■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
یادداشت   Tuesday, February 09, 2010 - 1388 سه شنبه 20 بهمن

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


یادداشت

حسی به وسعت شهروندان

تاریخ ایجاد   1387 يکشنبه 4 اسفند     بازگشت

شهر بهشت – حجت حسني سعادت؛ مردم شریف ایران با پشت سر گذاشتن سه دهه از انقلاب تاریخی شان هنوز در دنیا یکی از ملت هایی به شمار می آیند که به همدلی و کمک به دیگران زبان زدند. روحیه همکاری در عرصه های مختلف و دوره های گوناگون در این 30 سال شاهد این ادعاست. درجه اجتماعی بودن افراد (میزان ارتباطات) نقش به سزايي در مقوله تعامل در محيط هاي جمعي دارد به عبارت ديگر حس مشارکت و وفاق اجتماعی یکی از ویژگی های فعال بودن افراد در مناسبات زندگی شهروندی است، به نحوی که حضور در صحنه های سیاسی و اجتماعی با آن رابطه مستقیم دارد.

« دانيل لرنر » در مطالعه اي كه در سال 1952 در مورد شش كشور خاور ميانه از جمله ايران انجام داد، بين شهرنشيني، سواد، ميزان مشاركت و دسترسي به رسانه ها ارتباط نزديكي يافت. این متغيرها اهميت ویژه ای در جريان نوسازي جامعه دارند. به عقيده « لرنر » ساختار جوامع جديد مشاركتي است. بدین خاطر فراگرد نوسازي حركت از جامعه سنتي به طرف جامعه مشاركت جو مي باشد. این موضوع، نکته ای است که اگر مسئولین شهری در شهرهای بزرگ به آن بی توجه باشند ناخواسته عواقبی چون بی میلی در فعالیت های جمعی و تضعیف روحیه مشارکت جویی در شهروندان را منجر خواهند شد.  

از آنجا که مشاركت به عنوان فرآيند قدرت گرفتن نوعي گذر از حكومت هاي سنتي است، لذا هم با دشواري هايي روبرو است و هم تصور اين كه دولت ها و سازمان هاي تثبيت شده محلي، بخشي از قدرت و اختياراتشان را به ديگران واگذار كنند، كمي مشكل به نظر مي رسد. مشاركت به عنوان روند كسب قدرت ناگزير ساختارهاي بوروكراتيك موجود را به مبارزه مي طلبد، بنابراين طبيعي است اگر اين ساختارها به يكي از اصلي ترين موانع بر سر راه مشاركت به خصوص در مشارکت های سياسي تبديل شوند.

با اين وجود الگوهاي جدید تصميم گيري در جوامع پیشرفته اکثرا بر محيط های تصميم‌گيري غیر متمركز(decentralized decide)روی آورده اند و تقريباً همه نظريه هاي مربوط به اين موضوع حاكي از آنند كه هنگامي كه گروه با موفقيتي نامطمئن يا پيش بيني ناپذير و متحول مواجه است، بايد ساختار گروهي بسيار انعطاف پذيري به كار ببرد؛ بايد هر گونه تلاش به عمل آيد تا با استفاده از انواع مختلف افراد، كاوش كامل در همه انديشه ها، مشاركت تام و تمام اعضاء و ترغيب جوي آرامش بخش و سبك مديريت غيرآمرانه، بر خلاقيت افزوده شود. به همین خاطر گروه های غیرمتمرکز به نسبت اشخاص، راه حل های بیشتر و بهتری را ارائه می کنند.

تجربيات كشورهاي مختلف نشان مي دهد كشورهايي كه در زمينه تأمين مشاركت مردم موفق بوده اند، عمدتاً موفقيت خود را مديون ايجاد نوعي حاکمیت محلي با اقتدار نسبتا زياد مي دانند. اين حاکمیت هاي محلي، از نظر سازماندهي و سلسله مراتب تا بالاترين سطوح و به شكل زنجيره اي پيوسته ادامه داشته و وظايف و تكاليف هر يك از سطوح به دقت تعيين شده است. به عبارت ديگر كل از بالا تا پايين ارتباطي ارگانيك با يكديگر داشته و از ساختي مرتبط برخوردار مي باشند.

تدوين منطقي در جهت تأمين و جلب مشاركت مردم در محيط های بوروكراتيك ضرورتي آشكار است. براي تأمين مردم بایستی مجموعه سيستم و نظام حاكم مشاركت پذير باشد، در غير اين صورت آفات سيستم و نظام حاكم به نحوي عمل مي كند كه مروّج تفكر ضد مشاركتي در جامعه شده و به تدريج زمينه هاي تحقق امر مشاركت را نيز از ميان بر خواهد داشت.

عمده ترين عامل تأمين مشاركت، آگاهي و علاقه مردم و حاكميت، فرهنگ تعليم و همياري در جامعه است. تا زماني كه نتوان مردم را به اين باور و يقين كشاند كه با مشاركت، تعاون و همياري، مي توان به جامعه اي مرفه تر و سعادتمند دست يافت و تا زماني كه نتوان فرهنگ خود محوري و خودپسندي را در جامعه از ميان برداشت، تأمين مشاركت مردم امكان پذير نخواهد بود.