■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
گفت و گو   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


گفت و گو

تبدیل آدمهای منفعل به شهروندان فعال

تاریخ ایجاد   1388 يکشنبه 22 شهريور     بازگشت

 
در گفتگو با حامد عبداللهی
مدیرعامل خانه شهریاران جوان
 
 
ویژه نگار شهر بهشت قصد پی گیری و ثبت تجربیاتی را دارد که در تهران در حوزه شهری انجام می شود و در مشهد بدیل ندارد. حامد عبداللهی فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه شهید بهشتی است و به تازگی مدیر خانه شهریاران شده است. خانه شهریاران پس از منحل شدن گروه مشورتی جوانان در شهر تهران و با هدف سازماندهی نیروهای داوطلب جوان برای اقدامات جهادی تشکیل شد و هم اکنون در تمام مناطق بیست و دوگانه تهران دفتر دارد.  خانه شهریاران چیست؛ کی تاسیس شده؛ اهداف تاسیس چه بوده و چه کارهایی کرده است؟ اینها سوالاتی بود که از عبداللهی پرسیدیم. جوابهای او را با هم می خوانیم.
 
شاید واقعاً من بهترین گزینه برای بیان مسائل نباشم؛ به این علت درست است که من بیش از 2 سال مختلف از ابعاد مختلف با خانه شهریاران در رده های مختلف در ارتباط هستم. به هر حال من به نظر خودم را دارم و با زاویه دید خودم این مساله را تحلیل می کنم.
 

خانه شهریاران در اواخر سال 84 و اوایل سال 85 به صورت رسمی تاسیس شد. ایده ی اولیه و اصلی تاسیس خانه، استفاده از پتانسیل جوانان در کارهای شهری و کمک به مدیریت شهری بود. برای تقریب به ذهن مثالی می زنم. فکر کنید یک شب برف می آید و بزرگراه بسته می شود و 8 ساعت مردم در ترافیک می مانند. نیروهای موجود در شهرداری و کسانی که سازماندهی شدند برای این واقعه خاص، تعدادشان مناسب نیست، یا کیفیت شان مناسب نیست یا هر چیز دیگری. این ایده وجود داشت که ما نیروهایی را بصورت داوطلب سازماندهی کنیم که وقتی خیابان بسته شد، آن افراد که خانه هایشان در منطقه است، به صورت خودجوش و با انگیزه و داوطلبانه، برای کمک به شهر و شهروندان وارد بشوند، پتو توزیع کنند، شن کف خیابان بریزید، جاده را باز کنند، به کسانی که مصدوم دارند، یا مجروح دارند، کمک کنند. به هر حال برای مدیریت شهری کمک باشند. یعنی دید اولیه راه اندازی مرکزی برای جمع آوری، تشکیل و هدایت پتانسیل جوانان برای مدیریت شهری در امور شهری. این دیدگاه همیشه مثل آن زمان پر رنگ نمانده است. با توجه به مشکلاتی که بوجود آمد، رویکرد ما خود به خود عوض شد، رویکرد ما رفت سمت کارهای فرهنگی هنری، در قالب سازمان فرهنگی.

 

گروه مشورتی جوانان، پیش از این تاسیس شده بود. تعدادی جوان در کارهای شهرداری چذب می شدند تا به شهردار مشورت دهند. بعد که گروه مشورتی منحل شد ما در زیر مجموعه سازمان فرهنگی هنری شهردای تهران تعریف شدیم. کارهای شهرداری در حوزه شهری با پیمان کاران انجام می شود، پیمانکار در شهرداری قرار داد می بندد، و مشکلات قانونی حل می شد، تازه زمان لازم بود که این مشکلات حل بشود، ثانیاً اینکه، بحث اعتماد و جدی گرفتن مطرح بود. شهردار منطقه نمی تواند  بگوید امروز جوانان داوطلب جوی را باز کنند، چرا؟ چون مثلا داوطلب عروسی پسر خاله اش رفته و نمی تواند بیاید یا دانشگاه دارد نمی تواند بیاید.

 

من حق می دهم نمی توانستند در یک سطوحی این اعتماد را به ما داشته باشند. یعنی تخصصی نبود. بعضی از موانع قانونی، تعریف نشدن سازوکارهای همکاری و عدم اعتماد باعث شد ما برویم به سمت جدا شدن از کارهای شهری و برویم سمت کارهای فرهنگی و هنری و اجتماعی.

در حقیقت ما آن دیدگاه را داشتیم و کارهای فرهنگی جدی شد. خروجی ها قابل قبولی انجام شد. در سازمان فرهنگی هنری، مورد پذیرش قرار گرفتیم و جا افتادیم. کارهای جدی در دانشگاه انجام دادیم؛ در مناطق کارهایی کردیم.

 

ولی با تغییر مدیریتی که در سازمان فرهنگی هنری شهرداری و معاونت اجتماعی شهرداری شده فکر می کنم رویکرد ما خیلی رویکرد شهری تری می شود. شهری نه اینکه به معنای رنگ کردن جدول نه اینها. کار شهری یعنی کار جهادی. کاری کنیم که به مردم شهر بخورد. مثلا ما سمینار می گذاریم، «تقدیر از جوانان» خیلی همایش خوبی است. ولی گرهی از مشکلات شهری باز نمی کند، حتی ممکن است شهروندان متوجه اش نشوند. ولی اگر ما بحث تفکیک زباله از مبدا را در شهر تهران حل کنیم هزینه بزرگی از روی دوش شهردای بر می داریم، ثمره آن را هم، همه شهروندان تک تک می بینند. و از برکات آن ها استفاده می کنند. احساس می کنم دید خیلی مناسبی در شهرداری تهران ایجاد شده. آقای دکتر ایادی که معاون شهردار هستند در امور فرهنگی و اجتماعی و آقای دکتر شوشتری رئیس سازمان فرهنگی هنری هستند این دیدگاه را دارند. که کاری انجام بدهیم که به درد شهر بخورد.

 

می خواهیم در تفکیک زباله کار کنیم، در آسیب های شهر کار کنیم. کاری کنیم که به درد بخورد ، کاری کنیم که مشارکت تمام جوانان را لازم داشته باشیم، یک حرکت جمعی برای آشغال نریختن در شهر شروع بشود. نیم نگاهی، جدی تر به سازمان دهی و جلب مشارکت جوانان در کارهای شهرداری از یک نهاد خدماتی به یک نهاد اجتماعی. تبدیل کردن مکان شهر از ساکنانی که در شهر زندگی می کنند به شهروندان فعال یا آدمهای فعال، به عبارت بهتر تبدیل ساکنین منفعل، به شهروندان فعال. این پروسه از همین جاها شروع می شود. ما جنبشی هستیم، و به اندازه توانمان، تجربه مان، کارمان، نیرویمان و پولمان می توانیم کار انجام بدهیم.

 

اعضای ما فعال هستند، سازماندهی شده و مشخص هستند. در چارت مناطق، نیروهایی وجود وارد که بدون حقوق کار می کنند. ما خیلی از برنامه هایمان را با همکاری آنها انجام می دهیم. آدم هایی داریم که به عنوان نیروی داوطلب شروع کردند و الان به عنوان معاونت خانه شهریاران هستند. مثل آقای مشیری، معاون مناطق و آقای اصلاحی نژاد قائم مقام خانه. ما به توانمندی اینها اعتقاد داریم، دانشجوی دانشگاههای تهران و علم و صنعت هستند، از نظر اجرایی تجربه خوبی دارند و از نظر محتوایی، توان مناسبی دارند و اینها حاصل کاری هستند که اینجا انجام شده. 30 تا مدیر و 3 مدیر ارشد. 3 سال کار حاصلش شده این است. اینها عضو داوطلبانه بودند و الان کار جدی دارند.
مناطق، بحثش جدی است. تفاوت ما با بقیه سازمانهای فرهنگی موجود در شهرداری همین مناطق است. سازمانهایی که کار فرهنگی می کنند برای شهرداری، موسسات آموزشی، موسسات تحقیقاتی، چه فرقی ما می خواهیم بکنیم. ما نیروی داوطلب استفاده می کنیم و داریم در سطح مناطق 22 گانه شهرداری آنها را سازماندهی می کنیم.


نظرات در مورد:تبدیل آدمهای منفعل به شهروندان فعال

نام شما:
نظر شما:
افزودن نظر


برنامه هاي فرهنگ سراها

 

 

 



نظرسنجی

کدامیک از وظایف شهرداری است؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج