امروزه با گسترش روزافزون تكنولوژي و آپارتماننشيني پرداختن به فعاليتهاي جسماني كاهش يافته كه خود عامل تنشهاي عصبي و بيماريهاي رواني بسياري است. در شهرهاي بزرگ با گسترش كاربريهاي صنعتي و تجاري و منابع آلودهكننده از طرف ديگر كمبود كاربريهاي تفريحي و ورزشي علاوه بر صدمات جبران ناپذير به محيط زيست، توسعه پايدار شهري را با مخاطرات جدي مواجه ميسازد.
ورزش يكي از بهترين عوامل در ارتقاي سطح فرهنگ عمومي است. امروزه ورزش به عنوان يك نياز جسمي و روحي در جوامع مختلف مطرح است و بايد به اين پديده اجتماعي به عنوان يك ارزش در جامعه نگريسته شود و همچنين مديران شهري براي مقابله با آسيبهاي اجتماعي و بزهكاري بايستي در ايجاد اماكن ورزشي در سطح شهر بكوشند.
در شهرها با گسترش روزافزون تكنولوژي پرداختن به فعاليتهاي جسماني كاهش يافته و فعاليتهاي فكري و اشتغالات ذهني افراد افزايش يافته است كه خود عامل تنشهاي عصبي و بيماريهاي رواني بسياري است. بهترين درمان براي اين مساله ورزش است كه شايد مانند گذشته نه به عنوان يك تفريح، بلكه در كنار مشكلات زندگي در عصر صنعت و تكنولوژي به مثابه يك نياز مطرح ميشود. براي به فعل درآمدن نياز بالقوه انسان به ورزش، يكي از مهمترين اقدامات توسعه و گسترش مراكز ورزش است.
از بزرگترين مشكلات كلانشهرها مانند مشهد كمبود فضاهاي تفريحي و ورزشي و توزيع صحيح آن با توجه به جمعيت هر منطقه بوده است.
همچنين گسترش بيماريهاي جسمي و رواني از جمله افسردگي و همچنين رواج بزهكاري، جرم و جنايت ميان جوانان در شهرهاي بزرگ را ميتوان تا حدودي كمبود و نبود وسايل تفريحي و ورزشي دانست.
از سوي ديگر در شهرهاي بزرگ، مناطق كم برخوردار، دسترسي به فضاها و وسايل ورزشي نسبت به ديگر مناطق دارند. بنابراين احداث اماكن ورزشي با تسهيلات و خدمات ويژه، بايستي از محلات فقيرنشين آغاز شود زيرا بسياري از بزهكاريها و انحرافات اجتماعي معلول مشكلات اقتصادي در اين مناطق است.
جمعيت و تعداد شهرهاي كشور در چند دهه اخير به شدت فزوني يافته و همچنين در اغلب شهرها نيمي از جمعيت را افراد زير پانزده سال تشكيل ميدهند. برنامهريزي براي ورزش بايد با توجه به نيازهاي اين قشر بزرگ در انطباق امكانات موجود با احتياجات آنان و يا به وجود آوردن مقدورات جديد ويژه نيازهاي آنان انجام شود. با رشد و ازدياد فرآورده هاي ماشيني ساعت كار پايين آمده و از 45 ساعت به 40 ساعت در هفته (2 يا 3 روز در هفته) رسيده است. بنابراين يكي از محوريترين نگرشهاي توسعه پايدار شهري، ساماندهي جمعيتي سالم در چارچوب شهروندان سالم در محيط زيست سالم است.
اين گزاره در حوزه عملكردي شهر صنعتي بسيار مهم مينمايد به نحوي كه يكي از كارشناسان معتقد است: كارهاي صنعتي به طور روزافزوني به صورت يكنواخت و تكراري درآمده كه ممكن است با گذشت زمان اثرات رواني ناهنجاري روي كارگران باقي بگذارد و باعث كسالت، افسردگي و سرخوردگي آنان گردد. براي از بين بردن اين افسردگي، كسالت و سرخوردگي در محل، نياز مبرمي به فعاليتهاي تفريحي و ورزشي براي ايجاد و حفظ علاقه در محيط كار و به منظور لذت بردن از مواهب حياتي احساس ميشود.
همچنين ورزش در كاهش خستگي مزمن بسيار موثر خواهد بود؛ با توجه به بالا رفتن هزينههاي تسهيلات رفاهي در شهر كه گريبانگير شهروندان ميباشد، افراد مجبورند فعاليتهاي اقتصاديشان را براي بهبود وضعيت زندگي افزايش دهند و در طي مدت كوتاهي دچار خستگي روحي و جسمي مزمن ميشوند. با انجام ورزش ميتوان تا حدودي از اين بيماريها جلوگيري كرد. ضمن اينكه مردم به علت بيماريهايي از قبيل ناراحتي اعصاب، ناراحتيهاي دستگاه گوارش، درد مفاصل، كاهش و افزايش فشار خون، حاضرند مدتها اوقات خود را صرف مداوا و پرداخت هزينههاي سنگين پزشكي كنند ولي حاضر نيستند روزانه 10 دقيقه به ورزش و نرمش بپردازند.
در كشور ما، استانداردها و معيارهاي مشخصي به منظور تعيين همه سرانههاي شهر ارايه نشده است. از آنجا كه شرايط زندگي شهري در مناطق مختلف كشور با يكديگر تفاوتهاي اساسي دارد، معيارها و اندازه سرانههاي شهري در يك شهر از ايران نيز نميتواند قابليت اجرايي براي شهرهاي ديگر را داشته باشد.
براي شهرهاي ايران سرانه فضاهاي ورزشي نسبت به انواع محيطهاي ورزشي، با توجه به تاسيسات ورزشي كودكان تا سه سال، كودكان 7 تا 14 سال، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان، سرانه 4 متر مربع پيشنهاد ميشود. در اين راستا سازمان تربيت بدني 5/4 مترمربع را به عنوان سرانه ورزشي تعيين كرده است.
چنين فرآيندي در تحليل وضعيت فضاهاي ورزشي نگرانيهاي جدي را در چارچوب پارادايم توسعه پايدار شهري ايجاد ميكند.
دولت و دستگاههاي تابعه آن ميبايست در توسعه فضاهاي ورزشي مشاركت فعال كنند. اين ياري بخشي در دو مورد نياز است؛ نخست با تاكيد بر آموزش تربيت بدني در سطح عالي و تربيت مربي كه بتواند اطلاعات، آگاهي و فنون ورزشي را در اختيار بخش خصوصي قرار دهد. ديگر اينكه با تدوين استانداردها، ضوابط و معيارهاي ساختماني و تاسيساتي كمك كند تا بخش خصوصي كه مايل به سرمايهگذاري در تربيت بدني است، نهادها و ساختمانهاي ورزشي ارزشمندي با معيارهاي جهاني به وجود آورد كه هم اتلاف سرمايه نباشد و هم افراد كشور بتوانند از آن در بهترين سطح بهرهمند گردند.
در اين زمينه است كه بخش خصوصي نيز ميتواند با توجه به منطقه اقليمي و جغرافيايي كه قرار دارد از توصيههاي اين طرح بهرهمند گردد.
همچنين شهرداريها به عنوان يك نهاد اجتماعي- خدماتي ميبايست با شناخت و آگاهي دقيق از تاثير ورزش و ساخت ورزشگاههاي مجهز، توسعه فضاهاي ورزشي را در برنامههاي اولويتدار خود قرار دهند، مجموعههاي ورزشي بسياري احداث كنند و شمار زيادي از شهروندان را به سوي ورزش هدايت نمايند.
شهرداريها مي توانند زمينهاي بايري كه بدون استفاده در گوشه و كنار شهر و محل تجمع زباله و نخالههاي ساختماني و حشرات موذي است و بهداشت محيط زيست را به خطر مياندازد، را شناسايي و با همكاري دستگاههاي ذيربط نسبت به احداث اماكن و تاسيسات ورزشي در آن مكان اقدام كنند.
در همين راستا شهرداري تهران با مشاركت مالي خود و به عنوان يك بازوي قوي و نيرومند، در ارتباط با ايجاد مكانهاي ورزشي، قدمهاي مفيد و موثري برداشته است. هم اكنون هريك از مناطق بيست و دوگانه شهرداري تهران سالانه مقاديري از بودجه جاري و منابع مالي خود را به امر ايجاد اماكن و تاسيسات ورزشي مناسب اختصاص ميدهند كه افزايش اعتبارات مربوط در مناطق محروم و فاقد امكانات ورزشي مورد تاكيد است.
در اين رابطه ميتوان اهداف زير طبقهبندي كرد:
- ارتقا سطح سلامتي شهروندان از طريق گسترش فعاليتهاي ورزشي،
- ارتقا سطح فرهنگ ورزش شهروندان
- برنامهريزي براي توسعه و تعميم ورزشهاي همگاني در سطح پاركها و فضاهاي مناسب،
- ايجاد فرصتهاي مناسب براي شهروندان به منظور بهرهمندي از فعاليتهاي ورزشي در اوقات فراغت،
- برگزاري فعاليتهاي ورزشي گروهي و مسابقات براي ايجاد انگيزه و اشتياق شهروندان،
- ايجاد ارتباط و هماهنگيهاي لازم با فدراسيونهاي ورزشي و اداره كل تربيت بدني استان تهران و هياتهاي ورزشي،
- ايجاد زمينههاي مناسب جهت مشاركت در برنامهريزي و اجراي فعاليتهاي ورزشي،
- برنامهريزي به منظور توسعه و تعميم ورزش در سطح شهرداري تهران و انجام مسابقات بين كاركنان.
مساحت سرانه تاسيسات ورزشي در كشورهاي مختلف، متفاوت است. كشور فرانسه مساحتي معادل 35 مترمربع را به ازاء هر واحد مسكوني و انگلستان 10 مترمربع به ازاء هر نفر و آمريكا 15 مترمربع به ازاء هر نفر پيشنهاد ميكنند. به طور ميانگين عرف بينالمللي حدود 25 مترمربع فضاي سبز و ورزشي به ازا هر نفر است، كه از اين رقم حدود 18 متر مربع اختصاص به فضاي سبز و مابقي به فضاهاي ورزشي تعلق دارد.
زنان مسئوليت سنگين تعليم و تربيت كودكان را بر عهده دارند و از طرفي سلامت جسم و روان مادر تاثير به سزايي در تربيت و پرورش فرزند دارد؛ جامعه سالم براي پيشرفت در تمام زمينهها نياز به زنان قوي و سرزنده دارد. بنابراين مقوله ورزش بانوان براي آرامش روحي جسمي و نشاط و شادابي آنها ر فضاي شهري از اهميت بسياري برخوردار است. بررسيها نشان ميدهد كه فضاي ورزشي بانوان از فراواني كمتري نسبت به مردان برخوردار است و اين نابرابري موجد چالش هاي بسيار جدي در فضاي شهري از نظر توسعه پايدار شهري است.
همچنين بيش از نيمي از جمعيت كشور را زنان تشكيل ميدهند. نيروي زنان، نيرويي است كه در حقيقت ميتوان با به جريان افتادن در مجراي سازندگي و توليد جامعه اي را در رسيدن به هدفهايشان توانمند كند. اگر زنان در هر جامعه مشي مشاركت جويانه در پيش بگيرند، آن جامعه شريك ندانند و يا آنها را كنار بگذارند در عمل نيمي از نيروي فعال و تواناي جامعه از دست رفته است بهرهگيري مناسب از امكانات يك كشور شرط اصلي توسعه و رونق آن كشور است.
نكته حايز اهميت اين كه نشاط و سلامت قشر وسيع بانوان در يك كشور مي تواند روحيه كل جامعه را تحت تاثير قرار دهد.
لازم است تا در مرحله نخست با تجهيز بيشتر مكانهاي ورزشي موجود و ايجاد ورزشگاههاي جديد و تخصيص منابع مالي لازم در تقويت اين امر مهم كوشش نمود و از سوي ديگر با تبليغات موثر سازنده و متناسب با ارزشهاي فرهنگي جامعه اسلامي، حركت به سمت همگاني شدن ورزش بانوان را وسعت كمي و كيفي بخشيم.
نبود دسترسي يكسان شهروندان به اماكن ورزشي و همچنين توزيع نابرابر اين فضاها در مناطق شهري، باعث محروميت بسياري از افراد به خصوص جوانان در استفاده از اين فضاها شده است، وجود مسايل و مشكلات زياد پيش روي مديران شهري در توزيع عادلانه مراكز ورزشي، توجه بسياري از مسوولان را براي رفع اين مسايل جلب كرده است.
به تعدادي از مشكلات موجود در توزيع فضايي اماكن ورزشي اشاره ميكنيم:
- نبود طرح جامع اماكن ورزشي و همچنين توزيع نابرابر اين فضاها در مناطق شهري،
- نبود مشاركت فعال و جدي بخش خصوصي در ايجاد اماكن ورزشي،
- تاسيس بيشتر مكانهاي ورزشي بدون توجه به تراكم جمعيت و وسعت مناطق شهري،
- ارايه نكردن برنامههاي منسجم و دقيق براي گسترش فضاهاي ورزشي،
- مغايرت مكانيابي مراكز ورزش در سطح شهر با استانداردهاي جهاني،
- كمبود وسيع و نقص اطلاعات و آمار در زمينههاي گوناگون فضاهاي ورزشي،
- و ...
براي پر كردن اوقات فراغت شهروندان، نياز شديدي به احداث مراكز تفريحي و ورزشي به منظور بهرهوري عادلانه شهروندان احساس ميشود، شهرهاي ما با توجه به رشد جمعيت و نياز سنين مختلف به فضاهاي ورزشي داراي امكانات ورزشي مناسبي نيست.
يكي از پايههاي توسعه پايدار شهري عدالت محوري در توزيع منابع شهري است كه به نظر ميرسد فاصله زيادي بين وضع موجود و وضع مطلوب در فضاي شهري وجود دارد، كمبود و ناكافي بودن اماكن ورزشي نسبت به تعداد جمعيت جامعه و فقدان وسايل و خدمات ورزشي، لزوم طرحهاي كوتاه مدت و ميان مدت براي ايجاد مراكز ورزشي و افزايش سرانه ورزشي را در محلات شهري مطرح ميكند. در چنين فضايي تقويت بعد مشاركت جويانه مردم در توسعه فضاهاي ورزشي از الزامات موكد در توسعه پايدار شهري است.
نتيجه كم تحركي شهرنشينان در فضاي زيست و كار موجب بروز مشكلات عديدهاي در دهههاي گذشته است. توسعه پايداري شهري به منظور پويايي و نشاط در فضاي شهري حاوي نكات مهمي از توسعه ورزش و فزوني تحرك است. در چارچوب نظريه نوين توسعه پايدار شهري و با در نظر گرفتن وضعيت كلانشهرهاي ايران، راهكارهاي زير براي توسعه فضاهاي ورزشي ضروري به نظر ميرسد:
- تهيه و تدوين برنامههاي مشاركت جويانه مردمي به نحوي كه به سادهترين روش حضور معني دار در اين عرصه تحقق يابد،
- توسعه هرچه سريعتر ورزشي در پاركها و بوستانهاي شهري،
- برنامهريزي و اجراي فضاهاي ورزشي زودبازده به ويژه در مناطق با تراكم جمعيتي بالا،
- اجراي برنامههاي تشويقي و سهولت در بوروكراسي احداث اماكن ورزشي توسط بخش خصوصي در فضاي شهري،
- استفاده از فضاهاي ورزشي مراكز آموزشي متوسطه و عالي در ساعات غير آموزشي براي بهرهبرداري همگاني به ويژه بانوان،
- اعمال سياست آموزشي منسجم در جهت آگاهي بيشتر شهروندان از برنامههاي مربوط به توسعه ورزشهاي همگاني.