شهر بهشت؛
چندی پیش گزارشی در خصوص عدم تصویب طرح شورای راهبردی آموزشهای شهروندی در شورای شهر آماده انتشار داشتیم که الحمدلله این طرح به تصویب شورا رسید. در آخرین روزهای کاری حسین شادکام تربتی مدیرعامل سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد با او در خصوص کارکردها و مبانی این شورا به گفتگو نشستیم. متن زیر خلاصه ای از صحبتها و دغدغه های او در خصوص شورای راهبردی آموزشهای شهروندی است. البته در خلال بحث به کلیت اقدامات سازمان هم در این زمینه گریزی زده شده است. با هم می خوانیم.
شهرداری به مثابه یک سازمان یا مجموعه است که شهردار مدیرعامل آن است، شورای شهر هیئت مدیره است و شهروندان مجمع عمومی آن هستند. شهرداری ها به عنوان مجموعه ای که با هزینه مردم اداره می شود. بخش درآمدی یکی از اولویت های همه شهرداری ها است.
در کنار بخش درآمدی، بخش هزینه ای هم است. کاهش هزینه هم یکی از اولویتهای شهرداری است. در هر دو مقوله اگر شهروند ورود پیدا کند، هم می تواند درآمد را بالا ببرد و هم میتواند هزینه را پایین بیاورد.
بنابراین وقتی نقش مردم در افزایش درآمد و کاهش هزینه یک نقش محوری است و نقش اول به عهده مردم است. آگاهی بخشی و ایجاد شناخت بر موضوع بحث کاهش هزینه ها و افزایش درآمد، اولویت شهرداری ها می شود. شهرداری ها به موازات کارهای خدماتی، ترافیکی و عمرانی باید ارتقاء سطح دانش و آگاهی شهروندان را در حوزه مدیریت پی گیری کنند تا بتوانند افزایش درآمد و کاهش هزینه را به دنبال داشته باشند. به عبارتی دیگر کار فرهنگی و کار آموزشی یک کار تبعی نیست بلکه یک کار اصلی و متنی است. و در متن فعالیتها قرار دارد. اگر این کار خوب انجام شود می توان آوردها را در حوزه کارهای دیگر به عنوان کار دوم ارائه کنیم. اگر بتوانیم پروژه عمرانی را به گونه ای اجرا کنیم که ایجاد رضایت مندی کند و نوعی تعلق خاطر در شهروند ایجاد کند این افزایش درآمد، در کاهش هزینه نیز موثر خواهد بود و طبیعتاً گام دوم را می توان بهتر برداشت. این مطلب را به این خاطر عرض کردم که این تفکر در بعضی مجموعه ها یا بعضی افراد وجود دارد که کار فرهنگی در شهرداری کار دوم است. این طور نیست. به نظر من کار فرهنگی در شهرداری کار اول است.
یک نمونه های زیادی در قانون شهرداری ها وجود دارد. که بسیار قدیمی است اما در بحث فرهنگی به شدت قانون مترقی است. در درآمد، هزینه، مطابیات و تقاضاها مردم به خوبی می توانند کمک بکنند. عوارض نوسازی در واقع یک واژه است. در واقع واژه صحیح عوارض نوسازی، واژه عوارض نگهداری شهر است. اگر این دانش افزایی و آگاهی صورت گیرد، آورده مستقیماً متوجه ماموریت های شهرداری است. بنابراین کار فرهنگی در شهرداری کار اول است نه کار دوم.
این نکته اول، نکته دوم اینکه در شهرداری سازمان فرهنگی متولی امر آموزش شهروندان است. کارهایی زیادی صورت گرفته؛ چه کارهای زیربنایی و چه کارهای اجرایی. در حوزه مباحث مبنایی منشور آموزش شهروندی در حال تهیه است، عملیاتی کردن یک کار پژوهشی، نیازسنجی و آموزش فرهنگی در شهرداری را تبدیل به یک برنامه کرده ایم. به تعبیری تمامی مناطق می دانند نیازهای آموزشی شان در همه بخش های منطقه چیست.
در حوزه مبانی نظری هم کارهای گسترده ای صورت گرفته. در حوزه اجرا به دو دلیل یکی نیاز به یک مدیریت و ستاد متمرکز و یکی تمرکز اطلاعات و مباحثی که در شهردرای وجود دارد، نیازمند یک ستاد هستیم. در حوزه مدیریت های مختلف گاهی اوقات به دلیل اینکه تخصص این کار را ندارند مراجعات مختلفی می کنند. مثلا یک پیمانکار می گیرند در حوزه آموزش؛ در حالیکه آن بخشی که به عنوان تئوری اجرا باید تهیه شود و بعد برای اجرا برود در سازمان هم تولید شده و هم تجربه شده. کار موازی دارد صورت می گیرد. گاهی اوقات به دلیل اینکه مجموعه ای که این کار را انجام می دهد مجموعه تخصصی این کار نیست و امر آموزش هم یک امر ظریفی است ممکن است در بحث آموزش به شکلی عمل شود که ضد دانش افزایی باشد یا تنها حداقلها را تامین میکند.
نکته بعدی بحث تمرکز اطلاعات است، اگر یک ستاد فرماندهی داشته باشیم می توانیم اطلاعات و پژوهشها را مدیریت کنیم. مثلا بخشی از اطلاعات در حوزه سازمان ترافیک، بخشی از حوزه فضای سبز یا مباحث عمرانی کسب می شوند. اگر ما این اطلاعات را در اختیار یک ستاد بگذاریم که در انعکاس آن مدیریت کند که کدام اطلاع را به چه صورت، یا کدام مطلب اول گفته شود، این مطلب چگونه ارائه شود. مثلا بررسی شود اطلاع این مطلب از شکل تبلیغی باشد، یا ترویجی باشد.
در حوزه آموزش، آموزش فراگیر باشد یا آموزش متمرکز، کلاس محور یا متن محور. این بخش های مختلف این اطلاعات بود. در تمام دنیا این مرسوم است که این اطلاعات یک جا متمرکز می شود. و یک مدیریت این اطلاعات را ارائه می دهد.
در مجموع شهرداری به دلیل ماموریت ساختاری که عرض کردم که در اساسنامه سازمان و ماموریت های سازمان دیده شده و کارهای زیادی که سازمان در این بخش انجام داده، در بخش مبانی این کار در کمیسیون فرهنگی شورای شهر یک مصوبه ای گذراندند که در صحن علنی هم این مصوبه کمیسیون فرهنگی مورد تاکید و تایید قرار گرفت، تا شورایی شکل بگیرد به نام شورای راهبردی یا شورای راهبری آموزش شهروندی. ریاست آن با شهردار محترم و مدیر عامل سازمان فرهنگی دبیر آن ستاد است و دبیرخانه در سازمان فرهنگی است. بخشی از معاونین برنامه ای و عملکردی شهرداری عضو آن مجموعه هستند. مدیر مسئول شهر آرا، ریاست کمیسیون فرهنگی شورای شهر و چند کارشناس خبره و معاون فرهنگی عضو آن مجموعه هستند.
برای اینکه کار، کار تخصصی باشد، چند کمیته هم دیده شده که در موضوعات تخصصی آن مجموعه کار تخصصی خودشان را انجام می دهند. قبل از اینکه طرحها به جلسه شورا در کمیته تخصیصی خودش، بررسی می شوند و به ضمیمه متخصصین امر آموزش آن موضوع تخصصی در آن کمیته بررسی می شود و بعد منعکس به دبیرخانه و مصوب می شود.
یکی دیگر از بحث هایی که دنبال می شود ستاد تخصیص و تلفیق است.
یعنی هم تلفیق برنامه های آموزشی در مجموعه صورت می گیرد و هم تخصیص اعتبارات شهرداری در این حوزه، در این ستاد صورت می گیرد.
البته این به این معنا نیست که معاونت ها کار آموزشی انجام نمی دهند. هر سازمانی خودش کار انجام می دهد البته با هماهنگی که با این ستاد به عنوان نقطه تمرکز فرماندهی صورت می گیرد. سطح کار هم سطح شهردار دیده شده. و طبیعتاً امر ایشان برای همه ی مجموع ها نافذ است.
غیر مباحث مبانی، ما در بحث آموزشی متمرکز کلاس محور یک سری آموزش ها انجام دادیم و بخش هایی که در سال 88 و در سالهای آینده توسعه پیدا می کند از آن جمله اند. یکی از کارهای شاخص و ویژه ما کاری بود که با آموزش و پرورش انجام دادیم که امسال در سطوح مختلف ان شاءالله توسعه بیشتری انجام خواهد شد.
کاری که با مساجد در سطح شهر انجام دادیم. این کار منضبط و متن محور بود یا به تعبیری منقبض بود. یکسری کارهای آموزشی گسترده در سطح شهر به صورت فراگیر از طریق ضمیه های روزنامه و از طریق برنامه های متنوع صدا و سیما، یا از طریق بیلبوردهای سطح شهر انجام دادیم.
یکی از کارهای که باید صورت بگیرد استفاده از توان موجود شهر است. برای ما فراهم کردن یک مجموعه جامعه مخاطب در اختیار با یک حجم 60000 نفر که در سال گذشته اتفاق افتاد منطقی و عقلانی به لحاظ یک کار مدیریتی نیست. اما این مجموعه در آموزش و پرورش وجود دارد. باید از آن استفاده کرد و در ظرفیت آن ها برنامه ریزی کرد. مهد کودک های سطح شهر در اختیار آموزش و پرورش و بهزیستی است. کانون های فرهنگی و هنری ارشاد یا کانون های فرهنگی ورزشی بسیج یا مجموعه های مساجد ظرفیت بسیار خوبی است. امر تصدی را نباید شهرداری دنبال کند. شهرداری باید مطالباتش را در ظرفیت های موجود شهر بگذارد و از این ظرفیت ها استفاده کند.
کارش تخصیص اعتبارات با شورای راهبردی آموزش شهروندی است. منتهی به این معنا که تمامی آموزش های آینده مثلا با یک نهادی به نام سازمان فرهنگی یا با نهادی به نام معاونت فرهنگی انجام خواهد شد، نیست. همه بخشها کار خودشان را می کنند. منتهی به دلیل اینکه موازی کاری صورت نگیرد و به دلیل اینکه از حوزه های تخصصی این مجموعه استفاده شود باید در این شورا مصوب شود.
ما در تعامل با شهرداری تهران که در حوزه ساختار، کارهای مطالعاتی خوبی انجام داده اند، تعامل کرده ایم. بخشی از کارهایی که ما انجام دهیم از آن بخش است. تعاملاتی که ما با شهرداری اصفهان داریم که در واقع یک تعامل دوسویه است.
ما آن کار مطالعاتی که در سطح شهر انجام شده و ما براساس آن در واقع یک برنامه ای بر حسب نیازهای منطقه ای تدوین کردیم نشان دهنده ی این است که حتی نیازهای مناطق با هم متفاوت است. نیازهای منطقه ی 1 ما با نیازهای منطقه ی 5 ما دو مجموعه فعالیت در دو سر یک طیف است. بالاتر از این در بعضی از مناطق ما در خود منطقه، بین محلاتش در واقع فاصله طیف گونه وجود دارد.
ما معتقد هستیم که با بررسی در مفاهیم دینی، بخشی از مفاهیم شهروندی را می توانیم بدست بیاوریم که منتهی بر اساس شیوه ها و تکنولوژی ارائه شده و در واقع مدل و اجرا می توانیم این را عملیاتی کنیم. البته به اندازه ای که فقه ما در حوزه مقولات عبادی کار کرده، در حوزه مقولات اجتماعی کار نکرده و غنی نیست. اما به این معنا نیست که وجود ندارد. من خودم به عنوان یک کسی که رشته ام این است معتقدم که در این بخش به شدت گستره مفاهیم و مضامین دینی وجود دارد، اما کار تدوینی کسی انجام نداده، تدوینی که غربی ها در حوزه شهروندی انجام داده اند ما انجام نداده ایم. خوب است این کار اتفاق بیافتد. نیاز شهرداری است. اگر شهرداری می خواهد آموزش ها را بر اساس مفاهیم فرهنگ ملی، فرهنگ بومی و فرهنگ دینی انجام بدهد، باید مبانی، مفاهیم و مضامین آن را تدوین کند. کارهای خوبی صورت گرفته ولی آن کاری که ما در غرب می بینیم الان در جهان اسلام در کشور خودمان نمی بینیم. این باید بیاید اجر ا شود. وظیفه شورا در جایگاه تلفیق همین است.
مناطق مختلف در موضوعات مختلف متفاوت است. اما اولویت اول ما و آنچه که ما انجام می دهیم، مباحث عمومی است. مثلاً حفظ اموال عمومی، بهداشت روانی، حوزه ایجاد تعلق به مشهد، تعلق به شهر که در واقع بخشی از اساس این آموزش هاست. وقتی در حوزه افزایش درآمد، کاهش هزینه، حوزه مسئولیت پذیری و حوزه مشارکت یکی از پیش نیازهایش تعلق به شهر است. الان رویش کار می کنیم.