گفتگو با مديرعامل خانه شهرياران جوان
از لندن تا مشهد
حامد عبداللهی فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه شهید بهشتی است كه چند ماهي است مدیرعامل خانه شهریاران شده است. او هم مثل بسياري از مديران شهرداري تهران مشهدي است. خانه شهریاران پس از منحل شدن گروه مشورتی جوانان در شهر تهران و با هدف سازماندهی نیروهای داوطلب جوان برای اقدامات جهادی تشکیل شد و هم اکنون در تمام مناطق بیست و دوگانه تهران دفتر دارد. متن پيش رو بخش دوم از گفتگو شهر بهشت با اوست كه با هم مي خوانيم.
شهر بهشت: در خانه شهرياران جوان دقيقا چه كارويژه اي دنبال مي شود؟
عبداللهي: خانه شهرياران جوان جایی است که ما می توانیم آدم ها را بشناسیم، جذب کنیم، سازماندهی کنیم، ارتقاء بدهیم و به اجتماع معرفی کنیم. به صورت رسمي محل نیروگیری شهرداری نيست که مثلا اگر کسی می خواهد کارمند شهرداری بشود از اینجا وارد شود ولی ما فکر می کنیم محل تولید نیرو ، ساختن نیروهای زنده و جدی برای کشور باشیم. اگر جوانها از اینجا استفاده کنند، آموزش مي بينند، کار نشریه بکنند، روزنامه نگار خوبی ممکن است بشوند، آنها استعداد داشته اند، ما شرایطش را فراهم کردیم. این هم از رسالتی که ما فکر می کنم داریم. اول گفتم سیل تحول محتوایی ما چگونه بوده؛ دوم بحث رویکردهایمان و رسالت و سوم بحث ماموریت ما كه استفاده از نیروهای داوطلب و تلاش برای ارتقاء جوانان و شکوفا شدن استعداهایشان است.
شهر بهشت: از چند نيرو در اين تا كنون استفاده شده است؟
عبداللهي: از 40000 نیرو، از این کارهای فراگیر ، بحث تفکیک زباله، نمی توانم بگویم این 40000 نفر را در یک نوبت استفاده کردیم ولی اگر برنامه ما 10 روز و هر روز 1000 نفر را می طلبد می توانم بگویم از 60 یا 70% نیرو حداقل یکبار استفاده کردیم.
شهر بهشت: تا كنون چه طرحهايي را اجرا كرديد؟
عبداللهي: طرح تفکیک زباله را تا به حال اجرا نکردیم، در بحث درختکاری، ما دو نوبت درختکاری داشتیم در پارک به این معنا که با چند هزار نيروي داوطلب، کاری که در شهرداری منطقه، 20 روزه مي خواست انجام بشود، ما در یک ربع انجام دادیم چرا؟ چون بچه ها هر یکی یک چاله کند، درخت را کاشت، خاک را ریخت و آب ریخت. تعداد نیرو وسیع بود. واقعاً حجم نهال زیاد کاشته شد، دو نوبت این کار را انجام دادیم، نوبت دوم، طرح استقبال از بهار بود. اسفند 87 و فروردین 88. نمونه دیگر در مورد غبارروبی مزار شهدا، اواخر 85 این برنامه جدی شد. گرامیداشت چند تا از شهدای بزرگ شهر، در غبارروبی مزار شهدا با دستگاه هاي اتوبوس، چهل هزار نيروي داوطلب به بهشت زهرا برديم و غبار روبی کردند، گل گرفتند، همه قبرها تمیز شد و رنگ آمیزی شد. نمونه دیگر آن، بحث آذین بندی خیابان ولیعصر بود. هفته جوان ما بچه ها را بردیم. کل خیابان ولیعصر از بالا تا پایین آذین بندی شد. اصل کار، کار جمعی بود. یک شبه، ضربتی و جهادی. غیر از آن پاکسازی دربند را هم داشتيم، تمیز کردند، تحویل دادند، کار مقطعی و کوچکتر هم بوده، مثل تجلیل از مقام رفتگر به صورت نمادین.
شهر بهشت: کاری که می خواهید برای بازیافت زباله بکنید یک کار غیر مقطعی است. این طرح هایی که گفته شد می تواند ادامه دار باشد.
عبداللهي: اینها را در حقیقت در خانه شهریاران باید نگاه کنیم. موسسه ای که تازه راه افتاده بود، موسسه در شهرداری تهران کارساده ای نیست، هیئت مدیره می خواهد، بودجه اش، شاید الان کار ما روی روال افتاده، واقعاً یک زمانی به سختی بودجه می گرفتیم، شهرداری نمی دانست ما در کدام ردیف باید بودجه بگیریم، بودجه را کم می کرد به هر حال مشکلاتی بود. می خواهم بگویم اگر آنها را در نظر بگیرید که ما یک تشکل ناشناخته در شهرداری بودیم، مشکل مشروعیتی، به لحاظ قانونی، تا تعریف بشود ساز و کارها تعیین بشود، تصویب بشود، شهردار امضا کند و زیرمجموعه هیئت مدیره، چند ماهی طول می کشد، این مشکل را بگذارید کنار، مشکل مالی، مشکل اینکه تازه شروع کرده بودیم و مشکل اینکه کسی ما را نمی شناخت بزرگترین مشکل بود. الان ما به صورت عملیاتی و کاربردی دعوت می شويم در جلسات شهرداری، الان اين فضا ایجاد شده. اگر همه این عوامل را کنار هم بگذاریم و عمر تشکل های دیگر را ببینیم ، به نظر من ما خیلی زود هم به این نقطه رسيده ايم. ما نه تنها کند نبودیم که تند هم بودیم. سریعتر از بقیه این کار را کردیم تشکیلاتی که 3 سال راه افتاده الان مدیر عامل دعوت می شود به شورای اجتماعی شهرداری. به عنوان مدیر عامل خانه شهریاران، به نظرم خیلی مفید است. دعوت شده از ما کارهای مهمی در حوزه شهرداری بکنیم. کارهای ما در حوزه کمک به شهر است، برنامه هایمان را طوری می بریم که کارهای مستمر انجام بدهیم.
شهر بهشت: درباره اين که در 22 منطقه دفتر دارید توضيحاتی دادید اما در مورد ساختار خانه و چارت آن توضیح ندادید. هر کدام از این ساختار ها چه وظیفه ای دارند، چه کار می کنند، برنامه های آینده شان چيست؟
عبداللهي: از نظر ساختاری باید بگویم، ساختار پویا است، همانطور که در ادبیات مدیریت می گویند، ساختار، استراتژی پویا است، ساختار ما هم پویا است به این معنا که ما چند مدل را امتحان کردیم. ما بحث تفکیک جغرافیایی را داشتیم که با مناطق داشته باشیم با یک چارت خاص ستاد مرکز داشته باشیم با یک چارت خاص و با یک ماموریت خاص پویا بود. کلیت بخواهیم بحث کنم، ما در مناطق، انجام فعالیت مستمر که منجر به کمک به شهر بشود و در حقیقت در همکاری با معاونت های اجتماعی بشود تعریف کردیم. در ستاد مرکزی چه می کنیم؟ ستاد مرکزی در حقیقت یک پشتیبانی عمومی از تمام فعالیت های مناطق می کنند، مالی، پشتیبانی، ارتباطی، روابط عمومی، اطلاع رسانی، در منطقه 9 یک کاری می شود بچه ها سعی می کنند پوشش خبری بدهند، ارتباطات بگیرند، حمایت عمومی در اوضاع مختلف، مالی، ارتباطات، روابط عمومی ، پشتیبانی، رای زنی، دوم اینکه، ستاد را بیکار نگذاشتیم. قبل از این ستاد مهمترین بخش ما بود، ما خیلی از طرح های فرهنگی جدی که می خواستیم انجام بدهیم در قالب کارهای ستادی انجام می دادیم. الان که ما می خواهیم کاری انجام بدهیم که معاونت اجتماعی ما را می شناسد، رئیس سازمان فرهنگی مسئول امور مالی ما را می شناسد، به این معنا که حداقل اعتماد پیدا کردند، می شود تا این حد اعتماد کرد. الان خیلی کارها را می خواهیم با مشارکت آنها و با همکاری آنها انجام بدهیم، قبلاً اینطور نبود بودجه داشتیم و خودمان بودیم. شاید تلاش آن زمان بود که باعث شد بقیه بفهمند که ما می توانیم کار با کیفیت انجام بدهیم. یکسری فعالیتهای جدی و با کیفیت در ستاد تعریف بشود. مثلا ما می خواهیم آموزش دوره روزنامه نگاری داشته باشیم و برای عموم آزاد است.
یک همایش جدی می گرفتیم ، آدم های مهم در حوزه روزنامه نگاری دعوت می کردیم، فراخوان مناسب در دانشگاه ها، مراکز فرهنگی و سطح شهر می زدیم، آدم هایی که می آمدند در این همایش، تست می کردیم ، فرم پر می کردیم، دعوت می کردیم، مصاحبه می گرفتیم، ارزیابی می کردیم، از اینها 40 نفر را انتخاب می کردیم، در حوزه های مختلف، کارهای روزنامه نگاری، از کارهای نویسندگی تا عکس و فیلم این کار جدی بود که در حوزه ستاد انجام شد. خروجی جدی و کار جدی است که در شهرداری نیاز بوده و در حوزه فعالیت های فرهنگی، جشنواره جوان ایرانی، پرسش های امروزی، سرفصل، در سطح مناطق در سطح دانشگاهها انجام دادیم، 3 دوره انجام شد، برنامه های خوبی انجام شد، همایش، کلاس، کارگاه، سال 86 تابستان شروع شد، زمستان هم انجام دادیم، 87 هم انجام دادیم، تابستان شروع شد تا آخرهای سال مستمر بود در دانشگاه تا بحث اجلاس مشاوران شهرداران جوان که تازگی برگزار شده جوان شهردار را در خودکلان شهرها دعوت کردیم که یک چند روزی اجلاس داشتیم، قرار شد که در حقیقت گام های بعدی هم انجام شود برویم به سمتي که دبیرخانه دائمی داشته باشیم برای این کار، تا اینکه بحث جشنواره های مختلف، جشنواره رستاخیز در حوزه انتخابات، طراحی پوستر بود که در سالن صدا و سیما برگزار شد با آقای قالیباف امسال هم برگزار می شود. بحث مسابقات ورزشی در منطقه بصورت کلی داشتیم، والیبال دختران، کارهای مختلف، امسال هم برگزار می شود. معاون مشاور امور بانوان داریم، کارهای بانوان سازماندهی می کند دختران را برنامه های ویژه برایشان می گذارد، خارج از چارت نیست اما کارهای ویژه دختران را هم تعریف می کند. آموزش هایي برایشان می گذارد، کارهای اداری می کند. بحث روابط عمومی، در سیستم طراحی شده. 3 کتاب کاربردی در حوزه شهری تولید کردیم. 2 بار هم چاپ شده. 3 جلد کتاب در مورد شهید بهشتی بوده از ابعاد مختلف و چاپ دوم شهید بهشتی مطرح شده، آنهایی که قبلا گفتید ایستگاه خرید،
شهر بهشت: چه تفاوتي ميان شما و گروه مشاوران جوان شهرداري در كل كشور است؟
عبداللهي: ما کارمان فراتر است، مشاوران جوان در حقیقت جذب نخبگان برای کمک به شهردار، مثل 5 نفر اول کنکور، ماهیت مشورتی بود ماهیت ما صرفاً مشورتی نیست. اتفاقا ما داریم کمک می کنیم مشورتی نیستم، کمک می کنیم به اداره شهر، نيروها را سازماندهی می کنیم. از جوانها استفاده می کنیم. الگوي ما الگوی خوبی است. ما یکسری تجربه داریم بچه های شهرداری، این 2 کار را هم ما کردیم.
شهر بهشت: خودتان فکر می کنید در شهرهای دیگر قابل پیاده شدن باشد.
عبداللهي: ما این چیزی که داریم به این معنا نیست که ما یک بودجه جدایی داریم، شاید شما خیلی از چیزهایی که شما اینجا می بینید بدون آنها هم بشود کار را انجام داد که حتماً می شود. چون نیروی داوطلب داریم، این ها را مدیر کل نکنیم حدس می زنم، نیروی داوطلب هستند برای اینها حقوق تعیین کنیم. ماشین دنبالش بیاید و اینها را ببرد اینطور نباشد. نیروی داوطلب جهادی بسیجی کار انجام بدهد. درستش هم این است. در مناطق، نیروی جهادی. یک بسیجی به معنای ایدئولوژی نه نمی گویم 100% وجود دارد ما داریم کارهایی در مناطق انجام می دهیم، پول هم نمی دهیم، حقوق هم نمی دهیم. انگیزه کسانی که می آیند آنجا کار می کنند یکی می آید می گوید من اینجا کار اداری یاد می گیرم، ارتباطات یاد مي گیرم، رفیق پیدا می کنم، کار یاد می گیرم ، یکی آمده این کار داوطلبانه است. همه نوع آدم داریم. از آدم ایدئولوژی، اهل فکری که ما باید نهادهای اجتماعی را قدرتمند کنیم از این آدم داریم تا اینکه دوستم آمده یک کارت استخر هم می دهند می رویم شنا می کنیم. همه نوع آدم هست. ما از همه استقبال می کنیم هر کسی به ما به نحوی دارد کمک می کند. استفاده می کنند. طرح می دهد، طراحی می کند. یکی هم کارهای اجرایی انجام می دهد.
شهر بهشت: کارهای شما چقدر می تواند به ارتقاء فرهنگ شهروندی کمک کند؟
عبداللهي: اگر کوتاه مدت باشد اثر خیلی زیادی ندارد ولی من احساس می کنم همین خانواده ای بچه اش می گوید من رفتم صبح تجریش، از میدان تجریش تا سر ایستگاه چهار راه را تمیز کردیم، آشغال ریختند هم خانواده اش آشغال نمی ریزند و هم خودش آشغال نمی ریزد. هم پسر عمویش اتفاقا نمی ریزد. کجا رفتی من داشتم ترافیک، امروز یک همایش بصورت نمادین از 22 منطقه شهر با دوچرخه رفتیم میدان آزادی آنجا یک جشنی بوده تا به ترافیک کمک کنیم. در طول زمان اثر خودش را دارد. مردم به قول ما آدم های منفعلی که شهرداری وظیفه اش است که آشغال را جمع کند نباشند خودشان هم کمک کنند. خانه شهریاران سعی می کند مردم بیایند با هم کمک کنیم شهر بهتر بشود و من فکر می کنم در بلندمدت اثرش را بگذارد، اثرش را گذاشته، بالاخره فرهنگ شهروندی، در مشهد را با کلان شهری در تهران مقایسه کنید، خیلی با هم فرق دارد. تهران یک کارهایی شده كه از زمان آقای کرباسچی شروع شده تا الان. لندن هم نشدیم ولی مشهد هم نیستیم. بالاخره اصفهان نیستم، تبریز نيستیم. به هر حال ما کاستی هایی داریم. در حقیقت تجربیات دیگران در مدیریت شهری باید با دقت انجام بشود طوری نیست که حتما ما کاری که آنجا کردند ما باید انجام بدهیم دوستی به من گفت، می خواهم مشاور جوان شهرداری منطقه فلان مشهد بشوم، به نظر شما چه پیشنهاد بدهم، از من پرسید شما به چه درد من می خورید، زمینه های مناسب شهر رشد نکرده، شهردار تهران فرهنگ شهروندی را می تواند راحت ترویج کند، اینها می توانند ابزار دست ما باشند، کار فرهنگی بکنند. جوان ها بهتر کار بکنند احساس می کنند ما می توانیم استفاده کنیم ولی ما همچنین دیدی نباشد جوان های آنجا اصلاً کار مهم نکرده باشند هر تجربه که جداً آنجا می خواهند بکار بگیرند شرایط را نگاه کنند، نه صرفاً یک تشکل راه بیاندازیم. دوستان از شهرهای مختلف آمده بودند ما می خواهیم خانه شهریاران در آن شهر راه بیاندازیم من اولین سوال این بود که شما چه ماموریتی برای خودتان آنجا تعریف کردید شاهد این بودم که خیلی از آنها گفتند که مثلاً ایده، آرمان، ماموریتی نداشتند و صرفاً می خواستند یک کار تشکیلاتی انجام بدهند.
شهر بهشت: از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد سپاسگزارم.
براي ديدن قسمت اول گفتگو اينجا را كليك كنيد.