■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
فرهنگ سراها   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


فرهنگ سراها

چيزي كه تا حدودي در خراسان وجود دارد

تاریخ ایجاد   1388 جمعه 22 آبان     بازگشت

يادداشت
چيزي كه تا حدودي در خاسان وجود دارد
مرتضي كامل نواب
اگر رشته های دانشگاهی را در قالب علوم انسانی، تجربی و ریاضی تقسیم کنیم. مهندسی ها به جهت حجم فعالیت های عمرانی وصنعتی تهران در اواخر دوره تحصیلشان یقین پیدا می کنند که مشهد نسبت به تهران از نظر فضای رشد قابل مقایسه نیست. در علوم انسانی این چند برابر است. نبود فضای مطالعه و پژوهش و نبود اساتید برجسته در این علوم به جایی می رسد که برای ادامه تحصیل و کار به تهران بیایند. چرا که در تهران فضای مناسبی است برای رشد در رشته های مختلف مثل روزنامه نگاری، حسابداری، اقتصاد، ادبیات و... در علوم تجربی هم به همین نسبت. در مجموع شان کار مطالعاتی، رشد مناسب کاری و درآمد بالاتر انگیزه این مهاجرت ها است.
با توجه به اين موضوع حل این مشکل را باید از کجا شروع کرد؟ دو تعریف باید ارایه دهیم اول بحث زیر ساخت ها یعنی حل نرم افزاری مسئله و ذهنیت ها. ما باید پتانسیل ها را رصد کنیم. یعنی علاوه برظرفیت های مذهبی شهر مشهد در خصوص علوم انسانی و علوم دیگر این ظرفیت ها را بشناسیم. در شناسایی این ظرفیت ها باید بدانیم این هزینه ها یک کار سرمایه ای و درآمدزا است. باید شهرداری، استانداری، آستان قدس این نگاه را داشته باشند. اگر این اتفاق بیافتد مشهد می تواند یک شهر چند جانبه باشد. من معتقدم مشهد می تواند پایتخت کوچک ایران باشد. اما نگاه دوم که یک نگاه زود بازده است این است که شهرداری مشهد در زمینه ساخت فرهنگسراها، مراکز مشاوره جوان، تقویت گروه های نخبه جوان، تسهیلات برای ازدواج و از این دست کارها روحیه وانگیزه شهری را بالا ببرد. که زمینه ساز آن نگاه اول باشد. با این دو رویکرد معتقدم این احساس ایجاد می شود که در مشهد کسی احساس نمی کند ظرفیتش نادیده گرفته می شود.
اگر بخواهیم مولفه های انجام فرهنگ صحیح شهروندی را در مشهد افزایش دهیم، اول باید روی حقوق شهروندی کار کنیم تا مشكل فرهنگ عمومی ما حل شود. این مسئله تا حدودی در تهران حل شده است. مثل صف برای تاکسی، اتوبوس تا بحث های کلان تر مثل 137 شهرداری. ما باید مردم را با حقوقی که در ارتباط با شهرداری، ادارات دولتی و... دارند آگاه کنیم تا محیط زندگی محیطی قابل اطمینان برای رعایت تمامی رفتارهای شهروندی بشود.
دوم؛ برای مردم مشهد روی این فرهنگ کار شود که جایگاه یک شهر مذهبی شناخته شود. یعنی این پتانسیل را درک کنند. خصوصا مناطقی که با زائران در ارتباط بیشتر هستند. مشهدی ها باید میزبانان شهر بهشت باشند. یعنی علاوه بر رسالت شهروندی که دارند میزبان شهر امام رضا (ع) هستند. باید حقوق میزبانی را تعریف کنیم و آموزش دهیم و یک منشور داشته باشیم که در هتل، بازارها، مترو، تاکسی و... همه رعایت کنند.
در اين زمينه رسانه مي تواند بسيار موثر عمل كند. به نظرم ظرفیتهای اولیه موجود است ما سه  روزنامه داریم؛ خراسان، قدس وشهر آرا. وجود سه روزنامه در یک مرکز استان 3 میلیونی حداقل هایی از مطلوبیت را دارد.اما پتانسیل مطبوعاتی ونیروی متخصص این کار خیلی بیشتر از این است. از هر دو جناح هم هست و این مطلوب است. معتقدم اگر این دو ظرفیت یعنی نیروی متخصص و جمعیت مشهد که تشنه دانستن است با هم هماهنگ شود، مشهد می تواند قطب رسانه ای ایران باشد.در چند سال اخیر اخبار مهمی از مشهد اعلام شد مثل:پیشرفت های هسته ای و.. .اما آيا اين کافی است؟ مدیران مطبوعاتی و مدیران رسانه ای نگاهشان را شفاف کنند. چیزی که تا حدودی در روزنامه خراسان وجود دارد. یک ذهن مدیریتی و آینده نگر اگر موجود باشد مشهد می تواند خوب حرکت کند. یک نکته مهم دیگر این که رسانه های دانشگاهی می تواند یک کار آموزی مناسب برای ورود علاقه مندان به این عرصه باشد. تقویت این مجلات میانی و نیمه حرفه ای دانشگاهی می تواند زمینه رشد خوبی باشد برای داشتن نشریات حرفه ای که زمینه ساز تقویت فرهنگ شهروندی باشد.
 



برنامه هاي فرهنگ سراها

 

 

 



نظرسنجی

کدامیک از وظایف شهرداری است؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج