■ شهر نفسش تنگ شده! چهار میلیارد تومان هزینه ی سالانه، برای سالم ماندن ریه های شهر... برای نگهداری از پارک ها و فضا های سبز! ■ ما ثروت مند هستیم وقتی از دارایی هایمان درست استفاده کنیم. (اموال عمومي ثروت همگاني است) ■ من هم با وسیله ی سالم موافق ترم. ■ حق نام دیگر خداست. پایمالش نکنیم! ■ "یک میلیون؟ دو میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ دو میلیارد؟… ■ نه! چهار میلیارد، هزینه ی نگهداری از پارک ها، تنها در مشهد، توی سال گذشته"                   
گزارش   Saturday, July 31, 2010 - 1389 شنبه 9 مرداد

منو كاربري



ثبت نام
فراموشی کلمه عبور؟


گزارش

نهادهای رسمی؛ نقطه ضعف آموزشهای فرهنگ شهروندی؛

تاریخ ایجاد   1388 پنجشنبه 29 مرداد     بازگشت

شهر بهشت؛ این روزها ارتقاء فرهنگ شهروندی و بالابردن دانش شهروندان در خصوص حقوق و تکالیفشان در قبال شهر، مهمترین دغدغه مدیران فرهنگی شهر است. هیچ کس در خصوص لزوم ترویج و ارتقاء فرهنگ شهروندی صحبتی نمی کند و این امر بدیهی به نظر می رسد اما در این میان سه سوال بی پاسخ مانده است:

اول اینکه فرهنگ شهروندی که یک مفهوم کاملا وارداتی است در ترجمه ای که به فرهنگ ایرانی – اسلامی ما شده است چه مفهومی پیدا کرده و دارای چه مصادیقی است؟

دوم اینکه اصولا مقوله آموزش در کشور ما بر عهده مراکز آموزشی رسمی است. پس کمبودها در خصوص ارتقاء فرهنگ شهروندی که یکی از مهمترین شاخصه های جامعه پذیری و از وظایف آموزش رسمی در کشور است، به عهده آموزش و پرورش و دانشگاههای ماست. ضمن بررسی این موضوع، ملاکها، نیازها، خلاها، بایدها و نبایدهای آموزشهای غیر رسمی در این حوزه چیست؟

و آخرین سوال اینکه پراکندگی آموزشهای شهروندی، در چه مرکز یا شورایی رصد می شود و برنامه ریز و هسته اصلی این آموزشها کجا است؟

شهر بهشت قصد دارد در چندین گزارش به بررسی گستره آموزشهای فرهنگ شهروندی و راهکارهای متخصصین و مدیران مربوطه بپردازد.

از آنجا که در حوزه آموزش فرهنگ شهروندی هنوز منظومه یا سند مدون بالادستی وجود ندارد، طبیعی است که دیدگاههای عملیاتی جای یک منظومه تمام و کمال را خواهد گرفت. دکتر نوغانی از مدرسین آموزش های شهروندی در این زمینه می گوید: فرهنگ شهروندی را اگر به دو بخش حقوق و تکالیف تقسیم بندی کنیم، هم در خصوص حقوق شهروندی و هم در خصوص تکالیف شهروندی قطعا آموزش عمومی شهروندی لازم است. آموزشهای آکادمیک و کلاسیک از طریق مدارس و دانشگاهها انجام می شود اما قطعا کافی نیست و باید از طرق دیگر نیز این آموزشها به صورت عمومی و پیوسته انجام بگیرد.

دکتر نوغانی در ادامه می افزاید: سازمانهای فرهنگی اولا باید نیازها را رصد کنند و با نیاز سنجی و امکان سنجی خلاها و کمبودها را پیدا کنند. باید ببینند در چه زمینه هایی مردم نیاز به آموزش دارند. ممکن است که در برخی زمینه ها مردم با حقوق و تکالیف خود آشنا باشند و تکرار بیش از حد، زدگی ایجاد کند و اثر عکس بدهد. ولی در بیشتر بخشها اینطور نیست. پس باید ابتدا قسمت خالی لیوان را دید سپس متناسب با خلاها اطلاع رسانی شود، مطالب به مردم ارائه شود، آموزش داده شود و سطح آموخته ها و اطلاعات شهروندان را ارتقا بدهد.

دکتر نوغانی با بیان اینکه یکی از مهمترین بخشهای جامعه پذیری، آموزش فرهنگ شهروندی و ارتقاء دانش و اطلاعات شهروندان است، گفت: نهادهای رسمی که وظیفه اجتماعی شدن و جامعه پذیری را دارند، به تنهایی نمی توانند از عهده آموزش جامع فرهنگ شهروندی برآیند و لزوما نیاز به مراکز جانبی و فراگیر جهت آموزش اختصاصی این مفاهیم وجود دارد.

وی با تقسیم بندی آموزش به دو نوع آموزش رسمی و آموزش غیر رسمی افزود: آموزش و پرورش، دانشگاهها و دیگر نهادهای رسمی آموزشی می توانند بخشی از نیازها را پاسخگو باشند اما صرفا از طریق آنها امکان پذیر نیست. بنابراین باید به شکل غیر رسمی در آموزش فرهنگ شهروندی از نهادهای مکمل و بسته های آموزشی مکمل نیز استفاده کرد. مثالی که می توانم در این زمینه یادآوری کنم مساجد هستند که می توانند نقش موثری در ارتقاء فرهنگ شهروندی ایفا کنند. لذا الزاما نهادهای رسمی نمی توانند از عهده این آموزشها برآیند.

دکتر قاسمی نیز می گوید: به نظر من باید شورایی تشکیل بشود از همه ادارات مختلفی که متصدی آموزشهای شهروندی هستند و این آموزشها به صورت متمرکز از طریق این شورا و با کار کارشناسی عمیقتر برنامه ریزی شود تا از موازی کاری و بعضا ایجاد خلاهای عمیق در اطلاع رسانی، آموزش مفاهیم شهروندی و ارتقای دانش شهروندان جلوگیری شود.

دکتر قاسمی از مدرسان بهداشت عمومی آموزشهای کلاسیک در مدارس و دانشگاهها را به هیچ وجه برای آموزش فرهنگ شهروندی کافی نمی داند و می گوید: اگر آموزش فرهنگ شهروندی در مراکز آموزشی و مراکز آموزش عالی ما کافی بود، باید تمیزترین مکانها از نظر بهداشت عمومی که جزء اولین آموزشهای فرهنگ شهروندی است دانشگاههای ما می بود؛ یا اینکه مشکلات رفتاری در دانشگاهها باید از همه جا کمتر می بود و بهداشت روانی این مراکز آموزشی در سطح بالایی قرار می داشت که متاسفانه اینگونه نیست.

مقوله فرهنگ شهروندی به خاطر ابهامات فراوانی که در ذات خودش دارد از یک طرف یک محصول کاملاً وارداتی است که به شکل خیلی جدی مطرح شده و به مانند دیگر مقوله های فرهنگ سند روشنی ندارد. و از طرف دیگر بدون تبیین این مفهوم به یک جمع بندی رسیده ایم که ارتقاء فرهنگ شهروندی تنها راه برون رفت از چالش های مدیریت شهری است. نوید برکچیان با بیان اینکه مدیریت شهروندی دقیقاً به عنوان یک راه درمان از چالش های پیشاپیش به فرهنگ شهروندی نگاه می کند، گفت: البته در حقوق بومی و دینی ما در قالب فرهنگ بومی و دینی، اصول و راهبردهای فرهنگ شهروندی تا حدودی تعریف شده است اما چون به روشنی تقسیم بندی نشده است، فهم ما فهم بیگانه ای شده است.

مدیر ترویج فرهنگ شهروندی سازمان فرهنگی تفریح شهرداری مشهد در ادامه خاطر نشان کرد: نخبگان دانشگاهی هم متولیان را ترغیب می کنند که به توسعه فرهنگ شهروندی و ارتقاء آن بپردازند تنها برای اینکه بدون اینکه اثری مستقیم بر عملکرد خودشان داشته باشد، برای آنها راهگشا خواهد بود. البته این تاثیرگذاری در شهرداری ها مستقیم است. افزایش مشارکت شهروندان در تامین هزینه های شهر یا مشارکت شهروندان در نگهداری اموال شهر؛ این دو تاثیر مستقیمی بر عملکرد شهرداری دارند. به این معنا که اگر شهروندان مشارکت شان در تامین هزینه های شهر افزایش پیدا کند چالش های اجرایی کاسته می شود و بالعکس.

برکچیان با اشاره به اینکه مدیریت شهری تنها بخشی است که در بدنه حاکمیتی، خود هزینه های خود را تامین می کند، گفت: منابع بخشهای مختلف حاکمیت از مالیات های غیر تقسیم تامین می شود یا از فروش منابع طبیعی. لذا می توانند اگر بخواهند به شهروند توجه نکنند اما مدیریت شهری اینطور نیست، چون تمام هزینه هایش را مستقیم از شهروندان تامین می کند، باید بیشترین توجه را به ارتقاء فرهنگ شهروندان داشته باشد. شهروندان در حقیقت مشتری مدیریت شهری هستند.

وی ادامه داد: یکی از این مشکلات، مشکل عدم مدیریت واحد شهری است. مثلا در پاریس، کلید طلایی شهر اصطلاحا در اختیار شهردار است و تمام حوزه های مختلف و ابعاد مختلف زندگی شهروند با شهرداری گره خرده است. حوزه های آموزشی، حوزه رسانه، امنیت و پلیس، هنر و... ذیل یک ستاد برنامه ریزی می شوند. لذا وقتی مدیریت شهری به یک جمع بندی در خصوص آموزش فرهنگ شهروندی می رسد به راحتی می تواند به سیستم رسمی آموزشی خودش امر کند که در این حوزه کارهای مقتضی را انجام دهد. سرفصل هایی تحت عنوان آئین شهروندی، فرهنگ شهروندی، مهارت های شهروندی، عمدتا در سیستم های آموزشی رسمی این شهرها به شکل سرفصل های آموزشی رسمی هستند.

مدیر ترویج فرهنگ شهروندی با اشاره به عدم وجود آموزش های منظم، هدف مند و منسجم در سیستم آموزش رسمی گفت: مشکل دوم شهرداری همین است. یا باید مستقیم شبکه آموزشی ایجاد کند که عملاً غیر ممکن است و هزینه سرسام آوری دارد و یا از شبکه آموزش موجود بهره برداری کند. البته این خود بیشتر به هماهنگی دولت و شورای وقت بستگی دارد. مثلا در تهران، شهرداری تهران نمی تواند از این امکانات استفاده کند. در مشهد در حال حاضر می شود و اینها مشکلات جدی است در حوزه فرهنگ شهروندی که ضرورت طراحی یک مظومه، یک سیستم، یک برنامه جامع در جهت ارتقاء فرهنگ شهروندی مبتنی بر وضعیت موجود را دوچندان می کند.

در پایان باید توجه کرد که سرانه فرهنگی هر شهر که در بخش ترویج فرهنگ شهروندی هزینه می شود بسیار ناچیز است؛ چرا که معمولا شهرداری ها مجبور میشوند بیشترین بودجه خود را در حوزه خدمات عمومی هزینه کنند. با توجه به ناچیز بودن بودجه و امکانات شهرداری ها در جهت آموزش فرهنگ شهروندی، قطعا به کمک بخشهای فرهنگی حاکمیتی، مثل وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارشاد و بخش های وابسته نیاز های جدی وجود دارد. و بی شک لزوم ایجاد آموزشهای عمومی و غیر رسمی به معنای نفی آموزشهای رسمی فرهنگ شهروندی نیز نخواهد بود.




برنامه هاي فرهنگ سراها

 

 

 



نظرسنجی

کدامیک از وظایف شهرداری است؟




ثبت نظر  مشاهده نتایج