شهر بهشت؛ حس مشترک نوستالوژیک به قبرستان در همه جا وجود دارد و قبرستان در هر شهری یکی از المانهای هویت شهری است. مردم، عزیزان از دست رفته خود را با غم و اندوه به خاک می سپارند و هر هفته با خواندن فاتحه ای بر سر مزار آنها برای ایشان طلب مغفرت می کنند. در شهر ما نیز قبرستانهای متعددی وجود دارد. حرم امام رضا(علیه السلام)، خواجه ربیع، خواجه اباصلت، بهشت رضا(ع) و... در گذشته آنچه باعث تمایز بهشت رضا(ع) با دیگر قبرستانهای موجود در مشهد بود، فضای خاصی بود که به واسطه مزار شهدا در آنجا وجود داشت.
عناصر فرهنگی مزار شهدا از پیوندی عمیق با باورهای دینی برخوردارند و محلی برای بروز ارزش های انقلابی هستند و اهل فرهنگ آنها را چون سایر نمادها، عنصری مهم در شکل دهی هویت فرهنگی می دانند. با این حال نگاه های اداری و غیرفرهنگی مدیران ظاهرگرا هیچ ارزشی برای آنها قائل نیستند و به راحتی دستور تخریب این فضای فرهنگی را می دهند. مدیرانی که سعی دارند کم کاری های خود را- در ترویج فرهنگ انقلابی امام(ره)، آرمان های شهدا و ایجاد ارتباط نسل جدید با ارزش های اصیل انقلاب (همچون ظلم ستیزی، فقر ستیزی، معنویت انقلابی و نه معنویت جامعه گریز)- با ظاهرگرایی و کارهای سطحی بپوشانند.
مزار شهدا مخاطبان خود را به حال و هوای جبهه ها می برد و حتی تنوع احساسات، روحیات و تیپ های شهدا و خانواده هایشان را به عنوان نمونه ای از اجتماع متنوع شرکت کننده در جنگ نمایش می داد. اما از نظر بعضی از این مدیران، قبور شهدا باید یکدست و هماهنگ می شدند و تحت عنوان طرح بهسازی و یکسان سازی به قبرستانی خشک و بی روح و خالی از عناصر فرهنگی تبدیل شوند.
در گذشته بهشت رضا(ع) هنوز حال و هوای جبهه و دفاع مقدس داشت. اجرای این طرح و امثال آن گامی در جهت قطع ارتباط نسل جدید با آثار شفاهی و زنده به جا مانده از دوران دفاع مقدس بود که ناشی از نگاه های غیرفرهنگی مسئولان مربوطه و علی الخصوص بنیاد شهید به عنوان متصدی آن در کل کشور است.
چند روز پیش بر سر مزار یکی از شهدای عملیات کربلای 4 رفته بودم. نام و نشانش را به زشت ترین حالت پر رنگ کرده بودند. به صورتی که اصلا قابل خواندن نبود. (لابد در گزارش کار اداره مربوطه با آب و تاب هم نوشته خواهد شد.) چهره شهید کاملا محو شده بود و اگر جای قبر او را بلد نبودم قطعا نمی توانستم با نگاه کردن به سنگ قبر شهدا پیدایش کنم.
به یاد بهانه های خنده دار مسئولین افتادم. «برخی از این مزارها از بین رفته اند» «نباید بین سنگ مزار خانواده های فقیر و غنی فرق باشد» «آبروی بین المللی ما می رود. می گویند برای قهرمانان خود جای شایسته ای در نظر نگرفتند» حالا بروید آبروی بین المللی خود را پیدا کنید! حالا هیچ فرقی بین خانواده شهدای فقیر و غنی نیست. هیچ کدام رغبتی به دیدن مزار شهید خود ندارند. حالا «همه» مزار شهدا از بین رفته است.
بهشت رضا(ع) در گذشته مامنی بود برای عاشقان انقلاب اسلامی. دلهای مومنین در آنجا شاد می شد. پرچمها، عکسها، خاطرات، قبر میرزا جواد آقای تهرانی، مزار کاوه، شادی بازیهای بچگانه و شعر ها و سنگ نوشته های دیگر، عکسهای امام(ر) و آقا؛ همه اینها و خیلی از عناصر فرهنگی دیگر که همگی با یک توضیح و توشیح از بین رفتند، سرمایه گرانقدری برای شهر مشهد محسوب می شدند.
خواهر شهید می گوید:« خدا را شکر بی بی جان(مادر شهید) مرحوم شدند و این صحنه را ندیدند. اینها فقط می خواستند عکس امام از بهشت رضا(ع) جمع شود. موفق هم شدند. اینجا شده مثل قبرستان کمونیستها. خدا لعنتشان کند!»
گرچه در این زمینه داد و سخن فراوان است. شاید برخی هم ایراد بگیرند که از حوزه کاری ما خارج است. اما در حد همین یادداشت این فریاد فروخورده و بغض گشوده نشده را تحمل کنید. چرا که اگر عناصر هویت شهری خود را به پول تبدیل كنيم، ضربه ای به بانک مرکزی فرهنگ شهروندی ما وارد ميشود که سالهای سال با هیچ رقمی قابل جبران نخواهد بود. تنها تفاوتش این است که دزدان این سرمایه های فرهنگی نه تنها از کشور نمی گریزند بلکه با افتخار سر خود را بالا می گیرند و به اقدامات خود می بالند.
در پایان از مسئولین ذیربط خواهشمندم برای نصب عکس امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، همچنین احیای برخی از سنگ قبرهای از بین رفته شهدا در بهشت رضا(ع) سریعتر اقدام نمایند. و این بهشت شهر بهشت را به حال خود رها نکنند.