسط فضایی ها عنوان کرد.رعایت حق تقدم،عبور عابرین از روی پل هوایی،صداقت در کار،احترام متقابل،حسادت،دزدی و بسیاری از چیزهای دیگر در مسافران بود.اما برخلاف اهداف اولیه کار که قرار بود این اهداف در قالب طنزی عامه پسند عنوان کند. روند طنز پردازی کار به جایی رفت که شد کاری برای فرهیختگان ونه مخاطب عام جعبه جادو.بازی هانیه توسلی،مسعود رایگان،رویا تیموریان،فرهاد آییش،مرجانه گلچین،مهرانه مهین ترابی وملیکا شریفی نیا در یک سریال حتما این قابلیت را ایجاد می کند که بینندگان زیادی داشته باشد."شمس العماره"پایه اصلی کارش را مفهوم ازدواج در قالب طنزقرار داده بود.که علاوه بر این با توجه به نام گذاری امسال به نام سال اصلاح الگوی مصرف این پیام را درقالبی بسیار ظریف از زبان مش رحمت گفت.گفتن از اینکه کار جوهر مرد است ومشکلات زنا شویی به خوبی در این سریال فاخر عنوان شده بود. وتا حدودی آموزش هایی داشت برای زندگی بهتر شهروندی.ودر این میان اشاره های خوبی هم به معضل ازدواج داشت هرچند این سریال هم با سانسور شدید مدیران سازمان روبرو شد واز دیگر اهدافش باز ماند.
در سریال های غیر طنز "دل نوازان" را دیدیم که پر مخاطب ترین مجموعه سیما بود جدا از پر کشش بودن وداستان عشقی این سریال نکات کم رنگی از آموزش های شهروندی داشت که نشان می دهد در این سریال قرار نبوده خبری از این مسائل باشد.این که باید هرکس حداقلی از مسائل حقوقی را بداند ومشورت با پلیس وکمک خواستن از آن می تواند بهترین را ه کار برای حل مشکلات باشد واعتماد به نفس بی جا موجب هلاکت می شود.بگذریم از این که این سریال فاقد داستان پردازی نو بود ویک کار کاملا معمولی محسوب می شود. کار سیروس مقدم یعنی"رستگاران" هم شباهت های زیادی با "دل نوازان" داشت. وحرف تازه ای نداشت به جز تاکید بر دوری از رذایل اخلاقی و همان حرف های همیشگی که کلاه برداری مذموم است،نباید زود قضاوت کردو... .
سریال های ماه رمضان هم که باید از این موقعیت توامان معنوی ووقت مخاطب بهترین استفاده را برای آموزش مضامین اخلاقی بکند. بسیار ضعیف بود هر چند در اهداف ساخت این رویکرد بود اما حاصل غیر این بود."عبور از پاییز" سی قسمت گفت برای غرور وزیاده خواهی آدم ها و"پنجمین خورشید" هم به موضوع کودکان خیابانی به عنوان یک داستان انحرافی می پرداخت،که امروزه یکی از معضلات اصلی شهرهای بزرگ است. در ژانر تاریخ بیشتر بحث عبرت آموزی است که به خوبی در سریال های"نردبام آسمان" و"در چشم باد" عنوان شد وکارهای قابل تحسینی بودوهست.
سریال "لطفا دور نزنیم"شبکه پنج تهران قابل توجه بود سریالی که هدف اصلی اش آموزش فرهنگ ترافیک بود وقالبی کمیک داشت ومی توان گفت از کارهای منحصر به فردی بود که ساخته شد با بازی خوب محمد کاسبی ، مهران رجبی،محمد رضا هدایتی و... هرچند خالی از ویژگی های لازم هنری بود واز ضعف جذب مخاطب رنج می برد اما در بیابان بی آب رسانه ملی در حوزه آموزش فرهنگ شهروندی این قطره آب هم غنیمت بود وشاید شروعی باشد برای دیگر کارهایی در این ژانر.
با توجه به همه این ها به نظر می رسد،تاکید بر آموزش شهروندی در قالب سریال متولی مشخصی در سیما ندارد.هرچند این رویکرد هم اکنون مراحل جنینی خود را طی می کند ومی توان درآینده منتظر کارهایی با این هدف بود .کارهایی که به طور مشخص فرهنگ شهروندان را مورد هدف بگیرد وبا آن تصویر سازی کند،تا شهروندان بهتری باشیم.



برنامه هاي فرهنگ سراها

 

 

 



نظرسنجی

کدامیک از وظایف شهرداری است؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج